اسپُر، شما را پروردگار می کند
در میون تمام خبرهای این هفته، خبر انتشار بازی اسپُر برای من بسیار جالب بود. خالق بازی سیمز این بار اعجازی در دنیای بازی ها بوجود آورده. یک کره خاکی وجود داره که در اون میکروبها رشد می کنند، بزرگتر می شوند، تبدیل به گونه های دیگر از حیات می شوند، سلولهای حیاتی بوجود می آیند، اولین گیاهان و حیوانات رشد می کنند، عده ای از این حیوانات گوشت خوار می شوند و عده ای علف خوار، نحوه زندگی در گله رو یاد می گیرن. یاد می گیرن که در مقابل دیگران از خودشون دفاع کنن. گونه های پیچیده تر زیست محیطی بوجود میان. تکامل پیدا می کنن و حتی سفینه می سازند که بروند کرات دیگر را کشف کنند. اما صبر کنید. همه اینها خود به خود بوجود نیامده است. شاید آنها تصور کنند که خودشان این کارها رو انجام می دن اما در واقع شما به عنوان خدای کائنات تمامی حرکات و مراحل آفرینش رو تحت نظارت دارید!آری شما در بازی اسپُر نقش خدا رو بازی می کنید. تمام رشد و تکامل و نمو حیات این موجودات رو کنترل می کنید. موجود خلق می کنید. چند پا باید داشته باشد؟ چند چشم؟ چطوری خود را تغذیه کند؟ و بسیاری مسائل دیگر رو باید بیندیشید. جذابیت این بازی اینه که موجودات کره های دیگر که توسط بازی کننده های دیگر(خدایان دیگر) بوجود آمده اند می توانند با شما تعامل کنند و یا حمله کنند. نابودی موجودات، برخورد تمدن ها، از بین رفتن یک سیاره و روز قیامت شاید؟ این بازی شاهکاره. در سایت رسمی می تونید ویدئوی مربوط به این بازی رو هم ببینید
لینکهای مرتبط:
مدخل ویکی پدیای بازی اسپُر
سایت رسمی بازی اسپُر
برچسبها: بازی
9 نظر:
شاید بدین سان بتوان سختیهای خدا بودن را درک کرد!
خیلی مطلب جالبی بود . من خیلی اهل بازی نیستم . اما اینو ازش خوشم اومد . شاید برم دنبالش ...
باید بازی جالبی باشه.
واقعا به امتحانش میرزه
من مدتها بود که منتظر این بازی بودم و حالا نمی تونم در پوسته خودم بگنجم
یک دنس کلاب در سوئیس بعد از این برق مورد نیاز خود را از رقص افراد حاضر تامین می کند.کمپانی سوئیسی دل برای استفاده بیشتر از انرژی های سبز و کاهش مصرف انرژی و کاهش تولید دی اکسید کربن در سال 2005 شروع به کار بر روی این پروژه کرد.
http://blog.hotelclub.com/the-first-sustainable-dance-club/
100% قول میدم با این پروزه خیلی حال کنی
GREEN ENERGY
گرفته ایم و در کف فرو رفته ایم
ؤاي فكر كنم بازي جالب و سختي باش. يادمه امسال تابستون براي اولين بار با بابا رفتم زير كيوي ها كه كيمي در سورت كردن كيوي ها كمكش كنم. كاري كه به هيچ كس نميده چون ميترسه از سر لاقيدي درست عمل نكنند. و چه كار سختي بود. گاهي بايد بين دو كيوي كه به هم چسبيدن يكي رو انتخاب ميكردي. يعني يكي رو ميكندي مينداختي دور. ميدونم كه كيوي يه ميوه است كه اخر ميخوريمش ميره پي كارش اما حسس بدي بود گرفتن جون يه جاندار. اين كه به كدوم زندگي بهتري بدي و ... در تموم مدتي كه كمكش ميكردم ميگفتم چقدر خدا بودن سخته...
پژمان عزیز
من از طرفدارای گوگل هستم. قبلا هم یه مطلبی در مورد مطالعاتم روی searchengin ها برات فرستاده بودم. زیاده گویی نمیکنم. از اینکه باعث شدی تا با فعالیتهای گوگل بیشتر آشنا بشم ازت متشکرم. امیدوارم که موفق باشی و توی کارت هر روز پیشرفت کنی.
ارسال يک نظر
<< صفحه اصلی