پنجشنبه ۲۳ آوریل ۲۰۰۹

سی سالگی


توی ذهنم یک پرده سینما هست، که یه سری فیلم نگاتیو که بعضا هم رنگی میشن روش شروع می کنن به رژه رفتن. گاهی روی یک عکس متمرکز می شم و گاهی خیلی سریع می گذرم. یه کانتر اون بالا هست که هی شماره می ندازه. از اون کانتر هیچ وقت خوشم نیومده و هرگز هم خوشم نخواهد آمد. آخرین فیلم نگاتیو مال دیشب بود. شب تولدم که باید تا دیروقت کار می کردم چون مشکلی پیش اومده بود و من قبل از خواب در حال مرور این فیلم بودم. امروز اون شمارنده رفت روی 30.

امروز با بیست سالگی ها خداحافظی می کنم و به یک دهه دیگر از زندگیم وارد می شوم. امسال رو به فال بسیار نیک می گیرم. یک سری چیزها آزارم میده که خودم باید بگیرم و بندازمشون دور. خاطرات تلخ گذشته رو می خوام از روی اون قطعه فیلم بچینم و بگذارم توی بایگانی و خاطرات خوش رو روی همون قطعه فیلم بگذارم تا برای خودش رژه بره. آری من از امروز باری دیگر طلوع خواهم کرد.

برچسبها: , ,



سه‌شنبه ۱۱ نوامبر ۲۰۰۸

یک دنیا منتظر...

انتخابات چند روز گذشته آمریکا در تاریخ کل بشر، یک پدیده بوده است. سایتهای مختلف رو می خوندم، انجمن های گفتگو، کامنتهای وبلاگها، فرندفید و تویتر و هر جایی در روی اینترنت که صدای مردمان عادی جهان به گوش می رسد جدای اخبار کنترل شده شرکتهای خبری دنیا، همه مردم دنیا میخکوب نشسته بودند و منتظر نتایج انتخابات. همه منتظر بودند که باراک برنده شود. نمی خواستند برای بار دیگر این اتفاق نیفتد و دنیا به سمت هرج و مرج مطلق با سیاستمدارهای احمق کاخ سفید کنونی و همرزمانشان در آینده، برود و چه نیک این آمریکایی آفریقایی تبار با همت آمریکایی ها برنده شد.

نطق تاریخیش اشک در چشمان من هم آورد و واقعا زیبا سخن گفت. اوباما می دونه که از چی حرف می زنه و لحن صداش و گفتمانش مشخصه که چه در نظر داره. او یک حقیقته تا عروسکی خیمه شب بازی. انتخابات اخیر آمریکا همه مردم دنیا رو به وجد آورده بود تا به همه ثابت کنه که دهکده جهانی بیش از پیش به وقوع پیوسته و مرزهای عقب مانده جغرافیایی و بده بستانها و دعوا و کتک کاری های سیاستمداران کج فهم کشورها، مردم رو به ستون آورده. آدمها نیاز به رهبران خوش فکر و جدید دارند و این میسر نمیشه با کمک و یاری همه و همه جدای از ملیت و قومیت و نژاد و رنگ پوست و شهروند کدام کشور بودن. مرزهای جغرافیایای در عصر ارتباطات دیگر یک سنت قرون وسطایی هستند تا قانونی برای دهکده جهانی.

داشتم عکسهای پشت پرده انتخابات در خانه باراک اوباما را می دیدم. خانواده ای نازنین، همسری زیبا و حتما صبور و دو دختر کوچک. این خانواده را مردم دنیا خواهند دید که چطور بچه ها رشد می کنند، چطور زن اول آمریکا شوهرش را پشتیانی خواهد کرد و چطور موهای باراک سفید خواهند شد اما باید دید او در مدت کوتاه 4 سال که امیدوارم به 8 سال هم برود می تواند تغیری در آمریکا و دنیا ایجاد کند یا خیر و از صمیم قلب امیدوارم که اتفاق ناگواری نه برای او و نه برای خانواده اش در این مدت نیفتد.

باراک اوباما اینترنت باز است. او آی تی را می شناسد و تیمش با عصر جدید اصلا بیگانه نیست. سایتی رو راه اندازی کرده که از تمام مردم آمریکا خواسته برای موفقیت و انجام دادن کارها پا پیش بگذارند و خود را نامزد کنند برای تصدی شغلی. اوباما در سخنرانی پیروزی زودهنگامش به وضوح به دیگران گفت که او برای انجام دادن اهدافش نیازمند کمک همه ملت آمریکاست. مردم آمریکا حداقل در پای صندوق ها نشان دادند که بار دیگر می توانند رهبری باشند برای دنیا که به آنها نگاه کنند به خاطر پیشرفت علم و تکنولوژی و ایده های عجیب غریب. همان مردمانی که برای اولین بار انسانی را بر روی کره ماه نشاندند.

