Wednesday، July 8، 2009

بند پوتین و کارآفرینی

لابد می پرسید چه ربطی بین بند پوتین و کارآفرینی وجود داره؟ خب این اصطلاح بند پوتین یکی از کلیدواژه های بسیار مهم کارآفرینی هست که باید حتما یادش بگیرید چون در خارج از کشور زیاد استفاده میشه. boot strap یا همان بند پوتین گویا اولین بار در یک رمان ازش استفاده شده و شخص در داستان در مردابی بوده که خودش رو توسط بند پوتینش نجات میده. این یعنی اینکه بدون نیاز به دیگران، کار خود را پیش بردن؛ در دنیای کارآفرینی "بند پوتین" یعنی آنکه موسس شرکت از جیب خودش سرمایه برای شرکت گذاشته است و کمک مالی از جایی دریافت نکرده است.

مثلا تصور کنید من یک شرکت تاسیس می کنم و بیست میلیون تومان از پس انداز شخصی خودم را به عنوان سرمایه اولیه شرکت قرار میدم. در این حالت من بوت استرپ کرده ام. همیشه سرمایه اولیه برای شرکت مهمه. عده ای قرض می گیرن، عده ای سرمایه گزار پیدا می کنن، عده ای از دولت وام می گیرن و یه سری هم از جیب خودشون می گذارن. مثلا در بسیاری از شرکت های وب دویی، چون هزین های اولیه شرکت مثل هاستینگ و پهنای باند و از این قبیل پایین هست و قابل تهیه، عموما سرمایه اولیه توسط خود بنیانگزارنش تامین میشه تا بعدا که شرکت پا بگیره و بخوان برن دنبال سرمایه گزار.

حالا چرا این قضیه مهمه؟ دلیلش اینه که وقتی کسی بوت استرپ می کنه، همچنان خودش رییس خودشه...اگر گندی هم توی کار بزنه، پول خودشه که به فنا رفته، بنابراین دست باز تری داره در انجام کار به عنوان موسس. از سویی یه بدی که داره اینه که این پول محدوده و زود خرج میشه و اگر تا قبل از اتمام پروژه، به سود دهی نرسه و نتونه بازم پول جور کنه عملا شرکت میره تو سرازیری سقوط. به قول خودمانی کفگیر می خوره کف دیگ. اما زمانی که شما وام دریافت می کنید و یا پای سرمایه گزار میاد وسط، کابوس پاسخگویی به بانک و اشخاص هست و اونا بدبختتون می کنن. این یعنی اینکه ممکنه نتونید هرچه در سر دارید با فراغ بال کامل انجام بدید و سرمایه گزار عین گرز ممکنه هر لحظه روی ملاجتون بیاد پایین!

برچسبها:

5 نظر:

در July 8, 2009 5:04 PM, Anonymous رضا کبیری گفت...

بسیار عالی پژمان جان. ممنون.

دقیقا همینطوره.
در مورد پروژه های وب دویی من با bootstrap خیلی موافقم چون معمولا به اون مقدار از سود دهی در حدیکه خرج خودشو بده زود میرسه. چون واقعا در وب خیلی دست بازه اگه مرد کم خوابی و... باشی.
در مورد سرمایه گذار هم که گفتی واقعا عذاب آوره چون آقا بالا سر خواهی داشت و در تمام مراحل پیشرفت نقش ترمز رو بازی میکنه.

با سپاس فراوان

 
در July 8, 2009 7:04 PM, Blogger خرزو گفت...

سلام پژمان جون
اگر بنظرت این پست مرتبط اومد یه لینک بدی ممنون میشم
تیترش هست:
خلاقیت - موانع - مراحل
این هم لینکش:
http://asheghtanhayi.blogspot.com/2009/07/blog-post_3515.html

 
در July 8, 2009 8:28 PM, Blogger White Hawk گفت...

nice post. liked it

 
در July 9, 2009 9:25 AM, Blogger pejman گفت...

خزرو: چون مطلب من در ارتباط با خلاقیت نبود بنابراین در پایین مطلب نمی تونستم مستقیم لینک بدم ولی پستت رو در گوگل ریدر به اشتراک گذاشتم.

 
در July 10, 2009 6:59 PM, Blogger آزاده گفت...

خدای من! یعنی "امکان" نداره من یکی از پستهاتونو بخونم و چیز جدیدی یاد نگیرم ؛ یا حداقل انگیزه نگیرم!

 

ارسال يک نظر

<< صفحه اصلی