سندروم دید تونل در کارآفرینی

ارسال شده در ۹ شهريور ۱۳۸۹ توسط پژمان

در زمینه کارآفرینی یه سری بیماری ها داریم که امروز راجع به یکی از شایع ترین هاش می خوام صحبت کنم. این بیماری از جمله بیماری های هست که دمار از شخص کارآفرین و شرکتش درمیاره و نامش سندروم دید در تونل هست. شما وقتی در تونل هستید طبیعتا در انتهای تونل تصویر کوچکی از فضای بیرون دارید چرا که دیواره های تونل این اجازه رو نمی دن که بتونید به صورت کامل از فضای بیرون تخمین داشته باشید و یا حتا نظری داشته باشید اما به محض اینکه از تونل دربیاید همه چیز براتون مشخصه و هرچه حدس و گمان زدید به یقین تبدیل میشه چرا که زاویه دیدتون باز شده و می تونید با چشمان باز اطرافتون رو ببینید. در زمینه کارآفرینی، این سندروم به کارآفرینانی گفته میشود که جز اطراف خود را نمی بینند، به حرف کسی گوش نمی دهند و عملا در وسط تونل و با دید محدود دارند هزار... 

از فانتازیو چه خبر – مرداد 89

ارسال شده در ۲ شهريور ۱۳۸۹ توسط پژمان

هرچند که تمامی اخبار رسمی فانتازیو از طریق وبلاگ فانتازیو اعلام همگانی میشه اما اینجا خودمونی تره و راحت ترم. امرداد، ماه خیلی خوبی برای فانتازیو بوده است. اول اینکه ما اکانت تویتر خانه کارآفرینی فانتازیو رو راه اندازی کردیم. حتما ما رو دنبال کنید. در ضمن چنانچه جزو دنبال کنندگان و به قولی فالوورهای این اکانت باشید شانس داشتن یک “شبح” رو خواهید داشت. برای اطلاعات بیشتر راجع به گجت شبح و فروشگاه فانتازیو به این پست وبلاگ مراجعه کنید. . من خودم یه دونه از اینا روی میزم دارم و خیلی باهاش کیف می کنم. گفتم بد نباشه به پاس احترام به یکی از دنبال کنندگان اکانت تویتر فانتازیو، یه یادگاری به نفر برنده بدم. البته طبیعتا نو و دسته اولش رو این مدت ایمیل خیلی داشتم پیرامون زمان برگزاری کارگاه های آموزشی. پس از مذاکرات با مجتمع... 

ده مشتری پیدا کنید

ارسال شده در ۱ شهريور ۱۳۸۹ توسط پژمان

داشتم مقاله ای می خوندم در مورد اینکه چگونه ایده خود را امکان سنجی کنیم و بفهمیم که اصلا به درد می خورد یا خیر. این مخصوصا خیلی برای استارتاپها (شرکتهای نوپا)  اینترنتی کار سازه .  در این مقاله سعی کردم اصل مطلب رو وام بگیرم و با توجه به تجربیات خودم از مشاوره هایم که در مرکز استارتاپ خانه کارآفرینی فانتازیو ارائه می دهم کمی از زاویه تجربه و دید خودم هم بنویسم. شما کار روزانتون رو رها می کنید، از جیب خودتون یا اطرافیان سرمایه میگذارید، هفته ای هفتاد هشتاد ساعت کار می کنید، پای کامپیوتر خوابتان می برد و خودتون رو با برنامه نویسی سایتتون خفه می کنید اما نهایتا حتا 10 مشتری ندارید که برای خدمات شما پول بپردازند؟ این به نظر شما احمقانه نیست؟ این دقیقا اتفاقیه که برای اکثر کارآفرینان حیطه وب می افته. چون میزان پولی که برای... 

بازدید از دفتر هر کودک یک لپتاپ

ارسال شده در ۲۶ مرداد ۱۳۸۹ توسط پژمان

دو هفته پیش فرصتی شد که از دفتر بنیاد هر کودک، یک لپتاپ بازدیدی داشته باشم. شاید هیچ وقت فکر نمی کردم سه سال بعد از زمانی که اولین پستم را راجع به این بنیاد نوشتم، موقعیتی پیش بیاید که با مدیر عامل بخش اروپای آن یک گفتگوی صمیمانه داشته باشم. متاسفانه به دلیل اینکه عکس برداری ممنوع بود نتونستم عکسی بگیرم ولی خب خود شرکت واقع در یک ساختمان قلعه مانند در حومه شهر بروکسل( پایتخت بلژیک) قرار داره. این بنیادی است که از همان ابتدا من اخبارش رو دنبال می کردم و حساسیتهای زیادی رو در چند سال اخیر پیرامون عملکردش ایجاد کرده. موفق شدم که کامپیوترها رو از نزدیک ببینم. کوچولو تر از اونی بودند که فکر می کردم ولی خیلی باحالن و حتما می دونید که این لپتاپهای کوچک با نیروی خورشید شارژ میشن چون خیلی هاشون برای کشورهای آفریقایی درست میشه... 

معرفی موسسه بنیانگزار

ارسال شده در ۱۶ مرداد ۱۳۸۹ توسط پژمان

چندی پیش نوشتم که شروع به همکاری با انیستیتو بنیانگزار کرده ام. این انیستیتو در سال جدید خدمات و کارگاه های آموزشی خود را گسترش داده است و به سه شهر اروپایی آورده که خبر رسمیش را در وبلاگ پر سر و صدا و مهمترین رسانه استارتاپها یعنی تک کرانچ می توانید بخوانید.  اما بگذارید کمی بیشتر با این موسسه آشنا بشویم. هدف این موسسه آموزش کارآفرینانی است که می خواهند شرکت خود را تاسیس کنند و دنبال سرمایه گزاری و سایر مسائل هستند اما نحوه کار این موسسه فرق می کند. قضیه بسیار منحصر به فرد این موسسه این است که در هر ترم آموزشی خود، از سی و شش راهنما تقاضا می کند تا به عنوان مدرس در این کلاسها حضور یابند. بله درست خواندید. این رقم یعنی 3 راهنما به ازای هر کلاس درسی. این راهنما از اروپا و آمریکا هستند و همگی خود قبلا استارتاپ داشته اند و اکثریت... 

اشتراک اهمیت دادن است

ارسال شده در ۱۴ مرداد ۱۳۸۹ توسط پژمان

من سالهای سال هست که می نویسم. در همین یه وجب خاک اینترنت. در سالهای اول که ابتدای کار بود ونقد اوضاع اجتماعی و خاطرات می نوشتم تعداد مخاطب برایم اهمیت نداشت اما از زمانی که شروع به تخصصی نوشتن کردم و تولید محتوای علمی و اشتراک اطلاعات تجربی کاری را شروع کردم، تعداد مخاطب برایم مهم شد. دلیلش آنست که دیگر دغدغه های اجتماعی کمتری داشتم و دغدغه های تجاری و کاری می طلبید که برای هر پست مدت بسیاری بیشتری را وقت بگذارم و طبیعتا انتظار دارم که این پستها که حالت مقاله گونه دارند دیده شوند. خوانندگان این وبلاگ در حد قابل قبولی هستند اما درصد اشتراک مطالب بسیار بسیار کم است. چندین مطلب را اینجا می خواهم گوشزد کنم. اول اینکه همیشه بحث میشود که ما نوع مدیا را اشتباه می فهمیم و از آن استفاده نامربوط می کنیم. مثلا از فرندفید استفاده...