من به عنوان یک شهروند دنیا، خسته ام از مدیای بوگندو و آشغال آمریکایی که یه مشت آدمهای سخیف و تازه به دوران رسیده رو به خورد دیگران میده و آنها را در جایگاهی می گذارد که لیاقتش را ندارند. نسل جدید نیازی به خوانندهای کج فهم و در پیت ندارد. من خواننده متفکر می خواهم، نویسنده متفکر می خواهم. من دانشمند پایبند به اصول می خواهم. من آرامش و مهربانی می خواهم تا خشونت و دوربینهای مدار بسته کنترل آدمها. انگار که آدمها در یک قفس مجازی مثل خوکهایی هستند که باید هر روز مشاهده بشوند که مبادا دست از پا خطا نکنند.

یک دنیا چشم انتظار است. هرجا در اینترنت چرخ می زنم، شوقی هست به تغییرات. امیدوارم در قرن بیست و یکم، این انتخابات آمریکا و شخص رییس جمهور منتخبشان راه گشایی باشد برای همه دولت ها که این کره خاکی، این تنها مسکن انسانها رو به سمت آرامش و صلح و نه جنگ و قتل و غارت پیش ببره. هیچ کسی نگفته کار آسونیه اما باید از یک جا شروع کرد. بشر در آستانه تحولات عظیم ارتباطیه و نمیشه که سیاستمدارهای عقب مانده بر سر کار باشند. این دو با هم همخوانی ندارند. به امید تغییرات بهتر در دنیا در آینده نزدیک برای کشور خودمان ایران و برای کره خاکیمان، زمین معصوم و بی پناه که جز نامهربانی با آن هیچ نکرده ایم

عکسهای پشت پرده شب انتخابات از خانواده اوباما
سخنرانی باراک اوباما به مناسبت پیروزی او در انتخابات
دفتر آنلاین و سایت او برای فراخوانی از مردم

برچسبها: , ,



یکشنبه ۳ فوریهٔ ۲۰۰۸

رویای استارتاپ

من از زمانی که بحث وب ۲.۰ آغاز شد و موجی جدید در دنیای اینترنت به وجود اومد، به نوعی هر روز شاهد پیشرفت هایش بوده ام و اخبار مربوطه اش را خوانده ام. رشد استفاده از اینترنت دربین کاربران مختلف و همچنین خصوصیات ویژه خود اینترنت به عنوان یک رسانه باعث شد که بسیاری از موانع راه اندازی کسب و کار و سایتهای خدمات رسانی، از سر راه برداشته باشه و همینه که هر روز شاهد اخبار گوناگون راجع به این شرکت ها و استارتاپهایی هستیم که سن تاسیسن کنندگانش در اکثریت موارد زیر ۳۰ سال هست و بسیار جوان و پرانرژی.

در این میان خواندن با دقت اخبار استارتاپها و چگونگی رشد افسانه ایشان در بسیاری از موارد و اینکه چه استراتژی هایی استفاده می کنن برای رسیدن به جذب کاربران بیشتر و طبیعتا سرمایه گذاری بیشتر و همچنین ایده هایی که باعث میشه تا سایتهای مختلف اشتراک گذاری و خدمات رسانی پدید بیان چه آنهایی که در ابتدا روی وب بودند و چه خیلی عظیمی که اکنون به سمت خدمات رسانی موبایل حمله ور شده اند، باعث شد که آرام آرام آتشی در نیستان وجود کله خر ما بیفته!

ورود من به شرکت آرزوهام که گوگل بود زندگی من رو بسیار عوض کرده است و به من دل و جرات بیشتری داده. از سویی نه تنها فضای کاری گوگل بسیار متفاوت از سایر شرکت هاست بلکه آرمانها و جهت گیری هاش به کارکنانش شجاعت می ده که بزرگ فکر کنن و به قولی دل رو بزنن به دریا و من دوماه قبل از شروع سال میلادی جدید در برزخی افتادم که چه بکنم. از طرفی فشار کاری روزانه بود و از طرفی عطش من برای رویاهایی که توی خواب و بیداری ولم نمی کردن و در این میون باید از بسیاری تفریحات و اوغات فراغتم می زدم تا می تونستم کمی به این افکار جهت گیری بدم و در نهایت بعد از سنجیدن ریسکها و مشکلات و چشم اندازه ها تصمیمم رو گرفتم.

من در حال حاضر در کنار کار گوگل در حال تهیه چند بیزنس پلان هستم که بیشترین وقت روزانه من رو در اوقات فراغت گرفته و خلاصه بیچاره ام کرده. آرزوی شروع کردن یک استارتآپ وب دویی و کلنچار رفتن با مشکلات و چالشهاش من رو بیش از پیش وادار به کار روی این قضیه می کنه. زدن یک شرکت آنلاین به این صورت به هیچ عنوان کار آسانی نیست.

یک کارمند می تونه خیالش راحت باشه که حقوق و مزایای کاریش رو هر ماه و در طول سالیان دریافت می کنه و هیچ گونه دغدغه آنچنانی برای این قضیه نداره حال آنکه یک کارآفرین و مخصوصا ایجاد استارتآپ، نه تنها نیازمند سواد و تجربه و قدرت رهبری بالایی برای مدیریت شرکت است بلکه هیچگونه گارانتی برای موفقیت آن وجود ندارد. منبع درآمدی وجود نداره و حجم کار سرسام آوره. در کنار اینها پیدا کردن و ایجاد یک تیم خوب و منسجم کاری رو هم بهش اضافه کنید که بسیار بسیار مهمه.

اما با همه این وجود گوگل عزیزم رو هم یادم نرفته و دو تا پرزنتیشن دارم آماده می کنم که بفرستم برای کله گنده ها راجع به دو ایده ای که دارم برای محصولات گوگل. آدم توی زندگیش گاهی باید تلاشش رو بکنه و بعد تیرش رو به سمت هدف بندازه. من هم تلاشم رو می کنم و سعی می کنم این پرزنتیشن ها رو به بهترین نحو آماده کنم و امیدوارم که این شانس رو به من بدن تا حتی شده ۱۰ دقیقه راجع بهشون صحبت کنم. من دوست دارم در جایی باشم که از ۱۰۰ درصد توانایی هام بهره برداری بشه. آینده همه چیز را مشخص خواهد کرد.هیچان داره خفه ام می کنه.

برچسبها: ,



جمعه ۲۱ دسامبر ۲۰۰۷

آرزوهای گیکی

علیرضای مجدیدی صاحب وبلاگ یک پزشک من رو به بازی "آرزوهای گیکی" دعوت کرده که من هم این دعوت رو اجابت می کنم.

۱- دوست دارم دنیای آینده همه چیز بی سیم باشه و به هیچ عنوان از سیم و کابل به عنوان رسانه مبادله اطلاعات استفاده نشه. حتی برق هم دوست دارم که بی سیم بشه و دیگه نیازی به سیمهای برق نباشه

۲- اینترنت به طور کامل ۳ بعدی بشه و حتی بو و لمس هم از طریق اینترنت رد و بدل بشه.

۳- تمامی وسایل مورد نیاز بشر و اجسامی که در زندگی روزمره بشر وجود دارند بتوانند به همدیگر متصل بشوند و با همدیگر تبادل داده کنند. مثلا یک قوطی لوبیا بتونه اطلاعات مورد نیازش رو از پایگاه داده سلامتی من از روی موبایل بگیره و به من یادآوری کنه بر اساس میزان مواد تشکیل دهنده اش، من به چند تا قوطی نیاز دارم.

۴- تمامی وسایل الکترونیک شخصی مورد نیاز روزمره یک انسان در یک گجت خلاصه بشن و در واقع در قطع یک موبایل کوچک دربیان. این موبایل کوچک قابلیت این را خواهد داشت که به صورت تاشو در حد یک لپتاپ ۱۳ اینچ امروزی بزرگ بشه.

۵- تبلیغات در سطح شهری به طور کامل حذف بشه و جاش هرکسی از عینکی استفاده می کنه که تبلیغات دیجیتال پخش شده از یک ایستگاه کوچک تبلیغاتی در صفحه عینک رو نشان میده. این عینک به پایگاه داده اصلی تمام اطلاعات من وصله و بر اساس نیاز و علایق من تبلیغات رو برای من نشون میده.

۶- نابینایی و سایر نارسایی های عضوی بدن به طور کامل با تلفیق ژنتیک و کامپیوتر حل بشه.

۷- تاسیس زنجیره ای کتابخوانه های تماما دیجیتال در ایران که به واقع پاتوقی باشه برای نوجوانان و جوانان علاقه مند به آی تی. از کافه های علم بگیر تا مطالعه اینترنت و کتابهای الکترونیک، آخرین فناوری های کامپیوتر و آی تی

۸- آرزو می کنم تمام مردم دنیا این امکان رو داشته باشن که تا آخرین مقطع تحصیلی دانشگاهی که می تونن ادامه بدن و همه چیز تحصیل براشون مجانی باشه. طبیعتا اینترنت پرسرعت، امکانات آموزش از راه دور و لوازم کامپیوتری بسیار ارزان قیمت لازمه این کار هستند.

۹- گوگل یک دیتا سنتر در کره ماه تاسیس کنه

۱۰ - یک لپتاپ، یک دسکتاپ پرقدرت و ۳ مانیتور و ۳ سال وقت تا در نقش یک هکر کلاه سفید هرچی هکر کلاه سیاه بود رو آش و لاش می کردم و به دام می نداختم.این آرزو از کودکی همراه من بوده. شاید هرگز بهش نرسم چون وقتم بسیار محدوده و دست سرنوشت من رو داره به سمت دیگری می بره. چی کار کنم دیگه جون تو جونم کنید عاشق امنیت شبکه هستم.

من از بچه های عصرونه، سلمان ، فارستک برای شرکت در این بازی دعوت می کنم.

برچسبها: