سه‌شنبه ۹ ژوئن ۲۰۰۹

مقدمات همایش در اصفهان و تبریز - تابستان 88

چندی پیش آمادگیم رو برای برگزاری سمینار در چند شهر بزرگ اعلام کردم. خوشبختانه با پیگیری های بسیار خوب دو نفر از داوطلبان، مساله سالن برای شهرهای تبریز و اصفهان حل شده است. در اصفهان سالن 300 نفره دانشگاه شیخ بهایی در اختیار ما است و در تبریز، هم سالن داریم. سری قبلی که من می خواستم کنفرانس بگذارم، به شدت مشکل سالن داشتیم، این بار بر عکس سری قبل مشکل افراد داوطلب داریم.

ببینید دوستان، سری کنفرانسهایی که من از طرف خودم، به عنوان یک شخص حقیقی برگزار می کنم، تنها و تنها با همکاری داوطلبانه خود شما میسر است. در حال حاضر که سالن ها برای این دو شهر گرفته شده است ما نیاز به تبلیغات داریم. تبلیغات آنلاین را من می توانم با شبکه ای که دارم و همچنین با کمک وبلاگرها، صدایش را به گوش دیگران برسانم اما برای تبلیغات آفلاین و پخش پوستر و یا زدن اعلامیه در دانشگاه های شهر مورد نظر، نیاز به همکاری داوطلبانه دارم. من نیاز دارم به کسانی از این دو شهر که آستینشون رو بالا بزنن و داوطلب جدی باشن برای کمک چون در صورت عدم آگاهی رسانی، برگزاری کنفرانسها موفقیت آمیز نخواهد بود.


با توجه به اینکه این کنفرانس ها در زمان تعطیلات دانشجویان اتفاق می افتاد(در هفته آخر تیرماه)، طبیعتا جذب مخاطب، هم باید با جدیت بیشتری دنبال بشود. بچه های اصفهان و تبریز، در سری قبل از من درخواست برگزاری سمینار در شهرتان را کردید و من هم با کمک دو دوست نادیده، سالنها را تهیه کرده ایم، اما برای سایر موارد از قبیل تبلیغات و هماهنگی های کنفرانس نیاز به کمک و همیاری داریم. لطفا در صورت اشتیاق، حتما با من تماس بگیرید که این دانه، شکوفا باشه و مجبور نباشم که علی رغم داشتن سالن، کنفرانس ها را تعطیل کنم چون خودم هم در ایران نیستم و واقعا مدیریت چنین کاری از راه دور مشکل خواهد بود. پس اگر به کار تیمی اعتقاد داریم و بار دیگر می خوایم ثابت کنیم که از حرف تا عمل را میشود با همیاری طی کرد، بسم الله.

مواردی اصلی که نیاز به کمک داریم:
1- پیدا کردن اسپانسر برای پذیرایی
2- طراحی پوستر و چاپ آن
3- پخش آگهی ها و پوسترها در سطح دانشگاه های شهر مقصد.
4- پوشش خبری آنلاین و پخش خبر در سطح وبلاگها و سایتها

برچسبها: , ,



دوشنبه ۸ ژوئن ۲۰۰۹

انتخابات ریاست جمهوری دهم

این روزها بسیاری از مردم در تب و تاب انتخابات هستند. طبیعتا من هم مانند هر ایرانی دیگر به سرنوشت کشورم حساسم و دوست دارم نقشی داشته باشم. اما چند نکته در جریان این انتخابات نظر مرا به شدت جلب کرده است که به نظرم گام بزرگی در آگاه رسانی و عادت دارن مردم به گوش دادن و تحلیل کردن توسط آمار و ارقام دارد و نه صرفا توجه به حرفهای بی اساس.

