فضای بکر استارتاپی ایران

ارسال شده در ۲۹ دي ۱۳۹۲ توسط پژمان

من همواره سعی کرده ام تا آنجا که می شود فضای کارآفرینی ایران را رصد کنم. تابستان امسال فرصت بسیار خوبی بود که بتوانم کمی تجربیات خودم را به نسبت سه سال پیش بیشتر کنم و از نزدیک مشکلات، موانع و موقعیتها را بسنجنم. شاید چیزی حدود دو سال است که واژه استارتاپ راه خود را به فضای کارآفرینی باز کرده و الحق هم کارهای خوبی در زمینه اطلاع رسانی می شود. شوربختانه این قضیه مانند بسیاری از موارد مشابه آن پس از مدتی لوث خواهد شد و به بیراهه خواهد رفت و یکی از نتایج منفی آن یاس و نا امیدی خواهد بود. از نقطه نظر شخصی، تجربه به من نشان داده که برای یک پدیده جدید حداکثر پنج سال نیاز است تا قضیه لوث شود و به بیراهه برود. در یکی از پستهای وبلاگ به صورت خیلی سربسته به این قضیه اشاره کردم که چه مواردی می تواند مشکل ساز بشود اما بر خلاف بسیاری این اتفاقات را جز سیر طبیعی رشد فضای کارآفرینی ایران می دانم.

کارآفرینی به حرف و تئوری نیست. کارآفرینی نیاز به عمل و تجربه دارد. در حیطه حمایت از کارآفرینان متاسفانه بخش خصوصی ما بسیار ضعیف است. طبیعتا من کاری به بخش دولتی ندارم چون تقریبا در اکثریت کشورها یا دولتها در هپروت سیر می کنند و یا همیشه چندین گام از بخش خصوصی عقب هستند که همه ما می دانیم. بنابراین فضای کارآفرینی ایران هم چاره ای ندارد که برای تثبیت پایه های کارآفرینی امید به فعالیت شرکتهای خصوصی داشته باشد. شوربختانه عدم دانش و منم منم های بیجا به جای دست همکاری به یکدیگر دادن و همچنان عدم شفاف سازی باعث می شود که بسیاری از جوانان ما در این زمینه دلسرد شوند. به عنوان نمونه به موارد زیر اشاره می کنم:

1. انجمنها و موسسات کارآفرینی کاملا شفاف نیستند و یا حتا خودشان هم نمی دانند که دارند چه می کنند. اکثریت می خواهند مردی برای تمام فصول باشند و این با  توجه به بودجه ضعیف، کارمندان نا آشنا به فضای استارتاپها و چشمداشت به سودآوری که باعث فشار بر روی اجرا کنندگان موسسه می شه همگی دست به دست هم میدن که نتیجه دلخواه بوجود نیاد. انجمنی که ادعا می کنه آغوشش برای همکاری با سایر مجموعه ها بازه ولی در عمل به صورت یک مونوپل عمل می کنه هم خیانت به فضای کارآفرینی کرده و هم فضای دغل بازی را بوجود آورده است. حال آنکه می توان از همان ابتدا آب پاکی را روی دست هم ریخت و با یک شفاف سازی اهداف موسسه و یا مجموعه را مشخص کرد که باعث سردرگمی نشود. به دلیل داشتن یک جامعه متوهم در ایران که مدام به دنبال انگ گیری از همدیگر و عدم اطمینان هستیم، شفاف سازی مناسب باعث ایجاد فضای دوستی و همکاری های بلند مدت خواهد شد.

2. گروهی فکر می کنند تنها با نامیدن خود به یک عنوان دیگر کار تمام است. مثلا مدتی است که بعضی ادعا می کنند که یک گروه و یا شرکت سرمایه گزاری بر روی استارتاپ ها هستند. شوربختانه نه اطلاعاتی راجع به نحوه کارشان در سایت داده اند و نه شما می توانید بفهمید اصلا پشت این قضیه کیست. کارآفرین حق دارد بداند که  چه کسانی این مجموعه را اداره می کنند و اهدافشان چیست. صرف اینکه دو تا جمله بنویسیم که ما بر روی استارتاپها سرمایه گذاری می کنیم دردی از کارآفرین دوا نمی کند و این دید از بالا به پایین دیدن مسایل باعث دلسردی خواهد شد. امیدوارم که این افراد کارآفرین بدبخت را دنبال نخود سیاه نفرستند و با اطلاع رسانی، کمک بیشتری به آنها بکنند.

3. کتک کاری در فضای کارآفرینی. متاسفانه به دلایل واهی ما ایرانیان اصلا با هم مهربان نیستیم. قرار نیست فضای کارآفرینی متولی داشته باشه. در این فضا هر کسی می تونه فعالیت کنه. مهمترین مساله شناسایی نیازهای کارآفرینی و استارتاپها و تلاش در جهت حل کردن آنهاست. آنچه که من در این مدت دیده ام این است که هموطنان علاقه مند که می خواهند مجموعه ای را راه اندازی کنند خود را وحی الهی می دانند و راه و روش و وجود مجموعه خود را تنها منجی نجات می دانند. فارغ از خزعبل بودن این گونه تفکر، باید یادآور بشوم که مجموعه های مختلف نیاز دارند که به جای سنگ اندازی در کار همدیگر به فکر همکاری با یکدیگر باشند. فضای استارتاپها انقدر بکر هست که جا برای همه باشد و هر کسی یک گوشه کار را بگیرد. یک فضای کارآفرینه به سرمایه گذار، راهنما، مربی، مجموع های حرفه ای ارایه دهنده خدمات، شتاب دهنده و غیرو… نیاز دارد و طبیعتا رقابت سالم در این فضا به تکاپویی و غنای اکوسیستم کمک خواهد کرد بنابراین آیا بهتر نیست که با آرامش هر مجموعه ای به فکر توانگر کردن این فضا باشد؟

فضای استارتاپ ایران بسیار بکر است. چه به عنوان کسی که بخواهد متولی باشد و چه برای کسی که می خواهد کارآفرین باشد. این فضا انقدر مهیج و بکر و بازار آنقدر بزرگ هست که من به شدت وسوسه شده ام که به برای مدتی به ایران بازگردم. طبیعتا این بازگشت باعث خواهد شد که چند سالی در ایران بمانم. در چند ماه اخیر در این راستا کار کرده ام و امیدوارم که در سال نود و سه بتوانم این هدف را به سر انجام برسانم. ایده های بکری را در ایران می توان راه اندازی کرد که به دلیل نفوذ خوب اینترنت و موبایل و همچنین امکان خرید آنلاین ، می توان کارهای بسیاری خوبی در زمینه پیوند فضای آنلاین با آفلاین برداشت. ترندی که در چند سال اخیر سود سرشاری نصیب بسیاری از کارآفرینان در کشورهای توسعه یافته کرده است و من هرچه بیشتر به بازار بزرگ ایران و همچنین دست به جیب بودن هموطنانم فکر می کنم بیشتر مصمم می شوم. اطمینان دارم تجربه یه  ساله راه اندازی یک استارتاپ در ایران برای من باعث می شود که با یک تیر چند نشان بزنم از سویی از نزدیک با مشکلات ریز و درشت بومی برای یک استارتاپ آشنا بشوم و از سویی دیگر بتوانم از این تجربه برای راه اندازی شتاب دهنده استفاده بکنم، پروژه ای که واقعا علاقه مند به اجرای قدرتمندانه اش هستم. تا خدا چه سرنوشتی رقم بزند.


نظر خود را ثبت کنید