Monday، December 1، 2008

14 ساعت کار

چند وقت پیش برنامه روزانه هفتگیم رو نوشته بودم. اون برنامه کارا نبود. حالا مجبور شدم صبح ها ساعت 5 و نیم بلند شوم که بعضی روزا خواب می مونم مثل امروز ولی تا الانش رو اگر میانگین حساب کنم، خوب اومدم . یکی از اشتباهاتی رو که قطع کردم، چک کردن ایمیل و آپدیت کردن وبلاگ در همان آغاز صبحه. به جاش سوئدی می خونم. چون قبلا آموزش زبان رو گذاشته بودم آخر وقت و همیشه هم تنبلی می کردم و نمی خوندم اما حالا همون صبح می خونم و قال قضیه اش رو می کنم و وبگردی رو گذاشتم وقتی میام خونه که اگر خسته بودم و حالش نبود که هیچ ، اگر هم بود که مثل الان آپدیت می کنم.

روزی در حدود 3 ساعت و نیم هم روی استارتاپ کار می کنم و بقیه اش هم که روی پروژه اریکسون. این طوری میشه از ساعت پنج و نیم صبح تا هفت و نیم شب. 14 ساعت. امیدوارم پروژه اریکسون رو به زودی تموم کنم و راحت شم و بتونم تمام وقت روی استارتاپ کار کنم. یک کارآموز دارم که الان یک ماهه برام داره کار می کنه. ازش راضی هستم تا حد قابل قبولی. دنبال دنگ و فنگ های تکمیل بیزنس پلان هستم برای اینکه ببینم میشه سرمایه جذب کنم یا نه و از سویی دنبال یک برنامه نویس حرفه ای سیمبیان هستم.

گاهی به شدت خسته می شم و دلم می خواد برگردم ایران برای استراحت اما مجبورم دو ماه دیگه بمونم تا همه چیز یه سر و سامونی بگیره. اینجا هوا حسابی تاریک میشه و مرده شور برف هم نمیاد. 2 روز برف اومد و بعدش از گرمی هوا،بارون اومد و همه چیز آب شد و حالگیری. ولی خب عوضش هفته پیش با یار رفتیم پاتیناژ و من برای اولین بارم بود بازی می کردم و یه بار محکم خوردم زمین و یه بار هم کوچولو. به خودم امیدوار شدم. از نظر مالی اوضاع خیطه خیطه و نافرم دنبال سرمایه گذار هستم. باید از زیر سنگ هم که شده درش بیارم. روزگار پر هیجان و استرسی در پیشه. سال 2008 هم که یک ماه دیگه میره پی کارش.

برچسبها:

3 نظر:

در December 2, 2008 7:51 AM, Anonymous ناشناس گفت...

موفق باشید

 
در December 3, 2008 11:16 AM, Blogger گـــــوگــــــل ایـــــــــــــــــرانــی گفت...

مثل همیشه فعال و اکتیو
ولی پژمان جان یکمی بخواب ;-)

 
در December 3, 2008 11:48 AM, Anonymous سهیــــل گفت...

یک درخت هر چقدر هم بزرگ باشد با یک دانه آغاز می شود، طولانیترین سفرها با اولین قدم. لائوتسه

 

ارسال يک نظر

<< صفحه اصلی