1- مناظرات تلویزیونی که برای اولین بار به این سبک در تاریخ معاصر کشور ما برگزار می شود. مناظره از کمک های ارزشمند در زمینه شفاف سازی و صبحت با لایه های مختلف مردم، آنهم از طریق یک رسانه ملی است. به چالش کشیده شدن هر کاندیدا دریچه ای خواهد بود برای به دام انداختن کسانی که دروغ و شایعه پراکنی می کنند. هر چند که فن مناظره و نحوه اجرا هنوز آنقدر پخته و منسجم نیست اما در همین مقدارش، دریچه ای خواهد بود برای انتخابات بعدی که از رسانه های جمعی به صورت مساوی (اگر که البته تقلب نشود) در اختیار کاندیداها قرار بگیرد.

2- سایتهای رسمی کاندیداها و ستادهای انتخاباتی آنها: کاندیداها ( به ویژه دو نفرشان) بسیار عالی از اینترنت و فضای وب برای اطلاع رسانی استفاده کرده اند. من آدم بسیار سختگیری در تبلیغات و نحوه آگاه رسانی هستم اما باید بگویم که حتا ستاد یک کاندیدا، کاملا نظر من رو از نظر تبلیغاتی جذب کرده است. فیلمهای تبلیغاتی از شرح حال و زندگی، فیلمهای آشکار کننده فریبها و دروغها و یا دست کاری های آماری، فیلمهایی که مشکلات دولت رو با آمار موثق و چارت به صورت بسیار ساده برای بیننده بازگو میکنه، انیمیشینهای تبلیغاتی که همه اینها در یوتوب، سایت ستاد کاندیدا و همچنین آماده دانلود بر روی موبایل قرار دارند و با توجه به اینکه جامعه ایران، بسیار بلوتوث باز و موبایل باز است، نشان می دهد که تبلیغات کنندگان ستاد، میدانند که چه می کنند. این برای منی که در دنیای آی تی به سر می برم بسیار شادی آورهست.

3- در اختیار بودن برنامه های کاندیداها( به ویژه دونفرشان) قبل از بر صندلی قدرت نشستن هم از دیگر موارد است. این بار بر خلاف گذشته سندی مکتوب از برنامه های یک کاندیدا می توانید داشته باشید که حتما بر روی اینترنت برای دانلود هم قرار خواهد گرفت. این دفترچه رو بعد از انتخاب کاندیدای شما در زمان ریاست جمهوری می تونید مرتبا بهش مراجعه کنید و ببینید واقعا چه میزان شعار بوده و چه میزان عمل شده است.

4- ساخته شدن کلیپهای تصویری و انمیشین های بسیار زیبا توسط مردم عادی. کلیپهایی که توسط موبایل از تجمع افراد در خیابانها گرفته شده است. کلیپهای تصویری از حتا درگیری ها و تشنج ها نشانگر آن است که تکنولوژی و دوربین های موبایل، نقشش را در جامعه پیدا کرده است و با توجه به سرعت بسیار کند اینترنت در ایران، مردم سعی می کنند که نقش خبرنگار شهروند رو به بهترین نحو انجام بدهند و این جای تقدیر دارد.

5- پوشش خبرها، کلیپها و فایلهای مربوط به انتخابات. سایتهای خوبی مانند بالاترین که مرتبا با اخبار مربوط به انتخابات توسط کاربران به روز می شود و بحثهای طولانی در زیر بسیاری از خبرها در قالب کامنت گذاشته می شود و یا سایت iranproud که صفحه انتخاباتی مخصوص امسال را دارد و تمام کلیپها رو در زمینه مناظره ها و مستندها در خود گنجانده است واقعا جای آفرین دارد. این بدین معناست که در سالهای آتی نیز می توان با استناد به همین کلیپها و فایلها و نظراتی و با مقایسه متوجه شد که تا چه مقدار یک کاندید پای حرفهای خود ایستاده است.

امیدوارم در دولت جدید، پا از روی شلنگ اینترنت برداشته شود و سرعت بالای اینترنت در اختیار مردم ایران قرار بگیره. امیدوارم مدیرانی در مخابرات باشند که تنگ نظر نباشند و حرکت به سوی آینده دنیا رو بفهمند و نقش استراتژیک اینترنت و پهنای باند رو در نظام نوین جهانی درک کنند. به امید ایرانی آباد و سربلند.

