بازگشت از پاریس
دیروز ظهر رسیدم دوبلین و با عجله رفتم سر کار. چون خونه دقیقا کنار دفتر گوگل هست خیلی سریع وسایلم رو گذاشتم و رفتم دفتر با یه لبخند بسیار بزرگ. همیشه بعد از تعطیلات دلم برای دفترم تنگ میشه. حجم عظیم کارهای در پیش روِ ایمیلهایی که چشمک می زنن برای خونده شدن و صد البته یه عالمه پروژه و کار کوجک و بزرگ که باید سر و سامون بگیرن توی یه دوره زمانی کوتاه. شب قبلش فقط دو ساعت خوابیده بودم و بسیار خسته بودم. انقدر خسته که روی هم رفته ۱۶ ساعت یک سر خوابیدم! فکر می کنم رکورد خودم رو توی خواب شکستم. الان هم زودتر از وقت موعد اومدم دفترِ هوا هنوز تاریکه تاریکه.
پاریس که بودم هیچ دسترسی به اینترنت نبود بنابراین چند روزی از دنیا بی خبر. مطابق عرف خیلی سریع بالاترین رو باز کردم تا سر تیتر خبرها رو بخونم. هرچند که خدا آرزوی برف من رو برآورده کرد و تو سال جدید در استکهلم برف زیبایی نشست اما خب خیلی عجیب غریب میشه وقتی تو اخبار بخونی که برف تهرانی ها و بسیاری از ساکنان شهرهای دیگر رو زمین گیر کرده. جوابهای مسوولان هم بسیار باحاله. کاملا طلبکارانه به جای اینکه به مردم سرویس بدهند.
از پاریس هرچی بگم کم گفتم. شهری که بخواد از زیر تیغ نقادانه من رد بشه و هنوز مثبت بگیره باید خیلی خوب باشه و پاریس بود. البته مشکلات بزرگ هم این شهر داره ولی واقعا زیباست و شهری بسیار زنده با مردمانی بسیار مهمان نواز. بعدا راجع به پاریس و کارهایی که کردیم می نویسم. توی این دو هفته تعطیلات سال نو دقیقا ترکوندم و حسابی شارژ شارژم که بتونم کار کنم. فعلا تا گزارش پاریس.


0 نظر:
ارسال يک نظر
<< صفحه اصلی