Wednesday، October 1، 2008

نطق کارآفرینی

وقتی که یک استارتاپ با هزینه و پس انداز شخصی موسسین اولیه اش راه اندازی میشه، بعد از مدتی به دلیل بالا رفتن هزینه ها و رشد شرکت و یا نیازمندی برای تولید نهایی کالا و یا فراهم کردن زیرساختار مورد نیاز برای سرویس دادن به مشتری، جیب موسس ها هم خالی میشه و از مدتها پیش باید به فکر این باشند که از کجا سرمایه گذار گیر بیارن. سرمایه گذاری در یک استارتاپ بسیار متفاوت از سرمایه گذاری در یک شرکت جا افتاده و یا صنعتهای با ریسک پایین تره برای همین اصولا افراد خاصی که به آنها venture capitalist یا به صورت مختصر VC می گویند بر روی شرکت های استارتاپ سرمایه گذاری می کنند و پی سرمایه گذاری پر خطر رو به تنشون می مالن.

وی سی ها کسانی هستند که پول دارند و کارآفرینان و موسسان کسانی که به قولی بازوی کار هستند. وقتی این دو تا در کنار هم به خوبی جا بیفتن، استارتاپ هم رشد سریعی پیدا خواهد کرد(به دلیل تزریق پول) و هم میشه از ارتباطات وی سی ها برای آشنایی با سایرین مثل وکیلها، مشاوران و غیرو، استفاده کرد.

اما یک کارآفرین و موسس شرکت چطوری باید یک شخص سرمایه گذار رو مجاب کنه که بر روی شرکت سرمایه گذاری کنه؟ فرض کنید شما یک عالمه پول دارید و یک نفر رو که اصلا نمی دونید کی هست و چی کاره بوده و توانایی هاش چی هست، میاد و از ایده اش صحبت می کنه مثلا در نیم ساعت و نهایتا هم مبلغ 50 میلیون تومان هم در خواست می کنه. آیا اعتماد به شخص و دادن پول به او کار آسانیه؟ طبیعتا وی سی باید شم تجاری بسیار قوی داشته باشه تا بتونه اون مواردی رو که مهمه در همون مدت کوتاه از دهان کارآفرین بشنوه و اینجاست که قدرت یک کارآفرین مشخص میشه. هرچقدر او توانایی بیشتری در گفتار، ارائه سخنرانی و نطق داشته باشه و هرچه توانایی بیشتری برای مذاکره و تشویق کردن یک شخص به یک ایده داشته باشه، شانسس بسیار بالاتر خواد بود که بتونه در اون مدت زمان کم، یک سرمایه گذار رو تشویق کنه. به این میگن اصطلاحا pitch کردن که من از آن با ترجمه نطق کارآفرین برای وی سی استفاده می کنم.

وی سی های حرفه ای ممکنه حتی در روز تا 20 ایده قبلا غربال شده رو از میان 100 ها ایده دیگر برگزینند و در مدت کوتاهی خواستار آن باشند که کارآفرین راجع به ایده، چه میزان سرمایه نیاز است و چرا، در چه مدت زمانی بازگشت سرمایه خواهد بود، رقیبان چه کسانی هستند، مشتریهای احتمالی چه کسانی خواهند بود، آیا کالای نهایی و یا زیرساختار مورد نیاز برای ارائه سرویس آماده است یا چند درصد از مراحل کار انجام شده و بسیاری از سوالات ریز و درشت جواب بدهد. طبیعتا هرچه کارآفرین بهتر و دقیق تر بیزنس پلان خود را تهیه کرده باشد و هرچه سریعتر و راحت تر پاسخ وی سی ها رو در آستین داشته باشد، اعتماد به نفس بهتری به شخص سرمایه گذار خواهد داد.

جالب است بدانید بر طبق آمار اصولا وی سی ها، تنها به 1 درصد کارآفرینها پاسخ "بله" می دهند و 99 درصد بقیه همگی جواب "نه و خوش آمدی" دریافت می کنند. اینکه در یک جلسه این چنینی چه اتفاقی می افتاد و چرا اکثریت به جواب خیر منتهی می شود و اینکه چه کار کنیم که درصد موفقیت بالاتر رود رو میشه برایش کتابها نوشت کماکان که هست. کتابهای بسیاری راجع به نطق کارآفرینان برای سرمایه گذاران در بازار است که در این پستم راجع به پیشنهاد خودم نوشته ام.

