تورنادو وارد می شود

تورنادو وارد می شود

ارسال شده در ۴ اسفند ۱۳۸۸ توسط پژمان

بعد از یک ماه مذاکره و بررسی جوانب کار، اخیرا وارد سازمان غیر انتفاعی شدم که برام بسیار جالبه و عاشق کارش هستم. خوانندگان پر و پا قرص این وبلاگ حتما تمایلات روحی و فکری من رو به سمت کارآفرینی می دونن و من کاملا در دوسال اخیر درگیر این مقوله در زندگی شخصی و همچنین شغلی خودم بودم.  این مرکزی که من در آن مشغول به کار شدم یک هدف داره و اونم سرعت بخشی به روند کارآفرینی در کشورهای رو به توسعه است. مرکز در واقع قسمتی جدا شده از نظر مدیریتی ولی با پشنیبانی کامل دانشگاه بیزنس استکهلم... 

ققنوس

ققنوس

ارسال شده در ۲۸ بهمن ۱۳۸۸ توسط پژمان

بیشتر از 5 ماهست که ننوشته ام. به کلی غریبه ام. برای منی که سالهای ساله که می نویسه این مدت خیلی غریب بود مثل حال و روزم. حالا که ساعت یک نصفه شبه و تصمیم گرفتم بنویسم و منتشرش کنم می بینم که چقدر دلم برای نوشتن تنگ شده بود. چقدر دلم برای این وبلاگ و نوشته هایش، برای جنس خودم، بی غل و غش و همان بی کله سابق تنگ شده بود. زندگی گاهی آدم را می شکند و من در تمام این ماه های اخیر داشتم این تن نحیف رو آرام می کردم برای یک شروع دیگر. می دونستم. از سالها پیش می دونستم که سی سالگی، سالی خواهد...