برچسبها: ,



شنبه ۳۰ مهٔ ۲۰۰۹

برگزاری همایش در ایران - تابستان 88

کنفرانس هایی که در نظر دارم در تابستان امسال برگزار کنم به شرح زیر است:

1- اگر بشود یک کنفرانس دو ساعته در تهران. موضوع کنفرانس" شبکه های اجتماعی و نقش آنها در شرکتهای نوپا".
2- برگزاری کنفرانس در شهرهای اصفهان، شیراز، تبریز. برای کنفرانس ها در شهرستان 2 تا عنوان وجود داره. یکی "از ایده تا اجرا" که راجع به مراحل کارآفرینی صحبت میشه و دیگری " شبکه های اجتماعی و نقش آنها در شرکتهای نوپا". حال اینکه بتونیم یکی یا هر دوی این کنفرانس ها رو برگزار کنیم دیگه بستگی داره که سالن پیدا بشه یا نه. زمان هم هر کدام 2 ساعت هست.

3- سالن باید رایگان در اختیار ما قرار بگیره چون خود کنفرانسها هم رایگان هستند.
4- ظرفیت سالن نباید کمتر از 150 نفر باشه. بهترین حالت بین 250 نفر تا 300 نفر.
5- زمان احتمالی کنفرانس ها برای تهران اگر بشود شنبه بیست تیرماه. زمان احتمالی کنفرانس ها برای شهرستان هفته آخر تیرماه. اما یادتون باشه زمان اصلا اصلا مهم نیست. مهم اینه که سالن رو در اختیار ما بخوان قرار بدن. بقیه اش حل میشه.

انجمن های عملی دانشگاه و سالنهای آمفی تئائر دپارتمان ها، اتاق بازرگانی و فرهنگسراها می تونن چند نمونه برای رایزنی و گرفتن سالن باشند. چنانچه علاقه مند به همکاری هستید، لطفا به من ایمیل بزنید. امیدوارم مانند سری قبل بتونیم همایش ها رو برگزار کنیم.

برچسبها: ,



یکشنبه ۲۲ مارس ۲۰۰۹

دربند

یک فرصت سفر به شیراز برام پیش اومد اما به دلیل کمبود وقت قرار شد عید رو در تهران بمونم و از هوای تمیز و خیابونهای بسیار خلوت در زمان تعطیلات استفاده کنم برای همین دیروز با اینکه هوا حسابی سرد بود رفتیم دربند. غذای خوب به همراه آبشار و صدای رودخانه و رستورانهای البته نه چندان شلوغ که به نفع من هم هست. اصلا با شلوغی عجین نیستم. دربند بری و عکسی هم از آلوچه ها و لواشکهاش نندازی نمیشه.

برچسبها: ,



یکشنبه ۱۵ مارس ۲۰۰۹

آش آبادانی

یکی از مواردی که در ابتدای ورودم به ایران به دنبالش بودم، غذاهایی هست که مخصوص اینجاست و اصولا جای دیگری از دنیا نمیشه پیداکرد. یکیش همین عکسیه که گذاشتم. وقتی اصفهان بودم، دایی زحمت کشید و در یه صبح خنک، ما رو به آش آبادانی دعوت کرد. سالها بود این آش رو نخورده بودم. عاشقشم. جاتون خالی، انقدر خوردم که باد کردم. ما تو استکهلم، خیلی چیزای ایرانی داریم ولی با این وصف جای نون و یه همچین آشی واقعا خالیه. راستی هنوز فرصت نشده برم یه کله پاچه بزنم. امیدوارم وقت بشه که برم!

برچسبها: , ,



یکشنبه ۸ مارس ۲۰۰۹

شهر کرمان

مسافرت کرمان عالی بود. از بازخوردهای کنفرانس هم مشخصه که دوستان راضی بوده اند. از نظر تکنیکی هم کنفرانس بسیار عالی برگزار شد. خیلی خوشحال بودم که هموطنان خوب کرمانیم رو می دیدم. دوستان خوبم از سایت نارنجی و اتاق بازرگانی سنگ تمام گذاشتند. بسیاری از مکانهای تاریخی شهر کرمان رو دیدم. کرمان آثار باستانی زیادی داره که متاسفانه بسیاری از اونها رو به تخریبه و بهش نمی رسن.

