از درج خاطرات تا حرفه ای نویسی
در آستانه سالگردی دیگر برای وبلاگم هستم و برای همین پست امروز، راجع به دیدگاه من نسبت به جایگاهی هست که برای وبلاگ در نظر گرفته ام. من در این چند سال از همه چیز نوشته ام. از مطالبی که در آدرس قبلی خوانندگان مطالب زرد رو ناخواسته به وبلاگم می کشوند تا مسائل جنسی و یا نقدهای بی رحمانه فرهنگ و اجتماع و حتی به سلاخی کشیدن خودم برای پیشرفت بیشتر. هیچگاه از اعتراف به اشتباه و بیان احساسات و عواطف تا آنجا که حرمت جمعی شکسته نشود و یا به قولی کافه به هم نریزد رویگردان نبوده ام و کله ام حسابی بو قرمه سبزی می داده است. روزهای تنهایی و شبهای در انتظار یار سوختن مفصل نوشته شده اند!
من به عنوان یک وبلاگ نویس زعفرونی یعنی کسی که نوشته های تند می نوشت معروف بودم هرچند این رویه با گذر زمان و بالارفتن سن، کمتر نمود پیدا می کنه اما همچنان در بعضی مسائل، بی واهمه آنکه مطلب مخاطبش یک نفر باشد یا یک اجتماع، بازم ممکنه که موضوع رو سلاخی کنم چرا که من به خودم هم رحم نمی کنم در نفد کردن، دیگران که در درجه بعدی قرار می گیرند.
اگر چه که به هیچ عنوان مانند گذشته راحت نیستم ک حرفهای شخصی رو در وبلاگ منعکس کنم، اما باز آینه کوچکی از زندگی در حال گذرانم رو در خودش این وبلاگ جای داده. شاید بیشتر احساستم رو کم و بیش در 140 کاراکتر تویتر خالی کنم تا مثل قبل عطش بیان کردنشون رو مفصل در وبلاگ بازتاب بدم و این طبیعیست. پس از گذشت چند سال، عطشهای بسیاری خوابیده اند و جایشان رو به دغدغه های دیگری داده اند.
امروز آنچه بیشتر می نویسم، تخصصی نویسی به زبان محاوره ایست و گاها آینده نگری و صبحت از تکنولوژی ها و قسمتهای آموزشی که به هیچ عنوان قبل از آن، مطلبی به زبان فارسی برای آنها نبوده است. من هیچگاه در این سالها کمبود سوژه نداشته ام اما کمبود وقت باعث میشه که نتونم هر روز آپدیت کنم. با اینکه داشتن یک وبلاگ به زبان انگلیسی که همگان بتوانند بخوانند قلقلکم می دهد اما علاقه به زبان مادری و عشقی که به ایرانی هست موجب میشه که همچنان این یه وجب خاک اینترنت را داشته باشم و بنویسم.
ایمیلهایی که تک و توک می رسد همگی نوید بخشند و خوشحالم که نوشته های من، فکر خواننده ام رو درگیر می کنه و یا تلنگر می زنه و یا باعث جنب و جوشی در زندگی روزمره شون میشه. لذت آشنایی با بعضی دوستان جدید وبلاگی و ساختن یک حلقه دوستی آنلاین از دیگر فوایدی است که وبلاگ نویسی برای من به ارمغان آورده.در سالهای پیش رو، درباره کارآفرینی، امنیت شبکه، آینده پژوهی و استارتاپ و بیزنسی که در آن کار می کنم کم و بیش خواهم نوشت. اگر که عمری باقی باشد.
من به عنوان یک وبلاگ نویس زعفرونی یعنی کسی که نوشته های تند می نوشت معروف بودم هرچند این رویه با گذر زمان و بالارفتن سن، کمتر نمود پیدا می کنه اما همچنان در بعضی مسائل، بی واهمه آنکه مطلب مخاطبش یک نفر باشد یا یک اجتماع، بازم ممکنه که موضوع رو سلاخی کنم چرا که من به خودم هم رحم نمی کنم در نفد کردن، دیگران که در درجه بعدی قرار می گیرند.
اگر چه که به هیچ عنوان مانند گذشته راحت نیستم ک حرفهای شخصی رو در وبلاگ منعکس کنم، اما باز آینه کوچکی از زندگی در حال گذرانم رو در خودش این وبلاگ جای داده. شاید بیشتر احساستم رو کم و بیش در 140 کاراکتر تویتر خالی کنم تا مثل قبل عطش بیان کردنشون رو مفصل در وبلاگ بازتاب بدم و این طبیعیست. پس از گذشت چند سال، عطشهای بسیاری خوابیده اند و جایشان رو به دغدغه های دیگری داده اند.
امروز آنچه بیشتر می نویسم، تخصصی نویسی به زبان محاوره ایست و گاها آینده نگری و صبحت از تکنولوژی ها و قسمتهای آموزشی که به هیچ عنوان قبل از آن، مطلبی به زبان فارسی برای آنها نبوده است. من هیچگاه در این سالها کمبود سوژه نداشته ام اما کمبود وقت باعث میشه که نتونم هر روز آپدیت کنم. با اینکه داشتن یک وبلاگ به زبان انگلیسی که همگان بتوانند بخوانند قلقلکم می دهد اما علاقه به زبان مادری و عشقی که به ایرانی هست موجب میشه که همچنان این یه وجب خاک اینترنت را داشته باشم و بنویسم.
ایمیلهایی که تک و توک می رسد همگی نوید بخشند و خوشحالم که نوشته های من، فکر خواننده ام رو درگیر می کنه و یا تلنگر می زنه و یا باعث جنب و جوشی در زندگی روزمره شون میشه. لذت آشنایی با بعضی دوستان جدید وبلاگی و ساختن یک حلقه دوستی آنلاین از دیگر فوایدی است که وبلاگ نویسی برای من به ارمغان آورده.در سالهای پیش رو، درباره کارآفرینی، امنیت شبکه، آینده پژوهی و استارتاپ و بیزنسی که در آن کار می کنم کم و بیش خواهم نوشت. اگر که عمری باقی باشد.
برچسبها: تاریخچه
2 نظر:
"... نوشته های من، فکر خواننده ام رو درگیر می کنه و یا تلنگر می زنه و یا باعث جنب و جوشی در زندگی روزمره شون میشه."
تایید میشه.
پیروز باشی
سلام
من تازه با وبلاگ شما آشنا شدم...
از خوندنش واقعا لذت بردم!
چراکه خیلی از رویا ها و آرزوهایی که داشتین و الان بهش رسیدین رو من هم دارم.
امیدوارم روزی بهش برسم...
طوری که آشیوتون رو بطور کامل زیر رو کردم و مطالب سال 2008 رو بطور کامل و قبل از اون رو بصورت موردی مطالعه کردم.
آرزوی سلامتی و سربلندی براتون دارم.
[ R@m!n ]
ارسال يک نظر
<< صفحه اصلی