off the cliff
تصور کنید که داخل یه جزیره هستید که همه طرفش صخرها های بلنده و ساحل نداره. حالا قراره از این جزیره فرار کنید. می خواید شیرجه بزنید توی آب و تا ساحل دوردست شنا کنید؟ خودتون رو یک لحظه در این موقعیت قرار بدید. چه می کنید؟ آیا یهو می پرید توی آب و می گید هرچه بادا باد؟ یا اینکه نقشه می کشید که چه بکنید؟ شاید متوجه باشید که بنیه این همه شنا کردن رو ندارید و باید قایقی با امکانات دم دستتون بسازید. از سویی باید بسنجید که امواج چقدر سهمگین هستند و در چه زمانی بهترین موقع برای فرار خواهد بود؟ آیا تخمینی تا نزدیک ترین ساحل دارید؟ نمی خواید مقداری آب و غذا ذخیره کنید برای سفر که ممکنه مقداری بیشتر طول بکشه؟

کارآفرینی دقیقا مانند همین پرش از صخره هست. هرچه قدر بی مهابا تر و بدون طرح و نقشه کار کنید، امکان شکست و مردن شرکت نوپاتون بیشتره. سعی کنید پیش از شروع کار مقدمات اون رو یه تخمین بزنید. ممکنه جمع کردن اطلاعات سخت باشه، یا خسته بشید یا حوصلتون سر بره اما یادتون باشه هرچقدر تخمین درست تری در ابتدا داشته باشید، در زمان اجرا به دلیل انحرافات کمتر، هزینه و زمان کمتری نیز صرف خواهد شد. در زمان اجرای یک ایده صد در صد مسائل غیر قابل پیش بینی پیش میاد، بنابراین هرچه پایه های شرکت قوی تر باشند، شما در مقابل توفانهای غیر مترقبه دوام بیشتری خواهید آورد و می تونید فکرتون رو صرف انعطاف پذیری در سر مشکلات جدید بکنید نه اینکه تازه وسط کار بخواید پایه ها رو دوباره پی ریزی کنید..یادتون هم باشه که آدمهای بسیاری هرگز از صخره نمی پرند و تا آخر عمر در جزیره کارمندی، زندگیشان را سر می کنند و ممکن است از زندگیشان لذت هم ببرند.
برچسبها: کارآفرینی
9 نظر:
پژمان جان خیلی باحالی، توی این اوضاع ایران از کارافرینی مینویسی، البته هر کسی آزاد هر جوری دوست داره زندگی کنه اما برای من جای تعجبه که دل و دماغ نوشتن از کارافرینی رو داری
در اینجابسیاری از کارآفرینان کم صبر و حوصله هستند. یعنی تا ایده ای به ذهنشان رسید بدون سبک و سنگین کردن،و بررسی می خواهند سریع ایده شان را اجرا کنند.
متاسفانه بسیاری از این ها اندک دانشی از مدیریت یا کارافرینی هم ندارند.
چندی نمی دانند طرح کسب و کار (BP) چیست؟ چگونه بازار را باید تحلیل کرد یا صورت های مالی را نوشت و ....
فکر می کنم اگر پیش از هرکاری در کلاس ها یا سمینارهایی در زمینه کارآفرینی شرکت کنند و یکی دو کتاب بخوانند خیلی مفید خواهد بود.
جلیل، هموطن خوبم. این مطلب رو مدتها پیش نوشته بودم.
تنها خداست که از دلها و رازها خبر دارد. دست بر روی آتش درونم نگذار.
از خواندن مطالب وبلاگ شما لذت میبرم.
موفق باشید،
پیام
مثال خیلی جالبی زدی!
البته اینکه آیا کارمندی شبیه اون جزیره هست یا نه جای فکر داره!
کارمند بودن هم بعضی اوقات بد نیست
چطوری میشه توی همایش هاتون شرکت کنم؟
لطفاً توی وبلاگتون توضیح بدید..
سلام
شما هم مثکه از وبلاگ نویسی بریدی...دیر آپدیت میکنی
چه خبر از ایده های آیفون؟
کنفرانس چی میشه؟
ممنون
سلام
امیدوارم که همیشه موفق و سربلند باشی و ممنون که هموطن هاتو فراموش نمیکنی .
ارسال يک نظر
<< صفحه اصلی