محل اقامتم هتل پنج ستاره پارس بود که با ارفاق میشه بهش ستاره 4 رو داد. چند تا جوون هم که همه اهل وب باشند و دوستان نادیدهt کافیه که در عرض چند دقیقه با هم گرم بگیرند و لحظات ماندگاری به یاد موند. مهمان نوازی رو تمام کردند این دوستانم که ازشون بسیار متشکرم. عکسهای بسیار زیادی هم گرفتم که امیدوارم این سفر به ایران باعث بشه که اکانت فلیکرم رو آپدیت کنم. این عکس هم یک بادگیر در کرمان هست که در واقع کار کولر رو در زمانهای قدیم در این شهر کویری، انجام می داده است.

برچسبها: ,



سه‌شنبه ۲۴ فوریهٔ ۲۰۰۹

همایش در دانشکده کارآفرینی

آشنایی با دوست خوبی که از دانشجویان دانشکده کارآفرینی دانشگاه تهران هست، موجب شد که ملاقات کوتاهی باهم داشته باشیم و بعد از گفتگو، علاقه مند شدم که همایش کوچک 2 ساعته ای در این دانشکده داشته باشم. دوست خوبم تمام تلاشش رو کرد که کارهای هماهنگی سالن دانشکده و مراحل اداریش را انجام دهد که در پست دیگری از ایشان تشکر می کنم. هرچند که زمان همایش ممکنه برای عده ای سخت باشه، اما در هر حال این تمام آن امکاناتی بوده است که به ما داده اند و من مثل همیشه بسیار خوش بین هستم که این اتفاق افتاد.

کنفرانس در روز دوشنبه، دوازدهم اسفندماه از ساعت 13 الی 15 در دانشکده کارآفرینی دانشگاه تهران برگزار می شود. آدرس هم سالن تهران- خیابان کارگر شمالی- خیابان شهید فرشی مقدم-(شانزدهم) دانشکده کارآفرینی هست. عنوان این کنفرانس یا همایش یا هرچیز دیگری که می خواید اسمش رو بگذارید هست" از ایده تا اجرا" و به درد کسانی می خوره که در کلاف سر درگم کارآفرینی و تعاریف آن گیر کرده اند. من راجع به کارآفرینی و مفهوم استارتاپها در دنیای جدید، درباره اینکه چگونه ایده خلاقانه درست کنید و یا اگر ایده های متفاوت دارید چگونه آنها را اولویت بندی کنید صحبت می کنم. همچنین به نکات مهمی که در مرحله امکان سنجی مطرح می شوند می پردازیم. ایجاد طرح و نقشه و چگونگی اجرا هم از دیگر مواردی هست که مطرح می شوند.

من از مباحث آکادمیک به دور خواهم بود و سعی من بر این است که کسی که در این کنفرانس شرکت می کند، حداقل سر نخهایی به دست بیاورد که از کجا باید شروع کند فارغ از اینکه در کجای دنیا زندگی می کند. سالن فقط برای 75 نفر جا دارد و مسوولیت بچه های خود دانشکده و تبلیغاتش بر عهده دوستم هست و من هم از طریق همین وبلاگ اعلام می کنم که چنانچه می خواهید شرکت کنید لطفا به من ایمیل بزنید که لااقل یه برآوردی داشته باشم که چه تعداد خواهند آمد این کنفرانس بخش پرسش و پاسخی هم در انتها حدود نیم ساعت خواهد داشت. البته من بعد از زمان و ساعته، آنجا هستم اگر کسی می خواد آشنایی بیشتری پیدا کنه و یا سوالات بیشتری نیاز به پاسخ داشته باشند به امید دیدن شما.

ایمیلی که می فرستید برای آنست که بدانم چه تعداد می آیند. بنابراین لطفا ایمیل را زمانی بفرستید که فکر می کنید صد در صد شرکت می کنید. موضوع ایمیل را بنویسید"دانشکده کارآفرینی" و در متن ایمیل نام و نام خانوادگی و شغل خود را بنویسید. وقتی ایمیلی می فرستید از من جوابیه ایمیلی دریافت نخواهید کرد.

ایمیل من: I [AT]CYBERPEJMAN.COM

به روز رسانی: همایش به بهترین نحو انجام شد و متاسفانه عده ای هم مجبور شدند که به دلیل کمبود جا تا انتهای همایش ایستاده، به من گوش بدن که ازشون عذر می خوام. بسیار خوشحال بودم که زحماتمون به نتیجه نشست. از مراسم عکس برداری و فیلمبرداری هم شد که در اولین زمان ممکن اونها رو بر روی اینترنت قرار خواهم داد. به غیر از زمان پرسش و پاسخ نیم ساعته انتهایی همایش، حدود یک ساعت هم پس از پایان همایش و در سالن جنبی، فرصتی در اختیار دوستان قرار گرفت که مفصل بتونن سوالاتشون رو بپرسن. در هر صورت تجربه عالی بود و همچنین قول داده بودم که اسلایدها رو آپلود کنم. الوعده وفا

برچسبها: ,



شنبه ۱۴ فوریهٔ ۲۰۰۹

دکه روزنامه فروشی

خب کسالت بر طرف شد و من فقط دیشب چهار ساعت خوابیدم به خاطر کارهای کنفرانس و هماهنگی ها و صبح بعد از خوردن صبحانه از خستگی کمی روی مبل خوابم برد! امروزم حسابی رفتم پیاده روی. چون قرار بودم دوستی رو در دانشکده کارآفرینی دانشگاه تهران ببینم، برای همین تونستم بلوار کشاورز، پارک لاله و قسمتی از خیابان کارگر رو پیاده بیام و کلی سوژه های جالب بود که توجهم رو جلب کنه. دیدن مردم با هر قیافه و شکل برام لذت بخشه و من همیشه لبخندی بر لب دارم. هوا خیلی کثیفه. این مدت همیشه سینه ام سوخته و سرم سنگین شده و بوی بنزین رو در هر لحظه حس می کنم.

سری به دکه های روزنامه فروشی زدم تا ببینم مجلات به قولی زرد، عکس چه کسانی رو زده اند. دکه های روزنامه فروشی رو دوست دارم. همه چیز می فروشند. از سیگار و شکلات و آدامس گرفته تا کارت شارژ موبایل و از این قبیل. راستی این ایرانسل خیلی باحاله ها. خیلی سریع می تونی بری یه کارت پیش پرداخت شده به قیمت 10 هزار تومان بخری و بعدش هم شارژش کنی. اما نامرد خیلی گرونه. فکر کنم اگر اشتباه نگفته باشم موبایل به موبایل رو 50 تومان دقیقه ای می ندازه و برای همین من هر روز مجبورم یک شارژ دو هزار تومانی بخرم که تازه اونم باید از سوپرمارکت و یا همین دکه های روزنامه فروشی به قیمت بیشتر(مثلا 2200) خریداری کنم. خطها قطعی دارند ولی اینم برای خودش جالبه. وسط کار حساس یهو قطع میشه و دو راه بیشتر نداری. یا باید موهات رو بکنی از عصبانیت، یا مثل من بخندی و دوباره تماس بگیری و بگی ببخشید قطع شد و اونم بهت بگه: خب اینجا ایرانه. به وطن خوش آمدی!

برچسبها: ,



پنجشنبه ۱۲ فوریهٔ ۲۰۰۹

مقدمات برگزاری کنفرانس در ایران - به روز رسانی

برگزاری یک کنفرانس در مدتی بسیار کوتاه با تمام بالا و پایین هایش کاری سخت و طاقت فرساست چه برسد به اینکه تنها ایده و محتوایش را آماده کرده باشی،خودت از راه دور درگیر کار و پروژه روزمره ات باشی و تیمی مشخص هم تشکیل نشده باشه و مدیریت رو هم از راه دور با اشخاصی انجام دهی که برای اولین بار باهات همکاری می کنن. در چنین حالتی کلید کار شاید نیک اندیشی، خوش بین بودن و اعتماد باشد. تیم اولیه کوچکی شروع به کار کرد. از طراحی لوگو تا طراحی سایت و نوشتن کدها و تبلیغات و پیدا کردن اسپانسر و چاپ و بحث بر سر زمان کنفرانس و در خواست از دوستان برای همکاری برای پیدا کردن سالن.

