ادبیات کارآفرینی

ارسال شده در ۲۸ خرداد ۱۳۸۹ توسط پژمان

یکی از مباحث بسیار مهم در زمینه کارآفرینی بحث بومی کردن متدها و اجرای آنها در قالب فرهنگ حاکم یک کشور و یا منطقه است. اما بحث بومی کردن و یا هماهنگی با فرهنگ یک منطقه تا حدی می تواند خود را خم کند و به قولی کوتاه بیاید و از یک مرزی به بعد دیگر امکانش نیست و اینجاست که بحث فرهنگ سازی مطرح می شود. من قویا اعتقاد دارم که در کشور ما بسیار در زمینه ادبیات کارآفرینی ضعیف هستیم. در کشور ما ممکن است آفتابه لگن هفت دست باشد اما از شام و ناهار خبری نباشد. بگذارید چند مثال بزنم.

هنوز به دلیل کمبود دانش، تجربه و یا محیط واقعی که بتوان کارآفرینی را در آن لمس کرد، بسیاری در مرحله ابتدایی قضیه یعنی ایده گیر کرده اند بدان معنا که فکر می کنند ایده مهمترین بخش کار است که به هیچ عنوان چنین نیست و در پستهای پیشین به این مساله پرداخته ام. دکترای مدیریتی که لقبش از کار برای او مهم تر است هنوز درکی ندارد که مدیریت و مدرکش به درد استارتاپ و فضای آن نمی خورد. در استارتاپ شما با کت و شلوار و کراوات کار نمی کنی بلکه باید روی زمین بشینی و زیر میز بخوابی تا ایده ات به اجرا دربیاید و در اختیار مشتری بالقوه قرار بگیرد.

بعضی ها فکر می کنند که کارآفرینی یعنی اینکه یک سازمانی هم به آنها سرمایه بدهد، هم تیم برایشان پیدا کند و هم مارکتینگ و بازاریابی انجام دهد تا بتوانند ایده شان را اجرا کنند و به قول خودشان کارآفرین شوند! از سویی بعضی همیشه نالاند از شرایط کشور و یا شهرشان. یادمان باشد که خلاقیت و استفاده از فرصت ها دقیقا در همینجا نمود پیدا می کند. شخص کارآفرین است که به جای غر زدن، فکر می کند که چگونه مشکلات را حل کند و چگونه با داشته های موجود شرکت خود را به پیش ببرد. طبیعتا ممکن است در یک نقطه جغرافیایی شرایط سخت تر باشد اما فراموش نکنید که این شرایط برای همه است و برد با کسی است که بهترین استفاده را از آن ببرد.

خیلی ها دنبال دک و پوز هستند. می خواهند زودی کارت چاپ کنند و اسم مدیر عامل بر روی خودشان بگذارند. خدا رو شکر در این زمینه هیچگونه کمبود اعتماد به نفسی نداریم چرا که همه تقریبا در ایران مدیرند و رییس و این جایگاهی در ادبیات کارآفرینی ندارد. ادبیات استارتاپها و کارآفرینی یعنی کار تیمی، یعنی وقتی کسی اشتباه کرد همه تیم بپذیرند و مسوولیت پذیر باشند، یعنی عصبانیت خود را نگاه داشتن، یعنی تحت فشار کار کردن و مبارزه با بی پولی.

به نظر من در ایران، ما به هیچ عنوان مشکل پول نداریم. مراکز متعددی هستند که پول در اختیار شما قرار می دهند حداقل در زمینه استارتاپهای آی سی تی این مبلغ بسیار عالیست با توجه به کارمزدی که پرداخت میشه، اما مشکل از سویی فرآیندهای ناکارآمد و بروکراسی اینگونه مراکز است و از سویی ادبیات هموطنان جوان من در زمینه کارآفرینی است. تا زمانی که ما جوانانی را داریم که می خواهند کلاس کارآفرینی بروند تا مدرک آنرا بگیرند و قاب بزنند به دیوار، از نظر عملی پیشرفتی نخواهیم داشت.

در زمینه فرآیندها و ادبیات کارآفرینی خانه کارآفرینی فانتازیو می خواهد پیش قدم باشد اما من مثل همیشه معتقد به کار تیمی هستم. در سفر قبلی در ایران آدمای دلسوز و با سوادی را ملاقات کردم که می خواهند هموطنان من موفق باشند. مهم این است که این پل ارتباط بین من و ایشان توسط شما ایجاد شود. تمامی کنفرانسهایی که من در ایران برگزار کرده ام و تمامی ملاقاتها ،جرقه اولی آن توسط خوانندگان این وبلاگ خورده است. چنانچه می توانید مرا به هر سازمان از قبیل پارکهای علم و فن آوری، شهرداری ها، مراکز رشد در مرکز استان و دانشگاه ها وصل کنید خوشحال می شوم که بتوانم مراکز استان بیشتری را امکان سنجی کنیم.


3 نظر برای “ادبیات کارآفرینی”

  1. شرکت رهاورد پژوهش گستر گفت:

    امیدوارم خانه فناوری فانتازیو بتونه کمکی به کارآفرینی در ایران بکند
    ممنون

  2. مانی گفت:

    سلام
    امیدوارم خوب باشید
    من برای گیلان بازم تقاضای کنفرانس دارم
    به دعوت شرکت ما
    اگر امکانش هست بهمون خبر بدین خوشحال میشیم
    البته با چندتا ارگان دولتی هم هماهنگ خواهد شد

  3. سیما گفت:

    سلام

    خسته نباشید
    من هم برای گیلان تقاضای سمینارها و اعطای نمایندگی دارم
    با تشکر

نظر خود را ثبت کنید