Tuesday، August 19، 2008

داستان موویبل تایپ

شرکت six apart توسط یک زوج در آپارتمان شخصی آنها در سال 2001 بوجود آمد. اسم شرکت که به معنای "شش روز فاصله" است در واقع به افتخار اختلاف روزهای تولد این زن و شوهر است. این همان شرکتی است که موویبل تایپ رو به عنوان محصولی جنجالی برای دنیای وبلاگ نویسی عرضه کرد. داستان مووبیل تایپ رو از زبان منا تروت - mena trott - می شنویم که بانوی این شرکت است.

وقتی زن و شوهر از کار بیکار می شن به خودشون میگن که بیاییم و روی یک ابزار بلاگ نویسی کار کنیم. منتشرش می کنیم و ببینیم که آیا استقبال میشه یا خیر. آنها هیچ انتظاری نداشتند. حتی فکر هم نمی کردند که بخوان شرکت بزنن. نهایتا مقداری دهش و اعطای پول از کاربران و یا برآورده شدن خواسته های کوچکشان از طریق "لیست آرزوهای آمازون" بود. قبل از انتشار موویبل تایپ آنها بیش از دو هزار کاربر ثبت شده داشتند که می خواستند این نرم افزار انتشار وبلاگ را تست کنند. و همین انتظار کاربران باعث میشد که فشار روانی زیادی بر روی این زوج بیاد و مجبور بشن خودشون رو بیش از پیش در اتاق خانه و پشت میزشون حبس کنن تا هرچه سریعتر بتونن محصول رو به دیگران ارائه بدن.

جالبه که در ابتدا هم این زوج هیچ علاقه ای به جذب سرمایه از طریق سرمایه گذاران نداشته اند! حتما می خواید بگم شوخی می کنم ولی این چیزیست که خانم تروت بر روی اون پافشاری می کنه. برای اونها اصلا مهم نبوده که بخوان خودشون رو آماده بکنن و بزنن به آب و آتش که سرمایه جذب کنن چون به شدت می ترسیدن که کنترل شرکت از دستشون در بره. اصلا همین که شرکت رو ثبت کرده بودن خودش کلی بود دیگه حالا حوصله نداشتن یه سرمایه گذاری بیاد و بعدش هی دخالت کنه تو کارهاشون.جالبه که بعد از مدتی که کاربر پیدا می کنند این سرمایه گذارها هستند که شروع می کنن به تماس گرفتن با اونها.

نهایتا شرکت جذب سرمایه می کنه که مبلغی کمتر از یک میلیون دلاره ولی شگفت آور اینجاست که این زوج به جای اینکه کارمند استخدام کنن و شرکت رو گسترش بدن عملا مبلغ ناچیزی از پول رو خرج می کنند که بیشتر بر روی اجاره دفتر کار و خرید سخت افزار و سرور بوده است. استدلالشون هم این بوده که اگر این پول رو زود خرج کنن، حتما بازم بیشتر نیاز دارن و بازم باید سرمایه گذاری بشه و اون وقت سهمشون از شرکت کم میشه و کنترل از دستشون درمیره! بنابراین هیچگاه سعی نکردند که خیلی سریع کارمند استخدام کنند و پولها رو خرج کنند برای رشد سریع شرکت.

در نوامبر سال 2002 این زوج تصمیم میگیرن که برای شرکت یک مدیر عامل پیدا کنن و شخص خوبی رو هم پیدا می کنن. این شخص تا ماه ژوئیه سال بعد که به عنوان رسمی مدیر عامل شرکت در مستندات بیاد، در واقع به مدت 6 ماه به صورت توافق کلامی برای شرکت کار می کنه. یعنی نه قراردادی، نه امضایی، هیچی. فقط به خاطر اعتمادی که به این زوج داره براشون کار می کنه و نهایتا بعد از 6 ماه عنوان رسمی میگیره که جای تقدیر داره.

سبک درآمد زایی موویبل تایپ از آن مسائل جنجال برانگیز در آن سالها بوده است. اگر یادتون باشه، این نرم افزار برای استفاده شخصی رایگان بود ولی برای استفاده شرکتها و هرگونه استفاده تجاری می بایست پول پرداخت می کردید و لیسانس نرم افزار می خردید. حتی اگر شخصی معمولی می خواست استفاده تجاری از این نرم افزار کنه می بایست قانونا آن را می خرید. این قضیه باعث سر و صدای بسیاری در بین کاربران شده بوده و خانم تروت میگه که آزردگی خاطر هم شده به خاطر حواشی آن چرا که مردم همه چیز رو مجانی می خوان اما هیچ تصوری ندارن که گرداندن یک شرکت نیازمند پوله و به صورت مجانی نمیشه یه سری کارمند رو سر کار نگاه داشت. او می گوید که بسیاری این انتظار را داشتند که نرم افزار ما را روی هوست خود نصب کنند و بابت آن از کاربرهای خودشون پول دریافت کنن که از نظر ما بسیار مردود بود. چرا آنها نمی بایست به ما پول پرداخت می کردند؟ نکند فکر می کردند که قرار است ما مجانی برایشان نرم افزار تولید کنیم!

تروت در جواب اینکه اگر بخواد مروری بکنه به این تجربه شرکت زدن چه چیزهایی رو خوب به یاد میاره میگه که اونها(یعنی خودش و شوهرش) هرگز فکر نمی کردند که شرکتشون 100 نفر کارمند داشته باشه. هرگز فکر نمی کردند که در چنین خونه ای زندگی کنند. او می افزاید گاهی اوقات که پای تلویزیون هستم و تنبل وار در حال تماشای برنامه ها و فردا اول هفته است اول به خودم میگویم نمی خوام کار کنم و می خوام استراحت کنم اما خیلی زود یادم می افتد که من عاشق کارم هستم و دوست دارم فردا برم سر کار و با همکارام گپ بزنم.

داستان موویبل تایپ از زبان یکی از موسسانش بسیار جالبه و با خوندنش متوجه می شید که در بسیاری موارد این زوج بنیانگزار بر خلاف جریان آب شنا می کنند. هرچند که از دیدگاه من همین بر خلاف جریان آب شنا کردن باعث موفقیت نسبی مووبیل تایپ شده است و نظر شخصی من اینست که این زوج می توانستند بسیار بیشتر رشد کنند و شرکتشان جایگاه بیشتری داشته باشد. مثلا مقایسه کنید رشد شرکت رو با وردپرس و این درحالیست که شرکت خانم تروت در سال 2001 راه اندازی و کار بر روی ایده اش آغاز شده است. اما به هرحال هرچه که هست بنیانگذارانش در ابتدا هیچ توقعی نداشته اند و اصلا به فکر ایجاد یک شرک نبوده اند. داستان موویبل تایپ به من یادآوری می کنه که همیشه استثنا وجود داره. از نظر من حداقل یکی از بنیانگزاران این شرکت که همین خانم تروت است در بسیاری موارد خصوصیات یک کارآفرین خوب رو نداره و من مطمئن هستم که جورش را شوهرش کشیده است چون این دو رابطه بسیار بسیار نزدیک و خوبی با هم دارند و همدیگر رو در زندگی شخصی هم پوشش می دن. و عامل موفقیت دوم این شرکت همان پیدا کردن مدیر عامل با درایت برای شرکت است که سکاندار باشد و دقیقا این اتفاق می افتد. این سکاندار خوب است که کشتی رو سلامت از طوفانهای میان راه به ساحل می رسونه.

پانوشت: برای اینکه خدای ناکرده کسی اشتباه برداشت نکنه بگویم که آنجا که نوشته ام جور خانم تروت رو شوهرش کشیده هیچ ربطی به جنیست ایشان ندارد و بدین معنا نیست که مثلا زنان به درد کارآفرینی نمی خورند و خزعبلاتی از این قبیل که من اصلا بهشان فکر نمی کنم چون از ریشه مردودند. شاید در یک پست جدا درباره جایگاه زنان در کارآفرینی هم کمی بحث کردیم.

برچسبها: , ,

8 نظر:

در August 19, 2008 6:56 PM, Anonymous راستگو گفت...

بسم الله الرحمن الرحیم
سلام
مطلب خوبی بود.
منتظر مطالب بعدی شما هستیم.

 
در August 19, 2008 9:47 PM, Anonymous امین گفت...

مطلب خوبی بود ولی فقط شروع به کار این سیستم رو معرفی کرده بود. بهتر بود کمی درباره خصوصیات حال حاضر شرکت یا تحولات شرکت از سال 2001 تا سال 2008 هم اشاره می شد.

موفق باشید.

 
در August 20, 2008 6:15 AM, Anonymous داریوش کبیر گفت...

به عنوان یک ام تی باز قدیمی امیدوارم این زندگی از هم بپاشه که با زامبی هایی که تو فایلهای سی جی ای داره پرورش میده دمار سرورم و یوزرهامو سیاه کرده

 
در August 20, 2008 7:46 AM, Anonymous magid گفت...

خيلي جالب بود

 
در August 20, 2008 8:05 AM, Anonymous فرحان گفت...

خیلی جذاب بود... من از این چنین موضوعاتی لذت میبرم

 
در August 20, 2008 9:05 AM, Anonymous آرش زاد گفت...

بسیار جالب بود پژمان جان، تا بحال ندیده بودمش جایی...!

 
در August 20, 2008 1:21 PM, Anonymous هدایت گفت...

انصافا بعضی از چیزهایی که می‌نویسی خیلی میچسبه

 
در August 22, 2008 5:02 AM, Anonymous Pouya گفت...

حالا که از تاریخش گذشته ولی این مووبل تایپ هست نه مووبیل تایپ! مرسی بابت نوشته.

 

ارسال يک نظر

<< صفحه اصلی