من باهوشم!
در دو روز اخیر با تمام فشارها و استرسها، پروژه ای رو که به من محول کرده بودند تا حد بسیار زیادی و به صورت عملی تمامش کردم و بسیار رضایت بخش بود. دو هفته مداوم برای سیستم برنامه ریزی کردیم و مشکلاتش رو بحث کردیم و سر انجام دیروز با موفقیت تموم شد و یه نفس راحتی کشیدم. امروز قراره با یکی از رییسام صحبت کنم و کار روی پروژه های نیمه کاره بعدی رو شروع کنم.
من سه رده رییس دارم. یکی رییس مستقیم من هست که یه جوون ایرلندی بسیار باحاله و همه دوستش دارن. رییس دوم، سرپرست گروه ما هست که اون در واقع یکی از مصاحبه کننده های من بوده و اونم آدم خوبیه و رییس رده بعدی، به واقع رییس واحد آی تی اروپا (یا یه چیزی تو همین مایه هاست) و بسیار آدم شوخ طبع و بذله گوست و واقعا شغلش برآزنده اوست.
دیروز که نوبت به سخنرانی او بود من در کنارش نشسته بودم و طبق روال مراقب سیستم های کنفرانس از راه دور بودم که کسی ازش سوالی پرسید و همین طور که داشت جواب سوال رو میداد یه نگاهی به من انداخت و گفت مثلا همین پژمان رو ببینید با اینکه ممکنه کار الانش دقیقا در راستای تجربه کاریش و یا درسش نباشه اما ما چون تو گوگل دوست داریم آدمهای باهوش رو استخدام کنم، قبولش کردیم. چون تو مصاحبه ها و رزومه کاریش چیزای جالب دیدیم و فکر کردیم به دردمون می خوره. آقا اینو گفت به شدت در یه جاییم عروسی شد. گفتم آخ جون من باهوشم(از اون ذوقهای بچه ها که وقتی شیرینی و شوکلات می بینن) همچین خستگی این مدت از تنم به در شد. هرچقدر هم که هر روز بیشتر راجع به پروسه انتخاب کارآموزان و کارکنان ثابت شرکت می خونم لبخند بیشتری بر لبانم نقش می بنده. من با یه دنیا رقابت کرده ام هرچند که راه درازی در پیشه.
4 نظر:
pegman jan man jaye pedar va madaret behet eftekhar mikonam hamisheh piroz bashi
:) che hess e khoubi !
man hamishe az khoundan e inja energy migiram o motivation peyda mikonam; merC !
پژمان عزيز منتظر موفقيت های بيشترت هستم. مجيد، کارشناس ارشد الکترونيک از کرمانشاه
سلام پژمان جان
واقعاً خوشحال شدم وقتي مطالبي رو كه نوشتي خوندم ، حتي از طريق اينترنت هم ميشه همه شور و شوق و موفقيتت رو حس كرد ، اميدوارم هميشه دلت شاد و لبت پر از خنده هاي قشنگ باشه.
ارسال يک نظر
<< صفحه اصلی