Sunday، February 3، 2008

رویای استارتاپ

من از زمانی که بحث وب ۲.۰ آغاز شد و موجی جدید در دنیای اینترنت به وجود اومد، به نوعی هر روز شاهد پیشرفت هایش بوده ام و اخبار مربوطه اش را خوانده ام. رشد استفاده از اینترنت دربین کاربران مختلف و همچنین خصوصیات ویژه خود اینترنت به عنوان یک رسانه باعث شد که بسیاری از موانع راه اندازی کسب و کار و سایتهای خدمات رسانی، از سر راه برداشته باشه و همینه که هر روز شاهد اخبار گوناگون راجع به این شرکت ها و استارتاپهایی هستیم که سن تاسیسن کنندگانش در اکثریت موارد زیر ۳۰ سال هست و بسیار جوان و پرانرژی.

در این میان خواندن با دقت اخبار استارتاپها و چگونگی رشد افسانه ایشان در بسیاری از موارد و اینکه چه استراتژی هایی استفاده می کنن برای رسیدن به جذب کاربران بیشتر و طبیعتا سرمایه گذاری بیشتر و همچنین ایده هایی که باعث میشه تا سایتهای مختلف اشتراک گذاری و خدمات رسانی پدید بیان چه آنهایی که در ابتدا روی وب بودند و چه خیلی عظیمی که اکنون به سمت خدمات رسانی موبایل حمله ور شده اند، باعث شد که آرام آرام آتشی در نیستان وجود کله خر ما بیفته!

ورود من به شرکت آرزوهام که گوگل بود زندگی من رو بسیار عوض کرده است و به من دل و جرات بیشتری داده. از سویی نه تنها فضای کاری گوگل بسیار متفاوت از سایر شرکت هاست بلکه آرمانها و جهت گیری هاش به کارکنانش شجاعت می ده که بزرگ فکر کنن و به قولی دل رو بزنن به دریا و من دوماه قبل از شروع سال میلادی جدید در برزخی افتادم که چه بکنم. از طرفی فشار کاری روزانه بود و از طرفی عطش من برای رویاهایی که توی خواب و بیداری ولم نمی کردن و در این میون باید از بسیاری تفریحات و اوغات فراغتم می زدم تا می تونستم کمی به این افکار جهت گیری بدم و در نهایت بعد از سنجیدن ریسکها و مشکلات و چشم اندازه ها تصمیمم رو گرفتم.

من در حال حاضر در کنار کار گوگل در حال تهیه چند بیزنس پلان هستم که بیشترین وقت روزانه من رو در اوقات فراغت گرفته و خلاصه بیچاره ام کرده. آرزوی شروع کردن یک استارتآپ وب دویی و کلنچار رفتن با مشکلات و چالشهاش من رو بیش از پیش وادار به کار روی این قضیه می کنه. زدن یک شرکت آنلاین به این صورت به هیچ عنوان کار آسانی نیست.

یک کارمند می تونه خیالش راحت باشه که حقوق و مزایای کاریش رو هر ماه و در طول سالیان دریافت می کنه و هیچ گونه دغدغه آنچنانی برای این قضیه نداره حال آنکه یک کارآفرین و مخصوصا ایجاد استارتآپ، نه تنها نیازمند سواد و تجربه و قدرت رهبری بالایی برای مدیریت شرکت است بلکه هیچگونه گارانتی برای موفقیت آن وجود ندارد. منبع درآمدی وجود نداره و حجم کار سرسام آوره. در کنار اینها پیدا کردن و ایجاد یک تیم خوب و منسجم کاری رو هم بهش اضافه کنید که بسیار بسیار مهمه.

اما با همه این وجود گوگل عزیزم رو هم یادم نرفته و دو تا پرزنتیشن دارم آماده می کنم که بفرستم برای کله گنده ها راجع به دو ایده ای که دارم برای محصولات گوگل. آدم توی زندگیش گاهی باید تلاشش رو بکنه و بعد تیرش رو به سمت هدف بندازه. من هم تلاشم رو می کنم و سعی می کنم این پرزنتیشن ها رو به بهترین نحو آماده کنم و امیدوارم که این شانس رو به من بدن تا حتی شده ۱۰ دقیقه راجع بهشون صحبت کنم. من دوست دارم در جایی باشم که از ۱۰۰ درصد توانایی هام بهره برداری بشه. آینده همه چیز را مشخص خواهد کرد.هیچان داره خفه ام می کنه.

برچسبها: ,

Friday، December 21، 2007

آرزوهای گیکی

علیرضای مجدیدی صاحب وبلاگ یک پزشک من رو به بازی "آرزوهای گیکی" دعوت کرده که من هم این دعوت رو اجابت می کنم.

۱- دوست دارم دنیای آینده همه چیز بی سیم باشه و به هیچ عنوان از سیم و کابل به عنوان رسانه مبادله اطلاعات استفاده نشه. حتی برق هم دوست دارم که بی سیم بشه و دیگه نیازی به سیمهای برق نباشه

۲- اینترنت به طور کامل ۳ بعدی بشه و حتی بو و لمس هم از طریق اینترنت رد و بدل بشه.

۳- تمامی وسایل مورد نیاز بشر و اجسامی که در زندگی روزمره بشر وجود دارند بتوانند به همدیگر متصل بشوند و با همدیگر تبادل داده کنند. مثلا یک قوطی لوبیا بتونه اطلاعات مورد نیازش رو از پایگاه داده سلامتی من از روی موبایل بگیره و به من یادآوری کنه بر اساس میزان مواد تشکیل دهنده اش، من به چند تا قوطی نیاز دارم.

۴- تمامی وسایل الکترونیک شخصی مورد نیاز روزمره یک انسان در یک گجت خلاصه بشن و در واقع در قطع یک موبایل کوچک دربیان. این موبایل کوچک قابلیت این را خواهد داشت که به صورت تاشو در حد یک لپتاپ ۱۳ اینچ امروزی بزرگ بشه.

۵- تبلیغات در سطح شهری به طور کامل حذف بشه و جاش هرکسی از عینکی استفاده می کنه که تبلیغات دیجیتال پخش شده از یک ایستگاه کوچک تبلیغاتی در صفحه عینک رو نشان میده. این عینک به پایگاه داده اصلی تمام اطلاعات من وصله و بر اساس نیاز و علایق من تبلیغات رو برای من نشون میده.

۶- نابینایی و سایر نارسایی های عضوی بدن به طور کامل با تلفیق ژنتیک و کامپیوتر حل بشه.

۷- تاسیس زنجیره ای کتابخوانه های تماما دیجیتال در ایران که به واقع پاتوقی باشه برای نوجوانان و جوانان علاقه مند به آی تی. از کافه های علم بگیر تا مطالعه اینترنت و کتابهای الکترونیک، آخرین فناوری های کامپیوتر و آی تی

۸- آرزو می کنم تمام مردم دنیا این امکان رو داشته باشن که تا آخرین مقطع تحصیلی دانشگاهی که می تونن ادامه بدن و همه چیز تحصیل براشون مجانی باشه. طبیعتا اینترنت پرسرعت، امکانات آموزش از راه دور و لوازم کامپیوتری بسیار ارزان قیمت لازمه این کار هستند.

۹- گوگل یک دیتا سنتر در کره ماه تاسیس کنه

۱۰ - یک لپتاپ، یک دسکتاپ پرقدرت و ۳ مانیتور و ۳ سال وقت تا در نقش یک هکر کلاه سفید هرچی هکر کلاه سیاه بود رو آش و لاش می کردم و به دام می نداختم.این آرزو از کودکی همراه من بوده. شاید هرگز بهش نرسم چون وقتم بسیار محدوده و دست سرنوشت من رو داره به سمت دیگری می بره. چی کار کنم دیگه جون تو جونم کنید عاشق امنیت شبکه هستم.

من از بچه های عصرونه، سلمان ، فارستک برای شرکت در این بازی دعوت می کنم.

برچسبها: