Wednesday، June 11، 2008

خانواده

سه ساله که اومدم اروپا. چشم گذاشتم و روزها رفت با همه خوشی ها و ناخوشی هاش. توی این مدت تمام ارتباط با خانواده فقط و فقط در تلفن گاه به گاه خلاصه شده و دیگر هیچ. دیروز اتفاقی دیدم برادرم پروفایلش رو به روز کرده و یه سری عکس گذاشته. اگر که عنوان آلبوم نبود، هرگز او را نمی شناختم. چند بار رفته ام و سر زده ام تا بلکه باورم شود که خود خودش است. مهاجرت مزیت های فراوانی داره اما تاوان های سخت هم داره. اگر کنار خانوادتون هستید قدر لحظات رو بدونید. شعر بابا طاهر زمزمه این روزهای سردرگمی که میان و می رن.

الهی ای فلک چون ما زبون شی / دلت همچون دل ما غرق خون شی
اگر یک لحظه خواستی غم ببینی / یقین دونم کزین غم سرنگون شی

برچسبها: