Friday، January 16، 2009

ارتباطات تجاری و کارآفرینی

هر چقدر سال میلادی گذشته ایزوله بودم و سرگرم کارهای خودم، امسال رو کوشش کرده ام که تا اونجایی که وقتم اجازه می ده به میتینگهای مختلف برم، آدمهای متفاوت رو ملاقات کنم، داستانهای متنوع رو بشنوم و دایره دوستان و آشنایان تجاری رو زیاد کنم. یکی از مهم ترین عواملی که می تونه کمک شایانی در موفقیت یک کارآفرین داشته باشه، قدرت او در خوش مشرب بودن و گرم گرفتن با دیگران و همچنین دایره ارتباطاتی هست که داره.

ذات بشر با ارتباطات کاملا خو گرفته، و ما مثل روبات نیستیم که فقط و فقط کار کنیم و با یه سویچ خاموش و روشن بشیم. نیاز به گفتگو داریم، نیاز به تفریح دور هم و گپ زدن و احوال پرسی از هم هستیم. این قضیه در نگاه اولیه شاید آنچنان مهم به نظر نرسه اما نهایتا وقتی از بچه های بازاریابی، فروش و کلا بیزنس بپرسید می بینید که چقدر کارهاشون رو تنها با گفتگوهای خودمانی و در همه جا حضور داشتن، به پیش می برند. حتا عده ای که به عنوان استخدام کننده شرکتها مشغول به کار هستند، به جای اینکه پشت میزهاشون بشینن و رزومه ها رو بررسی کنند ترجیح می دهند بعضا راهی اینگونه پارتی ها و یا گردهمایی ها می شوند تا بتوانند افراد باهوش و یا با پیشینه خوب تحصیلی و کاری رو پیدا کنند و بهشون پیشنهاد کار بدن.

درست کردن دایره دوستان و همکاران و همچنین نگاهداری آن کار بسیار مشکلی است و واحدهای دانشگاهی هم وجود دارند که پیرامون چگونگی صحبت کردن، چگونه در کنفرانس ها رفتار کردن و گپ زدن، به دانشجویان ارائه می شود و اینکه چطور در کمترین زمان به بیشترین اهداف در زمان همایشها و کنفرانس ها رسید، کارگاه های آموزشی نیز برگزار می شود.

با ورود اینترنت و وب 2.0، این قضیه هم دست خوش تغییراتی شده و بحثهای بسیاری رو به دنبال داشته که مثلا نقش سایتهای ارتباطات جمعی مانند ارکات، فیس بوک و یا " لینکد این" برای شرکتها چیست؟ چگونه می توان از رسانه جدید برای پیدا کردن دوستان تجاری و یا ارتباطات تجاری استفاده کرد و اینکه آیا استفاده از اینترنت و وب در مقابل ارتباطات سنتی که همان حضور فیزیکی داشتن در یک محل برای خوش و بش و صحبت کردن هست، آیا کارآیی خواهد داشت یا خیر.

می دانم که در این پست چندین دریچه رو با هم و به یک زمان گشوده ام که ممکنه باعث پراکندگی ذهن شما باشه اما هدف پست این بود که مقدمه بسیار کوتاهی داشته باشم برای اینکه ذهنتون رو به این سمت سوق بدهم که یادتون باشه که ارتباطات برای یک کارآفرین مهمه و اینکه حتی این مساله هم دارای قواعد و قوانینی است که به شما کمک می کنه این کار رو حرفه ای تر انجام بدید. امیدوارم در پستهای بعدی بتونم به تفضیل راجع به موارد یاد شده بنویسم.

برچسبها: , ,

3 نظر:

در January 17, 2009 1:03 PM, Anonymous امیر گفت...

سلام پژمان عزیز. باید اعتراف کنم برای کسی که حدود 5 سالی هست وبلاگت رو دنبال می‌کنه زمان زیادی هست که تا بحال حتی یک کامنت هم برات نگذاشتم، ولی همیشه پیگیر کارهات بودم و علاقه‌مند به مباحث مطرحه در وبلاگت، که از نظر من قابل ستایش هست.
بدون تعارفات معمول ایرانی‌ها باید بگم خیلی خوب کار کردی و امیدوارم در این رویایی که در سر می‌پرورانی که حتی دور گوگل روهم خط کشیدی بخاطرش موفق باشی.
اما یک پیشنهاد هم داشتم هم راجع به این پست اخیرت و هم بعضی از پست‌های تخصصی دیگرت، این مورد که مخاطب وباگ شما ممکنه افرادی (از جمله خودم) که سواد آکادمیک در حیطه IT و... ندارند و ممکن هست بعضی از مباحث خیلی ملموس نباشه مخصوصاً که در ایران شکل استفاده از اون و دسترسی به اون‌ها همونطور که خودت می‌دونی چطوری هست (فیلترینگ و...) لذا خواهشم این هست که هم توضیحات به زبان غیرفنی‌تر گفته شود (پست اخیرت در مورد معرفی هاب نواری به عنوان مثال) و هم اینکه مخاطب داخلی رو همسطح با یک کاربر خارجی در نظر نگیرید (والبته بغیر از دوستان بلاگر و... که دارای سواد خوبی در زمینه‌های مختلف رایانه و ... هستند).
بیشتر از این مزاحمت نمی‌شم، سعی می‌کنم در کامنت گذاشتن مثل روال سابق نباشم.
بخاطر تمام پست‌های خوب و ارزشمند سپاس بی‌پایان.

 
در January 17, 2009 1:20 PM, Blogger pejman گفت...

امیر گرامی
من همیشه کوشش داشته ام که پستهایم تا حد امکان و به ساده ترین زبان و جملات باشند. از سویی این وظیفه خوانندگان است که چنانچه مطلبی به نظرشان می رسد و یا ایده ای دارند به صورت کامنت که سریع ترین شکل ممکن است و یا فرستادن ایمیل به من، مرا مطلع کنند. بنابراین وقتی کسی برای من فیدبک نمی نویسد، من این رو نشانه آن می بینم که از مطلب راضی هستند!

 
در January 18, 2009 6:28 AM, Anonymous سیستم گفت...

سایتهای web 3 کم کم داره تو ایران جا می افته

 

ارسال يک نظر

<< صفحه اصلی