مردم پرخاشگر

ارسال شده در ۱۱ ارديبهشت ۱۳۸۹ توسط پژمان

این پست را از یک هتل نزدیک به حرم می نویسم. در این پست میخواهم راجع به یک بعد بسیار زشت از رفتار بپردازم و آن پرخاشجویی مردم است. همچنین این پست تقدیم میشود به تمام خوانندگان عجول و زود قضاوت من که حتما در زندگیشان همین قدر زود قضاوت می کنند و هر زمان که من به ایران باز می گردم و از خوبی ها می گویم خیلی زود مرا به باد انتقاد می گیرند.

در فرودگاه بودم و صف گرفتن کارت پرواز که دختر و پسر جوانی آمدند و به موازات من و کمی جلوتر درسمت چپم که صفی وجود نداشت ایستادند. من در استکهلم زندگی می کنم و آنجا هرگز کسی چنین کاری نمی کند. بله منظورم همان حق دیگری را خوردن و در صف جلو زدن است. من کمی نگاهشان کردم تا بلکه نگاهی چشم در چشم داشته باشم شاید که عقب نشینی کنند اما زهی خیال باطل. من به دختر گفتم که چرا آنجا ایستاده است و باید در پشت سر من قرار بگیرند. طبق معمول که زن جز لایملک مرد است و مانند کالا و اسیر جنس مرد، پسر شروع به پاسخگوی بسیار شدید کرد و تقریبا با فریاد به من گفت که نخیر ما نمی خواهیم جلوی شما بایستیم” من گفتم پس اگر این طور است بروید عقب که باز با فریاد بیشتری پاسخ شنیدم که ما شعورمان به این چیزها می رسد و من نهایتا گفتم پرسش هرگز اشکال ندارد و چنانچه قضیه این است من جلو می روم.

همه شما میدانید که پسر دروغ محض گفته است. ما در ایران دروغ می گوییم و توجه نمی کنیم که دروغ سرچمشه مفاسد بسیاری است و در مذهب هم بسیار نفی شده است. من کارت پروازم را گرفتم و به سمت عقب نگاه کردم و دیدم که آن دو نفر به سمت پیشخوان رفتند در حالی که نفر پشت من سریعتر از آنها رسیده بود بنابراین حق او را خوردند. مطمئن هستم که شما بارها و بارها از این وقایع می بینید و احتمالا خودتان هم شاید یکی از هم وطنان باشید و طبق منطق اینجا “نخوری، خورده میشی” دروغ می گویید، داد می کشید و حق دیگران را به راحتی آب خوردن بالا می کشید.

هموطنهای من در تهران بسیار پرخاشگر هستند. تهران دارای انرژی بسیار بسیار منفی از این جهت است. شنیدن بی احترامی به همدیگر کار راحتی است. کافی است در یک تاکسی بشینید و انتقادات نسبت به رانندگان زن، رانندگان متخلف و غیرو را بشنوید. سوال اینجاست که چرا ما نمی توانیم نسبت بهم مهربان باشیم و یا با احترام برخورد کنیم. می شود در هنگام دادن کرایه تشکر کرد، می شود در هنگام مشاجره آرام تر سخن گفت و می شود بدون بی شعور خواندن خود و دیگران، کمی هم در کار تامل کرد و انرژی مثبت گرفت. کرامت انسانی و منش انسانی بسیار بالاتر از زندگی کثیف روزمره ای است که در تهران جریان دارد. برای همین است که من این شهر را برای زندگی بر نگزیدم و اگر زمانی هم بخواهم بمانم، باید راهی برای کاهش اصطکاک خود با چنین مواردی پیدا کنم. پس همانطور که دیده اید من اینها را می بینم اما سعی می کنم همیشه خوبی ها را بیشتر جلوه دهم تا زندگی آسان تر پیش رود.


11 نظر برای “مردم پرخاشگر”

  1. سعید گفت:

    آره همه از این چیزا دیدن. بی احترامی های بی مورد کینه و نفرت..
    هرچقدر هم بخوای ازش فرار کنی باز برات پیش میاد و حالت رو میگیره

  2. Alinn گفت:

    فکر نکنم شهری تو ایران باشه که شما بتونید انتخاب کنید چون متاسفانه همه جا همینه :(

  3. حسين ميري گفت:

    ببين جيگر جان توي دنيا توي جاهاي شلوغ هميشه پرخاشگري هست چون تبعه اون شلوغي شمام اگر حجم كارت زياد باشه و اگر بيمهابا و در همه وقت به كار كردن بپردازي طبيعتا كنترل اعصابت رو از دست ميدي تهران بنظر من واسه اين منفي البته ملت يه خورده از خدا و پيغمبر و بخشش و مخشش دور شدن همه فكر خودشونن؟
    خدا بخير كنه شمام بدل نگير به قول خودت جوون بودند البته دليل نميشه ولي بدل نگير