نطق کارآفرینان برای وی سی ها از مقوله های بسیار پر دردسر و جنجال آمیز در دنیای کارآفرینی هست. عده ای اعتقاد دارند که وی سی ها منصف نیستند و درصد بزرگی از شرکت رو در ازای پول ناچیزی می گیرند، عده ای معتقدند که وی سی ها آدمهای گنده دماغی هستند و از بالا به دیگران نگاه می کنند. عده ای معتقد هستند که وی سی ها فقط پول دارند و درک درستی از موقعیت و شانسی که یک شرکت نوپا برای بازار پیش رو داره، ندارند و فرصت سوزی می کنند. عده ای حتی پا را از این هم فراتر گذاشته و می گویند بالقوه همه وی سی ها دزد و کلاهبردار هستند و فقط به فکر بازگشت سرمایه شون.

مانند هر ابراز عقیده دیگری، نمیشه همگان رو در یک گونی گذاشت و نظر داد. وی سی ها هم آدم هستند با شخصیت های مختلف، پیشینه مختلف و افکار مختلف. انتخاب اینکه پیش کدام سرمایه گذار برویم، چگونه قرار داد بنویسیم، چه چیزهایی رو در مفاد قرار داد جا بدهیم که نه سیخ بسوزه و نه کباب، چه مقدار از سهم شرکت رو به سرمایه گذار بدهیم و بسیاری از مسائل دیگر رو، وظیقه کارآفرین است که بداند. من به شخصا معتقدم هر کاری اصولی دارد و وقتی کسی آن اصول رو نمی دونه یا باید بره یاد بگیره یا مشاور بگیره تا بتونه او را راهنمایی کنه. بسیاری از موارد دلخوری کارآفرینان از وی سی ها به دلیل کمبود سواد خود کارآفرین است که پای یک قرارداد رو امضا می کنند بدون آنکه درک درستی از مفاد آن داشته باشند. نهایتا در هنگام اجرا تازه می فهمند که چی به چی هست و آنگاه فکر می کنند وی سی یک کلاهبردار است! هرچند یک طرفه هم نمی شود به قاضی رفت و باید گفت که وی سی های چموش و آب زیرکاه هم پیدا می شوند که سعی می کنم راجع به این مبحث در پست های بعدی بیشتر بنویسم.

برچسبها: , ,

2 نظر:

در October 5, 2008 2:19 PM, Blogger Shahab Yarmohammadi گفت...

بسیار لذت بردم از بی طرفی ات

 
در October 25, 2008 9:21 AM, Anonymous خليل رضوي گفت...

سلام . من تازه با شما آشنا شدم و خيلي هم از مطالبتون خوشم اومده . مخصوصا بخش كارآفريني .
ما مثلا دانشجوي كارشناسي ارشد كارآفريني در دانشگاه تهران هستيم ولي كلي مشكل داريم با اساتيد و شيوه آموزش و ...
قبلا وبلاگي داشتم كه در اين مورد يمنوشتم ولي چون ديدم اثري ندارد بي خيالش شدم . آدرسش اين بود اگر وقت كرديد سري بزنيد :
http://karafariny-ma.blogfa.com/
يك سوال در مورد اين مطلب : من اگر سرمايه گذاري پيدا كردم و خواست مثلا به پول ايران 50 ميليون سرمايه گذاري كند من چه طوري و چند درصد از شركت را بايد سهام ايشان در نظر بگيرم . من مشكلم در تعيين ميزان سهم سرمايه گذار است . مثلا شغلي كه شايد با 20 ميليون قابل راه اندازي باشد ولي طرف 50 تا سرمايه گذاري كند چگونه ميتوان او را با كمترين درصد سهام پاي قرارداد كشاند تا كارآفرين بعدا ضرر نكند !؟

 

ارسال يک نظر

<< صفحه اصلی