وطن من ایران

ارسال شده در ۲۴ تير ۱۳۹۲ توسط پژمان

برای یه مهاجر شاید هیچ لذتی بالاتر از بازگشت به ایران و دیدار با پدر و مادر و اعضای خانواده اش نباشه. چند روزیست که به وطن بازگشته ام و هر ثانیه اش رو بلعیده ام. خوب یادم هست دفعه قبل که به ایران بازگشتم همه چیز برایم به طرز عجیبی جالب  و هیجان انگیز بود. مثلا ترس از عبور از خیابان و یا نشستن در یک تاکسی چرا که حقیقتا احساس می کردم در یک مسابقه رالی شرکت می کنم! و یا حتا در و دیوار و چهره جدید شهر تهران برایم همگی تازگی داشت. هرچند آن لذت هیجان سه هفته بیشتر دوام نیاورد اما در سری قبل بسیار زیاد عکس گرفتم و خاطره نوشتم و حس هایی که تجربه کردم برای خودم هم بسیار نو بود. اما این بار به مراتب احساسم فرق می کنه و واقعا دلیلش را هم نمی دونم.

این بار از ثانیه اولش تو گویی که من هرگز مهاجر نبوده ام و از همان اول همگونی کامل با شرایط حاضر اجتماع و دیگر هیچ چیز اذیتم نمی کنه حتا مواردی که دیگران رو رنج می ده. نمی دونم شاید آستانه تحملم بالا رفته و یا دیدم عوض شده و یا شاید هم مقطعی باشه اما به هر حال سفرم رو طوری تنظیم کردم که از برکات ماه مبارک رمضان حداکثر استفاده رو ببرم و به جرات می تونم بگویم که هر روز که بانگ اذان از مسجد پخش می شه مانند این است که پر پروازی دارم به وسعت تمام دنیا. سعی می کنم به جای تمرکز روی کاستی ها به لذت های معنوی و حضور در وطن فکر کنم و خدا رو شاکرم که این توفیق رو به من داده است.

جایتان خالی یک لیست بلند بالایی هم دارم از همه کارهایی که باید انجام بدهم که سعی می کنم هر روزی چند تاییشان را انجام بدهم. هوا ناجوانمردانه گرم است اما آنقدر ها هم گرم نیست که بگویم باعث تلف شدن یک استکهلم نشین مانند من شده باشد. اتفاقا سعی می کنم که مدام زیر آفتاب بروم بلکه این پوست نحیف آفتاب ندیده یه ویتامین حسابی گیرش بیاد. متاسفانه بعضا به دلیل فیل ترینگ احمقانه ای که وجود داره بسیاری از کارهام به بن بست خورده مثلا من واقعا نمی دونم که چرا باید گوگل داکز پشت دیوار آتشین قرار بگیره. اما سرعت اینترنت قابل قبوله و گلایه ای ندارم. راستی بازدیدی از هم نمایشگاه قران داشتم. توصیه می کنم حتما سری به آن بزنید. جدای از نرم افزارها و بخش چند رسانه ای، بخش نمایشگاهی آن غرفه های بسیار جالبی داره.


نظر خود را ثبت کنید