برنامه روزانه
من همیشه علاقه مند بوده ام بدانم آدمهای موفق چگونه وقت خودشون رو در یک روز سپری می کنن. هرچه موفقیت آدم هم بیشتر باشه و در راستای آرزوهای بزرگتری قدم بر می داره مدیریت زمان شخص هم باید بهتر باشه چرا که همگی ما فقط 24 ساعت در یک روز وقت داریم. این هم برنامه شخصی روزانه من که البته در موارد بسیاری به دلیل تنبلی، خستگی بیش از حد، اتفاقات غیر قابل پیش بینی، مسافرت، و بیماری ممکنه تغییر کنه اما تا اونجا که بتونم سعی می کنم به این برنامه بچسبم مخصوصا تا ابتدای نوروز خودمون. هم ثبت خاطره ای و هم اینکه امیدوارم برای بقیه هم مفید باشه و شاید خیلی ها دوست داشته باشن بدونن یه پژمان گوگلی زمان بندی روزانه اش چطوریه.
7:30 صبح تا 8ِ:30 آماده شدن برای سر کار و صبحانه
8:30 تا 6:00 عصر کار در گوگل(با احتساب وقت ناهار + ورزش)
6:00 تا 9:30 عصر وبگردی و خواندن یک کوه مقاله و وبلاگ درباره آی تی، تجارت آنلاین و وب 2.0
9:30 تا 12 شب هم وقت آزاد
12 شب تا 7:30 صبح خواب
من در طول روز چند جا به شدت وقتم رو ذخیره می کنم. اول اینکه فاصله درب خانه من تا درب اتاق کارم فقط یک دقیقه است! بنابراین هیچ وقتی در ترافیک تلف نمی کنم. دو ماه اولی که در گوگل مشغول به کار شدم دقیقا روزی دو ساعت وقتم برای رفت و برگشت به خانه تلف می شد. دوم اینکه برای ورزش کردن نیاز به رفتن به جایی ندارم چون در طبقه اول ساختمان محل ورزش و بدنسازی است. پس اینجا هم از شر رفت و آمد راحت هستم.
سوم اینکه چون وعده های غذایی در گوگل مجانی است و بسیار سالم و مقوی من هیچ وقتی رو برای پخت و پز به مانند گذشته نمی گذارم و این هم حداقل 1 ساعت من رو جلو می ندازه. برنامه من بسیار فشرده است چرا که شب که خونه می رسم تا شام بخورم عملا شده ساعت 10 و بعضی اوقات انقدر خسته ام که در تخت ناخوادآگاه خوابم می بره و صبح بلند می شوم یعنی عملا همان دو ساعت وقت اوقات فراغت هم می خوابم و یا اینکه بسیار شده وقتی به خانه هم میایم می روم و باز راجع به پروژه های شخصی خودم کار می کنم.
برنامه سه ماه اول سال 2008 رو طوری ریختم که هر پنج روز هفته رو ورزش کنم که امیدوارم همین امروز و یا فردا شروعش کنم. متاسفانه سه ماهه آخر سال پیشین میلادی اصلا نتونستم خوب ورزش کنم که خیلی سرش ناراحتم. مریضی اصولا من رو از برنامه هایم عقب نمی ندازه جز قسمت ورزش که انرژی ندارم برم اما خب با همان حالت مریضی کار می کنم و مطالعه ام رو انجام می دم که کمی سخته چون حال خوشی ندارم اما خانه هم نمی تونم بمونم و بخوابم چون بدنم این طوری ساخته نشده.
دو روز آخر هفته من فقط استراحت می کنم. البته اوایل بازم کار می کردم روی پروژه های خودم ولی کار اشتباهی بود چون آدم نیاز به استراحت داره وقتی توی کل هفته کار می کنه. در آخر هم این جمله مادرم که همیشه با خنده زیباش به من میگفت" پژمان همیشه کاری داره که انجام بده و هیچ وقت حوصله اش سر نمیره" و من به یاد ندارم در تمام این 28 سال زندگیم حتی زمان کودکی گفته باشم که حوصله ام سر رفته و یا از بیکاری تخمه بشکنم و دهن دره کنم. همواره چیزی برای بهبودی و گامی بعدی در جهت کاری مثبت بوده است. شما وقت خودتون رو چطوری می گذرونید؟
برچسبها: خاطرات


6 نظر:
سلام. خیلی مشتاقم ببینم آخر عاقبتت با این همه دویدن و لذت بردن از کارت چی میشه. من به نظرم اینجور زندگی یه جورائی فاجعه است 9.5 ساعت تو محل کار!!! (هرچند فکر میکنم خودم هم تا چند وقت دیگه مجبورم اینجوری زندگی کنم!) شاد باشی
salam
einam barnameye mane
6 ta 7 sobh amade misham vase maddresse
7 ta 1 zohr maddresse
1 ta 2 zohr Nahar
2 ta 4 asr dars mikhonam(bazi moghe ha ke dars morede alagham bashe)
4 ta 12 shab ham Web Gardi
az maddresse ta khonamon 5 min fasele hast
naharam ke mamanam mipaze:D
Varzesham ke tatil:D
vase hamin vaghtam sarfe jooei mishe
ba tashakor
bye
نمیخواستم کامنت بزارم ولی چون خواستید، میگم.
برنامه من شاید عجیب باشه ولی خیلی پیچیده نیست.
البته برنامه روزانه نیست. دو تا نصفه روزه !
ساعت 6 عصر از خواب بیدار میشم (درست خوندید عصر) اگر حسش باشه یه چیزی میخورم. بعد میشینم پای کامپیوترم تا ساعت حدود 9 صبح روز بعد و بعد میخوابم و 6 عصر همون روز بیدار میشم و به همین ترتیب !!!
اگر حسش باشه و خیلی بهم فشار بیاد یه چیزی هم میخورم! اگر مجبور نمیشدم اینکار هم نمیکردم چون خیلی وقتم رو میگیره. همونطور که خواب وقتم رو خیلی الکی میگیره.
(البته فعلا اینجوریه)
در تمام روز و شبی هم که پای کامپیوتر هستم فقط کار طراحی وب سایت و برنامه نویسی میکنم و گاهی هم ناخودآگاه وبگردی میکنم و به این سایت و اون سایت کشونده میشم.
حالا شاید تو دلتون بگید این بابا دیوانست! شاید!! ولی نکته جالب اینجاست که شخصاً از این وضعیت کاملاً راضی و خوشحالم و عاشق اینکار :)
دیگه خیلی دیوونم ؟!! :))))))
شاید!
دنیایی که شما روش راه میرید و زندگی میکنید از نظر من بی معنیه!
اتفاقاً شاید خیلی خوبه که آدم دلبسته به دنیا نباشه و برای دل کندن باید خودش رو با یه چیزی مشغول کنه که من موجودی به نام کامپیوتر رو انتخاب کردم.
(این مطلب جدی بود و اگر احساس کردید که برای نسل جوون ممکنه بدآموزی داشته باشه بهتره منتشر نشه :)))) )
چاکریم
سلام،
من 6:10 صبح بیدار میشم و ساعت رو میزارم روی 6:30 و اون زمان دیگه رسما از تخت میام بیرون!! 7:45 از خونه میرم بیرون و حدود 8 میرسم شرکت. ساعت 14:30 تعطیل میشم و 3:00 میرسم خونه. ناهار و خواب تا 5 عصر.و بعدش درس تا حدود 10:30 یا 11 شب، و بعدش دوباره خواب. شب شما هم بخیر :->
خوش بحالت من آرزو دارم از در خونم تا محل کارم ۱ دقیقه باشه و محل کارم غذا های مقوی و مجانی بده و سالن ورزش هم داشته باشه. قدر موقعیت شغلیتو بدون
قربانت
سلام پژمان خان
از اینکه وبلاگت رو دیدم و بهات آشنا شدم خیلی خوشحال شدم
من هم مثل شما برنامه کاری خیلی فشرده ای دارم
ساعت 6:30 از خواب بیدار میشم
با اینکه مربی کونگ فو هستم ولی اصلا وقت ورزش ندارم
راس ساعت 8 دفتر کارم هستم
معمولا وقت ناهار ندارم و اگه یادم باشه تقریبا ساعت 4 عصر ناهار میخورم
تا ساعت 10 شب هم کار میکنم و ساعت 10:30 میرسم خونه و تا ساعت 12 شب به اخبار شبکه های مختلف گوش میدم و بعضی شب ها هم قبل از خواب یه فیلم میبینم
حتما میپرسی کارم چیه یا چکاره هستم
من یه جون 25 ساله هستم که لیسانس گیاهپزشکی داره و یه شرکت کوچیک با چندتا کارمند که تمام وقتم رو برای پیشترفت کارم گذاشتم
خیلی خوشحالم میشم که بیشتر با شما آشنا بشم
موفق باشی
حسین
ارسال يک نظر
<< صفحه اصلی