شیر تو شیر

شیر تو شیر

ارسال شده در ۱۴ اسفند ۱۳۸۸ توسط پژمان

وقتی نوجوان بودم اولین بار اصطلاح ” عصر اطلاعات” به گوشم خورد. طبیعتا اون زمان نه ماهواره ای بود و نه اینترنتی که بشه در مورد این موضوع جستجو کرد و تنها منبع اطلاعات همان برنامه های علمی شبکه چهار بودند. از همان کودکی و نوجوانی عاشق تکنولوژی و پیشرفت بشر بودم و برای من لذت خواندن چنین اخباری از بسیاری از دل مشغولی های یک نوجوان معمولی، بیشتر بود. سال دو هزار که رسید من سرباز بودم و در اوج نا امیدی و تنهایی و سرشکستی وارد هزاره ای شدم که اکثریت مردم جهان به پیشوازش رفتند و جشن گرفتند و صد البته داستانهای هولناک مشکل عددی سال 2000 و غیرو رو هم که هممون یادمونه. شایعات مربوط به از کارافتادن زیرساختارهای کشورهای پیشرفته، خرابکاری و سو استفاده تروریستها و آدم خلافها از موقعیت و غیرو حسابی داغ بود.

تو گویی 15 سال پیش، یک قرن گذشته. حالا در نقطه ای زمانی هستیم که دیگر بگویی عصر اطلاعات می خندند چون همه در آن غرقیم. صبح پا میشیم و ایمیلمون رو چک می کنیم و اصلا یادمون نیست که زمانی پست وجود داشته که یه نامه عاشقانه رو برسونه به دست دلدار یا خبری از فرزند به پدر و مادر بده. یه چت صوتی با مادر در اسکایپ و یا جیتاک و بعدش خواندن سایتهای مختلف خبری در تنها چند دقیقه. تویتر رو می تونی نگاه کنی و متوجه بشی که در یک جزیره دور افتاده در وسط اقیانوس آرام چه اتفاقی داره می افته. یکی دیگه از موبایلش در کنار ساحل داره روی فلیکر عکس می فرسته، یکی وسط تظاهرات کارگران در اروپاست، یکی مثل من با استفاده از موبایل اینترنت، وارد یک جلسه کاری در آن سر دنیا می شوم و همه اینها رو بدون حتا یک لحظه تفکر انجام می دیم.

این میان یکی از مواردی که من رو به فکر فرو برده اینه که چرا انقدر اخبار و سر تیتر خبرها شیر تو شیره. اخبار مربوط به تظاهرات، زندان کردن ها، کشت و کشتار، قتل عام قومی، آزمایش موشکهای دور برد، اعتصابات، زلزله و بلایای طبیعی، کشتار حیوانات، از بین بردن محیط زیست، رسوایی های اخلاقی، سبعیت و وحشیت دیکتاتورها و بدبختی و فلاکت مردم زیر دست آنها، حملات تروریستی، کل کل کردن دولتها با یکدیگر،  سقوط اقتصاد دولتها، اغتشاشات در زندگی روزمره، اخبار مربوط به سرطان و بیماری های عجیب و غریب حاصل از زندگی شهر نشینی، و بسیاری دیگر از سر تیتر خبرها باعث سرسام من میشه.  چرا مدیا و رسانه های جمعی این کار رو با بینندگانشون می کنن و آیا آدمیزاد یه نوع بیمار روانی است که دوست داره همیشه اوضاعش شیر تو شیر بشه؟

چرا اخبار خوب در سر تیتر خبرها قرار نمی گیرن و فقط بدبختی و فلاکت به تصویر کشیده میشه و جالب اینجاست که این بنگاه های خبر پراکنی متعفن، در ساختار ذهن من و شمایی که از کودکی با آن بزرگ شده ایم، تاثیری بسیار عمیق گذاشته اند که فکر می کنیم مگر غیر از این همه میشه؟ در حالیکه سرعت تکنولوژی سرسام آوره اما عادت های روزمره و نادرست اجتماعی ما، نه تنها در حال بهبود نیستند بلکه در حال پسرفت هم هستند. انسانیت روز به روز افول پیدا می کنه و در کمال ناباوری وقتی اطرافم رو می بینم و با دیگران صحبت می کنم متوجه میشم که جنس بشر اینه که کلاه خودش رو بگیره که باد نبره. این شیر تو شیر بودن دنیا برای من واقعا تاسف آوره. آیا این بشر پرمدعا تمام عرضه اش در تمام این قرنها جز کشت و کشتار و خونریزی و ایجاد اغتشاش در هارمونی این سیاره زیبا چیز دیگری بوده؟  اما سوالی که برای من باقی می مونه اینه که من چه می تونم بکنم که این سیل مزخرف رو تغییر بدم. من به عنوان یک شهروند جهانی چطور می تونم به صورت مثبت تاثیر گذار باشم و خودم هم جزیی از این باتلاق نشم؟ ما یک بار زندگی می کنیم و اثری که از خود به جا میگذاریم بسیار مهمه و اینکه بدونیم تک تک ما در تاریخ موجودی  به نام بشر سهیم هستیم مخصوصا در عصر تکنولوژی که نام و خاطره مان تا ابد در فضای دیجیتال باقی خواهد ماند. شما با اخبار روزانه چطور برخورد می کنید؟ آیا به شما انرژی می دهد یا حالتون رو بهم میزنه؟ آیا این اخبار آزارتون میده؟ آیا چاره رو در نخواندن اخبار می دانید؟ شما چطور با این اوضاع دنیا کنار می آیید؟ اصلا به آن فکر می کنید یا به قول بعضی دنبال نان شب خود هستید؟ آیا دیدن اخبار بد برایتان عادت شده؟


5 نظر برای “شیر تو شیر”

  1. امید گفت:

    آره دقیقا همینطور شده و دقیقا چند وقته که منم سعی می کنم میزان اخبار و تو برنامه روزانه ام کم کنم البته تا حدودی موفق بودم ولی بازم مثل اعتیاد بهش تمایل دارم. جدیدا تو این فکرم که بیشتر و بیشتر ایزوله بشم و فقط روی فعالیت های اصلیم تمرکزم رو بزارم.
    ببینم خودت چه می کنی با این هرج و مرج؟

  2. aa گفت:

    به نظر من بهترین راه مقابله به مثله .
    واقعا ما نمی تونیم یک سایت بسازیم که به جای به هم ریختن ساختار های ذهنی اون ها رو مرتب کنه .
    سایتی که به نگاه کردن به تایتل هاش آدم آرامش بگیره .
    سایتی بر مبنای روانشناسی دینی .
    موفق باشید .

  3. زهرا گفت:

    منم همينطورم و واقعن گيج و سردرگم مي شم و خيلي دوست دارم بتونم كمكي كنم

  4. merhan گفت:

    پژمان جان،زمین خوردتم
    خداییش خیلی غصه میخوردم که نمینوشتی
    گفتم که چیزیت نشده باشه.
    خوشحال شدم که اومدی
    کی بشه من هم برم یه جای دیگه دور از اینجا!!

  5. aa گفت:

    پژمان جان دیگه نمی نویسی ؟

نظر خود را ثبت کنید