Saturday، July 4، 2009

مقدمات همایش تابستان 88 - قسمت 2

ایران که بودم، دلم حسابی گرم شد. کلی انرژی گرفتم. کلی پتانسیل دیدم و کلی چشمهای پر شوق و ذهن های پویا برای تلاش و کوشش. به خودم قول دادم که دیگه این بار نرم و هر چهار سال یه بار پیدام بشه. از همون موقع مقدمات سفر تابستون رو چیدم. تمام روزها رو برنامه ریزی کردم. تمام فعالیتها رو پایه ریزی کردم، سیلابس کارگاه های آموزشی که حالا تعدادشون 5 تا شده بود رو تکمیل کردم، مقدمات همایش در اصفهان تهیه شد. دعوت و اعلام همکاری از 3 شهرستان دیگه هم داشتم! قرار شد پوسترها آماده بشن، یه سری هم اعلان آمادگی کردن برای پخش خبر و خلاصه همه چیز داشت خوب پیش می رفت. بلیط هم خریدم. اونم بلیط بسیار گران قیمت چون الان فصلیه که همه میرن ایران.

کلی ذوق داشتم. قرار بود یه ماه بیام و نیومده سه هفته اش پر شده بود. به شوخی می گفتم که احتمالا باید به مامانم یه سلام بکنم هر روز و بعدش بیرون تا آخر شب. اما از اونجا که زندگی معجون مزخرفیه که هیچ وقت نمیشه روی طعمش حساب کرد، بعد از انتخابات همه چیز ریخت به هم. برای این جور کارها، مثل کارگاه ها و سمینار، نیاز به تبلیغات هست، نیاز به هماهنگی هست، نیاز به روحیه همگانی هست. یه شبه نمیشه همه چیز رو ردیف کرد. خب اتفاقات بعد از انتخابات همه چیز رو عوض کرد.

امروز با دلی سرشار از اندوه باید بگم که متاسفانه سفر من به ایران لغو شد و تمام برنامه هام رو مجبورم بگذارم برای زمان بعدی. نمی دونم اما اگر بتونم آخر تابستون و یا اوایل پاییز میام. من دوست دارم که پلی باشم برای تبادل آنچه که آموخته ام با جوانان داخل از کشور. چیزی که بهش اعتقاد کامل دارم و فیدبک بسیار خوبی هم گرفته ام. آزرده و کلافه و سردر گم هستم. خیال باطلی است که فکر کنید به خاطر کنسل شدن برنامه های شخصیم آزرده و یا دل شکسته ام. باری دوستان. اگر فرصتی بود و عمری باقی، سعی می کنم پاییز در خدمت شما باشم. به امید ایرانی سرفراز و آباد.

برچسبها:

5 نظر:

در July 5, 2009 12:46 AM, Blogger ЯΞζΛ گفت...

برنامه ریزی کرده بودم امسال که میام ایران حتما به همایشتون بیام اما مثل اینکه خراب شد امیدوارم که بتونی برگزار کنی‌ و این نرفتن فرصتی باشه برای دستیابی به موفقیتی بزرگ

 
در July 5, 2009 10:21 PM, Anonymous پویا کوشنده گفت...

واقعا حیف شد
به هر حال هر موقع که همایش ها رو بگذاری میدونی که ما هستیم
موفق و سربلند باشی

 
در July 6, 2009 8:28 AM, Blogger خرزو گفت...

اکشالی نداره
ما درک میکنیم و همچنان منتظر میمونیم
http://asheghtanhayi.blogspot.com/2009/07/blog-post.html

 
در July 6, 2009 10:16 PM, Blogger Saeed گفت...

سلام پژمان جان
میدونم خودت هم بخاطر این موضوع ناراحتی، بخاطر همین از ناراحتی خودم نمیگم!
ولی از امیدواریم بگم که خیلی دوست دارم هر موقع که بتونی بیای، ببینمت.
پس برات آرزوی موفقیت دارم..
یا حق

 
در July 7, 2009 7:34 AM, Anonymous مولود گفت...

سلام

وبلاگت خیلی جالبه و مهمتر اینکه اطلاعات خوبی هم میده

ممنون دوستم

 

ارسال يک نظر

<< صفحه اصلی