  4. عاطفه گفت:

    متاسفانه من هم با شما موافقم و این رفتارها رو خیلی دیدم. دلایل بسیار زیادی هم براش هست که از روانی و اجتماعی و تربیتی و تاریخی بگیر تا فیزیولوژی! اونی که من می خوام بهش اشاره کنم همین آخری هست. چون در مورد بقیه قبلا خیلی بحث شده. یکی از دلایل پرخاشگری مردم تو ایران (علاوه بر سایر دلایل ) مخصوصا شهرهای بزرگ آلودگی هوا و وجود سرب زیاد در خونشون هست. این در آزمایشات علمی ثابت شده که وجود سرب در خون باعث پرخاشگری میشه. در مقایسه مردم تهران با استکهلم درصد سرب در خون اون بنده خداها رو هم در نظر بگیریم!
    راستی از طرف من هم به امام رضا سلام برسونید.
    یه مشهدی،هموطن سوئدی شما!

  5. سعید گفت:

    پژمان از ایران بیشتر بنویس، اینکه بعد از سالها دوری چه احساسی بهش داری، الانم مثل اون زمانا از شبهای خلوت تهران لذت میبری یا نه..؟

  6. وحید گفت:

    اگر می خواهيد متفاوت نتيجه بگيريد، بايد متفاوت فکر کنيد و متفاوت عمل کنيد.

    خوشحال می شوم به من افتخار حضور بدهید.

  7. پانته آ گفت:

    اینو که خوندم یاد این افتادم که یه بار در زمان بچگی توی فرودگاه یه کشور دیگه دیدم یه آقایی که خیلی خیلی عجله داشت و تقریباً داشت از پروازش جا می موند برای اینکه زودتر از نوبت بره از تک تک افراد توی صف اجازه می گرفت و یه دونه میرفت جلو. حتی از من هم که بچه بودم اجازه گرفت و برای همه تک به تک توضیح داد که چرا باید زود بره.و یادمه که اون موقع چقدر تعجب کردم. قطعاً اگر کسی پامو له میکرد و بهم تنه میزد تعجب نمی کردم :))
    یا یه خاطره دارم از مشهد که مارو از طرف مدرسه برده بودن. انقد مردم برای رسیدن به امام هشتم تلاش میکردن که من موقعی که به هتل برگشتم از ضربات آرنح و دست و پا حسابی مصدوم بودم :))))

  8. امین بی زی گفت:

    منتظر بودم اشاره ای به شاهرود هم بکنی :)) که اشاره نکردی :دی

  9. احسان گفت:

    اقا پژمان در ژنتیک یک قانون هست که می گه فنوتیپ (ریخت فعلی فرد)= محیط * ژنتیک (وراثت) خوب در جامعه ای که راس هرم اجتماعی آن دروغ را جایز و پسندیده می داند آیا توقع داری مردم مریم مقدس باشند یا پیامبر امین!!!!
    شاید بخوای این جوری برداشت کنی که این حرف ها بهانه هست ولی دوست دارم نظرت را بعد از 2 سال اقامت در این سرزمین دوست داشتنی بدونم اونوقت بهتر می تونیم باهم صحبت کنیم وقتی که بفهمی برای گرفتن فرم تقاضای کار باید پارتی داشته باشی یا برای روز مصاحبه کاری ریش بذاری یا وقتی ازت می پرسن چه انتقادی نسبت به این کار داری باید سکوت کنی یا جواب هیچی بده یا زمانی که فرم دروغ پر کنی تا جزو خوشه یک باشی با میلیاردها دلار سرمایه داخل و خارج و …. این دردها را خیلی از ماها می دونیم و با اون بزرگ شدیم و این قدر عادی شده که دردشون را از یاد بریم چون هر روز دارن بهمون مسکن می زنن
    دوست دارم بیایی و قانون نقض این جمله را اثبات کنی “نخوری، خورده میشی” واقعا اون روز روز زیبایی خواهد بود حداقل برای من

  10. رادان گفت:

    رسما با این مسئله “زن جز لایملک مرد است و مانند کالا و اسیر جنس مرد” مشکل داری و هرجا گذری خورده با کنایه ای شدید ازش گذشتی :))

  11. نوید گفت:

    من هم از این موضوع واقعا رنج میبرم.
    این در حالی است که در ایران بی قانونی و لات بودن حاکم است.
    خدا را 1000 مرتبه شکر ، تا این لحظه همیشه حق من خورده شده ولی حق کسی رو نخورده ام.
    چون دروغ و دزدی را باعث تمامی فساد های دنیا می دانم.
    لطفا از زندگی در حال حاضر خودت در سوئد و اینکه چرا از ویندوز استفاده میکنی برایم بنویس.
    شما از نظر من 1 حرفه ای هستی، چرا لینوکس نه؟ چرا مک نه؟ چرا google os نه؟
    ممنونم

نظر خود را ثبت کنید