با اینکه چند نفری از دوستان من به دنبال سالن در شهر تهران بوده اند ما نهایتا یکی را انتخاب کردیم که بروکراسی کمتری داشته باشد. سالن رو هم دیدیم و با مسوولش هم صحبت کردیم که جواب سوالهای ما رو صمیمانه داد اما باید به دنبال شخصی می گشتیم که امضای اصلی را پای برگه بزند و متاسفانه ایشان را نتونستیم پیدا کنیم و همه چیزها موکول شده است به دقیقه نود و من نمی دونم که برسیم این کنفرانس رو در انتهای هفته آینده برگزار کنیم یا خیر. چون الان دیگر کارها به مانند زنجیر است و هرگونه نا هماهنگی، فشار زیادی به ما وارد می کنه. هرچند که مثل همیشه اعتقاد دارم وقتی هدفی نیک دارید، افرادی در کنارتان قرار می گیرند که کار را پیش ببرید و صمیمانه امیدوارم این اتفاق بیفتد. اگر فکر می کنید می توانید کمکی باشید، به من ایمیل بزنید و اعلام همکاری کنید و یادتان باشد من آدمهای متعهد و سریع نیاز دارم.

برچسبها: ,



شنبه ۷ فوریهٔ ۲۰۰۹

ایران من

کودک که بودم "خارج" برایم جایی بود بیرون از ایران مملو از پرچمهای مختلف و پایتخت هایی گاها با اسمهای عجیب. با جغرافیا آشنا بودم. یک اسباب بازی داشتم که توسط بازی با آن نام کشورها، پرچمهایشان و همچنین پایتختشان رو یاد می گرفتم. آن موقع برایم هنوز خط کشی های جهان سومی و شرق و غرب معنا نداشت. آن موقع پرچم بعضی کشورها برایم عجیب بود و بعضی نامها خنده آور.
فقط می دانستم خارج جایی است که می تواند مردمانش سیاه باشند یا دارای چشمانی باریک و یا بور و قد بلند!

سالها از اون موقع گذشته و من بزرگ شده ام و از هر نقشه خط کشی شده ای بیزارم. دنیا مثل زندانی که با دستان خودمان هر روز بیشتر مرز بندیش کرده ایم. در کودکی نمی دانستم که آن کشوری با پرچم رنگ غالب آبی و به مانند یک "به علاوه" ناموزون، روزی مهمان من خواهد بود برای چند سالی. و آن وقت می بایست پرچم ایران را در جایی دیگر، جستجو کنم و به دیگران بگویم اینجا وطن من است. اینجا متولد شده ام و با آب و خاکش وابسته ام. اینجا جایی است که با مردمانش بیش از هر جایی دیگری زیسته ام.

بار دیگر آسمان شهر دود و شلوغی را خواهم دید. این بار چند سالی گذشته است و من فقط عکسهایش را توسط شهروندان جوان مثل خود من در این رسانه سایبر دیده ام. زشتی ها و خوبی هایش را. داخل هواپیما، شاید فرصت مناسبی باشد برای یک فلش بک به تمام این سالهای مهاجرت و تلاش. آنچه که بوده و باید میشد و نشد و آنچه که نبود و انجام شد و آرزوهایی که به دست آمدند و آرزوهایی که هنوز بر سر طاقچه خاک می خورند و جوانی هم می رود. مثل باد.

