کریسمس خشک
فکر می کنم نه تنها من بلکه برای بسیاری کریسمس بدون برف و سپیدی بی معنا باشه. من از کودکی کریسمس رو با درخت کاج با برف پوشیده شده و سورتمه هایی که باهاش سر می خورن و صد البته بابا نوئل چاقالو می شناختم. از جهتی در ذهن اکثریت مردم وقتی صحبت از سوئد میشه سه چیز بیشتر از بقیه موارد به ذهن خطور می کنه: اولی دموکراسی پیشرفتهُ دومی هوای سرد و سومی آدمهای بور و قدبلند. سوئد چون کشور درازیه در نقشه بنابراین نمیشه یه نسخه راجع به آب و هواش پیچید بنابراین راجع به استکهلم می گم که در قسمت جنوبی سوئد واقع شده.
من چون عاشق برفم و واقعا زمستون رو دوست دارم خیلی برام مهمه که کی برف میاد و کی شهر سفیدپوش میشه. دلمون هم خوش گفتم که میام اینجا و حسابی حال می کنیم اما از اونجا که در قرن بیست و یکم تمام معادلات و پیش فرضهای بشری به اندازه تف کف دست هم ارزش نداره قضیه آب و هوا هم مستثنی نیست. شک ندارم به دلیل گرمای جهانی و افزوده شدن دمای کره زمین این اتفاقا داره می افته. نتیجه این میشه که امسال توی استکهلم شاهد یه کریسمس زشت بدون برف هستیم. پارسال هم که یه برف به زور دم دمای کریسمس و سال نو اومد. خب به هر حال اینم دلیلی که من همش در حال غر زدن باشم و آه و ناله کنم!
ُ
دوبلین که کلا برف نداره و باد و بارونه ولی کلا چهره شهر از اول دسامبر حسابی خوشکل شده بود و من همه وسط شلوغ پلوغی ها رفتم برای خودم خرید که شیک و پیک بشم. بعدشم چند روز مرخصی داشتم و با چسبوندنشون به تعطیلات کریسمس دو هفته زدم تو رگ و برگشتم استکهلم نازنین که استراحتی بکنم. تو سال جدید هم مهمان شهری خواهم بود که هرکی رفته ازش تعریف کرده.
توی استکهلم همیشه برای من کاری هست که انجام بدم. یا مهمانی دعوت میشم یا پارتی هست و یا کنسرتی که بریم. کنسرت گوگوش و مهرداد رفتم با اون بلیط بسیار گرونشون هرچند که بلیط رو مهمان شده بودم. مهرداد رو بهم گوشزد کرده بودن که اصلا صدا نداره ولی خب واقعا فکر نمی کردم تو استودیو انقدر میشه صدای یه خواننده رو خوب کرد. در یک کلام صداش مزخرف بود و بهتره که به شغل اصلیش که آهنگ سازیه برسه. اما گوگوش شاهکار بود. عجب صدایی. نمیشه با چند خط تعریفش کرد.لباسهایی هم که برای سن عوض می کرد واقعا بهش میومد و زیباش می کرد.
خوشحالم که حتی تو تعطیلات هم می تونم کارهای مفید انجام بدم و خودم رو آماده کنم برای یه دوره کاری پرتلاش. امیدوارم که این سرماخوردگی لعنتی که از دیروز گرفتارم کرده هم دست از سر کچل من برداره. سال ۲۰۰۷ میلادی سال بسیار خوبی برای من بود اما خب مشکلات و سختی های بسیاری رو هم پشت سر گذاشتم. اصولا کارنامه خودم رو با نوروز باستانی ایران عزیزمون می بندم و جمع بندی ها بمونه برای نوروز. پیشاپیش سال نو میلادی رو به همه شما تبریک می گم مخصوصا ارمنی های خوبمون که دین و آیینشون هم پیرو این ایام هست
برچسبها: خاطرات
1 نظر:
سلام پژمان عزیز.درباره برف کاملا باهات موافقم.وقتی کوچیک بودم همیشه عید و گاهی زمستون میرفتیم تهران و تفریحم بازی توحیاط مامان بزرگ وکوچه باغهای پربرف تجریش بود.انگار روح آدم رو جلا میداد.حالا سالهاست که به خاطر درس و دانشگاه زمستون ها توی بوشهر خشک و بی روح میمونم و دلم رو به بارون های سیل آساش خوش می کنم.به هر حال،سال نو مبارک.امیدوارم همیشه پر انرژی و شادوموفق باشی.راستی،من به کمک شمانیاز دارم.یک سری اطلاعات میخوام درباره وضعیت رشته های مهندسی دریا و معماری کشتی در دانشگاه های سوئد.ممنون میشم اگر مرجعی رو به من معرفی کنید.برای فوق لیسانس یا دکترا اگر بشه میخوام اقدام کنم.پیشاپیش ممنون.آدرس من هست m.majidi1983@google.com
ارسال يک نظر
<< صفحه اصلی