بازگشت به شهر
سفر ایران بسیار عالی بود. لذت چهار هفته اول که خیلی چیزا برام جذاب و حتی جدید بود رو واقعا نمی دونم چه طوری باید بگم. شاید فکر کنید غلو می کنم، اما باور کنید توی همین مدتی که از ایران دور بودم، کلی تغییرات اتفاق افتاده بود که باید هضمشون می کردم. و البته خیلی چیزا هم مثل قدیم. برای من تجربه فوق العاده ای بود که حسش رو شاید هرگز نتونم بنویسم. انگار دنیا رو از دریچه ای دیگر می دیدم و یکی از لذت بخش ترین این قسمتها، دیدن جوانان ایرانی بود در کنفرانسها و کارگاه ها. با اینکه قبل از اومدنم به ایران به دلایل کاری و شخصی استرس فراوان داشتم، اما خدا رو شکر می کنم که بازگشتم و نوروز رو هم تونستم بعد از سالها در کنار خانواده باشم..
با دستی پر به استکهلم نازنین بازگشته ام و انقدر اشتیاق دارم که نمی دونم چطوری این عطش رو بخوابونم. عطش کار و تلاش. سال خیلی خوبی رو آغاز کردیم. مطمئن هستم امسال خبرهای بسیار عالی از دوستانم خواهم شنید و مثل همیشه از طریق همین وبلاگ، شما رو آپدیت خواهم کرد. این جور که معلومه قراره سی سالگی سال سرنوشت سازی برای من باشه.
قراره که ظاهر وبلاگ رو یه تغییر اساسی بدم که با خطوط وحشتناک کند اینترنت ایران به راحتی بالا بیاد. به جز چند بار نشستن در کافی نت(برای اطلاع خارج نشین ها، قیمت یک ساعت کافی نت بین 1000 تا 1200 تومان هست)، در بقیه موارد از طریق دایل آپ به اینترنت وصل شدم که واقعا یک شکنجه به تمام معنا بود. البته همین سبب خیر شد که بدونم صفحه اول وبلاگم واقعا افتضاحه و باید درست طراحی بشه. امیدوارم که این اتفاق به زودی بیفته و از خوانندگانم به خاطر این آشفتگی پوزش می خوام.
الان هم بازگشته ام به اتاق کوچکم، با لیستی از کارهایی که باید حتما و سر فرصت انجام بشه. از دوشنبه هم که باید برم سر کار. دو خبر منفجر کننده براتون دارم که اول سالی حالتون رو جا بیاره. دیگه فکر می کنم این یه سنته که هر 6 ماه یک بار، یه خبر بزرگی که قراره توی زندگی من اتفاق بیفته رو اینجا بنویسم. سال نو همگی رو بازهم شادباش میگم هرچند اینجا برف اومده و هوا سرده و سوز میاد ولی من کیفم کوکه. عاشق برفم.(عکس بالا هم وقتی بود که با برادرم از میدان ونک پیاده روی کردیم تا پارک ملتی که سرد بود و خالی از هرگونه آدم. هوا هم خیلی کثیف بود. اما گلها زیبا بودند.)
برچسبها: خاطرات
5 نظر:
سلام پژمان جان. خیلی ناراحتم که اومدی ایران و قسمت نشد بیام ببینمت!!
جریان کنسل شدن پرواز تبریز-تهران که یادته؟!
امیدوارم سال خوبی داشته باشی...
خبرارو نگفتی !!!!!!!!
به سلامت انشاالله و امیدوارم که بیشتر از همیشه موفق بشید.
ممنون هم که همیشه هموطنان رو یاری کردید و رها نمی کنید.
سلام
موفق باشی وپیروز
تهران بهتر بود یا استکهلم ؟
حاضری برای همیشه به تهران برگردی وزندگی کردن در استکهلم را به سوئدی ها بسپاری؟
پژمان این پست رو که خوندم دلم خواست یه شعر اینجا بنویسم :
طهران کافه نادری ندارد
انار ندارد
فرهاد ندارد
طهران نوستالژی اش ته کشیده
و انگار که
ما
من و تو
نفس های آخر طهران باشیم
که چه مسلول
به بیرون گسیل می شویم
نفس بکش
هرچند
که دیگر
ما را
و طهران را
رمقی به حضور نمانده است
ارسال يک نظر
<< صفحه اصلی