فرزند کوچک وطن، با کوله بار پرتری به ایران باز می گردد به امید آنکه تجربه اندکش را بتواند با دوستانش در میان بگذارد. تا بار دیگر با طنزهایی به زبان خودش بخندد و مشاهده کند. این بار همه چیز تازگی خواهد داشت و سعی می کنم با این دوربین قراضه دیجیتال، ثبت کوچکی بکنم برای خودم. شوق دیدنم این بار بسیاره. همه چیز برام تازگی داره. حتا چیزهایی که از نظر شمایی که در داخل هستید، مسخره و بی محتوا باشد و خب این داستان تلخ زندگی است. شما عادت کرده اید و برای من دیگر عادت نیست. من شاید یک مسافر آشنا باشم.

مردم چه چیزهایی می خورند، ترافیک چقدر بدتر شده؛ چهره شهر تهران چقدر عوض شده؛ سوپر محله آیا هنوز باز است و پابرجا؟ محصولات غذایی چه چیزهایی به بازار اومده، دوستانی که مجرد بودند و ازدواج کرده اند، فاتحه ای بر مزار کسانی که دیگه پیش ما نیستند. دکه های روزنامه فروشی، مجلات قدیم و جدید کامپیوتر، بازارهای مختلف تهران، بیلبوردها، دانشگاه، خیابانها، میادین، کافه شاپها و منوهاشان، فرحزاد و درکه و دربند و بسیاری چیزهایی دیگر که این مدت فقط در عکسها دیدم، حال می روم تا بار دیگر تجربه اشان کنم و تغییراتشان را ببینم.

برچسبها: ,



چهارشنبه ۲۱ ژانویهٔ ۲۰۰۹

مقدمات برگزاری کنفرانس در ایران

خب دارم زور می زنم بیام ایران. حسابی مشغولم که پروژه این چندماهه رو تکمیل کنم، یه سری پرونده های استارتاپ برای بودجه و ثبت تجاری و اختراع و این چیزها رو بفرستم و بعدش بازگشت به وطن. از اونجا که ذوق و شوق زیادی دارم برای برگرداندن دین کوچکی به دوستان و خوانندگان این وبلاگ که همیشه لطف داشتن و در بعضی مواقع من رو کچل کردن بس که یه سری چیزها رو می خواستن بدونن و خلاصه ما موندیم و یه وجدان تیر کشیده، تصمیم گرفتم که 3 کنفرانس کوچک و 1 کارگاه آموزشی، ترجیحا و احتمالا در تهران داشته باشیم.

من سابقه برگزاری کنفرانس برای حدود 200 نفر را داشته ام که خودم در تیم پشت صحنه بوده ام. بنابراین نا آشنا با مسائل پشت پرده نیستم. مدیر پروژه خوبی هم هستم اما کمبود وقت، عدم آشنایی به شرایط ایران و سوما ذوق و شوق همیشگلی برای همکاری تیمی و کار گروهی باعث میشه که صد در صد بخوام این کار رو با همکاری عده ای پیش ببرم. اما چیزهایی که نیازه.

هر کسی در ایران که می تواند برای برگزاری کنفرانس، در موارد زیر کمک کنه لطفا به من ایمیل بزنه و به طور دقیق بگه که در کدام یک از موارد زیر می تونه کمک کنه. لطفا در قسمت موضوع ایمیل فقط و فقط خواهش می کنم بنویسید" کنفرانس در ایران". لازم به ذکره که قراره این کنفرانس ها در صورت عملی بودن رایگان باشه و تعداد شرکت کنندگان بین 250 تا 400 نفر در تخمین ابتدایی. کنفرانس ها در زمینه کارآفرینی و استارتاپ خواهد بود و بیشتر کاربردی هستند تا تئوریک. من علاقه ای به برگزاری آکادمیک ندارم. دوست دارم چیزی باشه که حداقل ایده ای بده که به طور عملی از کجا می شه رفت دنبال یک رویا

1- پیدا کردن سالن مناسب که گنجایش این تعداد شرکت کنندگان رو داشته باشه و اطلاعات راجع به امکانات سالن و نحوه هماهنگ کردن و زمان بندی این قضیه
2- چگونگی تبلیغات در اینترنت، نحوه ثبت نام، ایجاد وب سایت، به روز رسانی سایت کنفرانس ها
3- پیدا کردن اسپانسر و یا کمک های دولتی برای کنفرانس هایی در زمینه کارآفرینی
4- تهیه بروشور کوچک و ساده برای روز کنفرانس، طراحی و چاپ
5- برنامه ریزی روز کنفرانس و هماهنگی بین مدیر پروژه و پرسنل دست اندر کار

