اتاق کوچک من
نهایتا فاز اول پروژه رو بعد از سه ماه تموم کردم. یک ماه اخیر به شدت روش کار کردم تا بتونم عقب ماندگیم رو جبران کنم. و دارم فکر می کنم که چطور میشه پروژه رو تجاری کرد. روزها از 8 صبح تا 7 عصر کار می کنم و از 7 عصر وقت آزاد. این روزها تلویزیون هم تماشا می کنم تا ببینم در کانالهای سوئدی چه برنامه هایی در جریانه و کمی بیشتر با فرهنگ این مردم آشنا بشوم.
پروژه به جاهای بسیار جالبش رسیده. گاهی انقدر غرق در خواندن مقالات مختلف می شوم و انقدر انرژی می گذارم که با خستگی مفرطی مجبور میشم که برگردم یک راست خونه و پا روی پا بگذارم و مغز رو به کل تعطیل کنم. چند مدتیه که بسیار رفت و آمدم با دوستان کم شده که خوب نیست وباید بیشتر خودم رو اجتماعی کنم. اما در کنار همه اینها بودن در کنار یار خوبه و قلبها هم پر حرارت. این اتاق کوچک من جایی است برای گام نهادن به پله های بعدی. چه فرقی می کند وقتی که من عاشق کارم هستم. روزگار تنگدستی هم می گذرد.
اتاق کوچکی دارم
آرزوهایی بزرگ
دیواری لخت
و گاهشماری که مرد
پروژه به جاهای بسیار جالبش رسیده. گاهی انقدر غرق در خواندن مقالات مختلف می شوم و انقدر انرژی می گذارم که با خستگی مفرطی مجبور میشم که برگردم یک راست خونه و پا روی پا بگذارم و مغز رو به کل تعطیل کنم. چند مدتیه که بسیار رفت و آمدم با دوستان کم شده که خوب نیست وباید بیشتر خودم رو اجتماعی کنم. اما در کنار همه اینها بودن در کنار یار خوبه و قلبها هم پر حرارت. این اتاق کوچک من جایی است برای گام نهادن به پله های بعدی. چه فرقی می کند وقتی که من عاشق کارم هستم. روزگار تنگدستی هم می گذرد.
اتاق کوچکی دارم
آرزوهایی بزرگ
دیواری لخت
و گاهشماری که مرد
برچسبها: خاطرات
2 نظر:
براتون آرزوی موفقیت و پیروزی دارم ، شاد و سلامت باشید .
پژمان عزیز
امیدوارم که به زودی شاهد موفقیتهای چشم گیر تو باشیم.
دوست دارم در مورد کاری که انجام میدی و تا حدی که امکان داره مطالب بیشتری رو پست کنی
ارسال يک نظر
<< صفحه اصلی