فعلا زیاد نمی خواد سختش کنیم. همینا مهم ترین هاش هستند. محتوای این کنفرانس ها هم خود من تهیه می کنم. بنابراین همون طور که گفته شد به صورت دقیق و خلاصه در ایمیل بگویید که در کدام یک از موارد می تونید کمک کنید و چگونه. یادتون باشه مدت کمی برای اجرای این قضیه داریم. یادتون باشه که این یه همایش با همکاری افتخاری همگی هست. اگر ایده و یا نظر خاصی هم دارید در کامنت بنویسید

برچسبها: ,



یکشنبه ۳ اوت ۲۰۰۸

شاهرخ مشکین قلم

رقص، هنر بسیار ارزنده ایست و با آنکه از لحاظ تاریخی، ایرانی ها یکی از سرچشمه های این هنر اول بشر هستند اما به دلایل مختلف در فرهنگ ما با ابتذال یکسان شده است و امری بس نکوهیده و زشت است و اساسا واژه رقاص به عنوان یک دشنام استفاده می شود. اما حقیقت چیز دیگریست.

هنر رقص هماهنگی اندامهای بدن انسان در نشان دادن یک نمایش هارمونیک از روحیات رقصنده است. فرقی هم نمی کند که زن باشد یا مرد. هنر رقص بسیار سخت است و به راستی رقصنده را باید گرامی داشت مخصوصااگر شخصیتی باشد مانند شاهرخ. بیان شیوای این شخص، آگاهی او، التزام او به مردم و در خدمت وطن بودن، از جان مایه گذاشتن و کیفیت کارهای او ستودنی است. من تمام حرفها و بغض هایم رو برای خوار شدن هنر در ایران زمین با شعر زیبای حکیم توس بیان می کنم

نهان گشت آيين فرزانگان / پراگنده شد نام ديوانگان
هنر خوار شد، جادوی ارجمند / نهان راستی، آشکارا گزند

شده بر بدی دست ديوان دراز / ز نيکی نبودی سخن جز به راز
ندانست خود جز بد آموختن / جز از کشتن و غارت و سوختن



وب سایت رسمی شاهرخ مشکین قلم
مصاحبه با شاهرخ درباره اجرای منظومه "کفن سیاه"

برچسبها: , ,



سه‌شنبه ۱۷ ژوئن ۲۰۰۸

فیروز نادری


بارها و بارها از همان ابتدای وبلاگ نویسی تیغ تیز انتقاد رو به فرهنگمان کشیده ام چرا که خود را جزیی از این آب و خاک می دونم. من هرکجا که باشم شهروند جهان هستم اما هویت ایرانی دارم. و این هویت را دوست دارم با تمام پستی ها و بلندی هاش و سعی کرده ام همیشه برای اعتلایش بکوشم. من هم به مانند بسیاری ایرانی های دیگر در وقت اضافه به جای انجام دادن کارهای بیهوده، سعی کرده ام که به فرهنگ و هنر و مردمان کشورم کمک کنم.

دکتر فیروز نادری رو حتما می شناسید. مدیر پروژه پیدا کردن حیات بر سطح کره مریخ. امروز می خواستم او را از زاویه دیگر ببینید و معنای دل مهربان و با صفای ایرانی رو با حضور او بشنویم. این ویدئو اشک من رو هم درآورد. درود بر هر ایرانی موفق، مسوول و آگاه.



برچسبها: , ,



جمعه ۱۶ نوامبر ۲۰۰۷

ایران کجاست؟

همیشه از آمریکایی ها ایراد می گیریم که چرا بدیهی ترین و ساده ترین سوالات رو نمی تونن جواب بدن این بار خودمون تو کوزه می افتیم. ببینید ایرانی های مقیم آمریکا به این پرسش که جای ایران در نقشه دنیا کجاست به چه صورت جواب می دهند.


برچسبها: