جمعه ۳۱ ژوئیهٔ ۲۰۰۹

18 دقیقه روزانه برای بهره وری

بهره وری برای من بسیار مهمه اما مثل هر آدم دیگری من هم مشکل دارم. مادرم همیشه میگفت پژمان هیچ وقت حوصله اش سر نمیره چون همیشه کاری و یا هدفی برای انجام دادن داره و حتی اگه هیچ کدوم از اینها نبود من غرق در کتابها می شدم و این روزها هم که اینترنت نقش ذغال خوب رو بازی می کنه! من در دو استارتاپ مشغول به کار هستم، و اهداف بلندپروازانه ام گاهی باعث میشه که مثل خیلی های دیگر کله صبح که پا میشم بدونم که تا آخر روز به همه اهدافم نمیرسم.

کامپیوتر رو روشن می کنم، بعدش خوندن ایمیلها و اخبار ایران و چک کردن سایتها و شبکه های اجتماعی و آخر روز می بینم که بازدهی صد در صد نداشته ام و گند زده ام. امروز مقاله ای خوندم که در وبلاگ هاروارد آورده شده و من هم قصد دارم از امروز انجامش بدم. گفتم با شما هم به اشتراک بگذارم

5 دقیقه اول قبل از هر کاری، لیست اهدافی که قراره انجام بدید رو بنویسید. مقاله پیشنهاد داده که از قلم و کاغذ استفاده کنید ولی من برای این کار از قسمت task تقویم گوگل استفاده می کنم. چون بدون تقویم گوگل زندگی برام بی معناست!

1 دقیقه در هر ساعت یه سر جمع بندی کنید که دارید چه می کنید و اگر کار بی ربط دارید انجام میدید( مثلا دارید اخبار رو می خونید) دوباره برگردید سر کار اصلیتون

5 دقیقه آخر: کامپیوتر رو ببنید و یه جمع بندی از کار روزانه بپردازید. چنانچه این برنامه رو هر روز انجام بدید جز عادتون میشه دیگه می افتید روی روال. من هم سعی می کنم این تکنیک رو در کنار سایر تکنیک ها و نرم افزارهای دیگه استفاده کنم. امیدوارم که بازدهیم رو بکشه بالا

برچسبها:



سه‌شنبه ۶ ژانویهٔ ۲۰۰۹

قلم و کاغذ

من علاقه زیادی به دنیای دیجیتال دارم. با اینکه از یک نسل در مرحله گذار و به قولی نیمه دیجیتال بوده ام ولی تمامی نوشتنهایم، اکثریت خواندنهایم و تا حد بسیار معقولی، ارتباطات اجتماعیم از روی اینترنت انجام می شود. اصولا کاغذهایم را اسکن می کنم و به جز چند جلد کتاب در کتابخوانه ام نمی توانید پیدا کنید چرا که نسخه دیجیتالی اکثریت کتابها در یک فضای ذخیره دیجیتالی مجزا و رمزگذاری شده در اختیارم هست.

من در زمان تجزیه و تحلیل و یا خواندن اخبار، برای ثبت نکات مهمی که بعدا نقطه هایی می شوند که باید به نوعی با خطوط آنها را بهم وصل کنم همیشه از قلم و کاغذ استفاده می کنم. یک دلیلش اینه که قلم و کاغذ به من آزادی عمل می دهند تا هرآنچه که در ذهن مغشوش خودم دارم و یا می خوانم را سریع به برگه منتقل کنم و سپس به طراحی و حاشیه نویسی و درج افکارم در کنار مطلب بپردازم. متاسفانه هنوز تکنولوژی های دیجیتال یا به این حد ساده نیستند و یا بسیار گران هستند و فراگیر نشده اند که بتوانم به همین سادگی این دو یار دیرین، باهاشون کار کنم. قلم و کاغذ همچنان بهترین دوست من هستند. جالبه که در یک نظر سنجی در وبلاگ مشهور لایف هکر هم بسیاری شماره یک آنها قلم و کاغذ بوده است تا مثلا وسایل دیجیتالی و یا نرم افزارهای یاد داشت برداری و از این قبیل.

لازم به ذکره که من نهایتا این افکار رو به صورت پاکنویس در برنامه word وارد می کنم و اگر مشکل باشد اسکن می کنم تا در آینده بتوانم به آنها دسترسی داشته باشم. اما در مرحله چرکنویس همین خودکار ارزان قیمت و یک برگه کاغذ ناقابل بهترین نقطه شروع برای من هستند. هدف از نوشتن این مطلب این بود که بگویم اگر نیاز به تحلیل و تجریه مطالب خوانده شده دارید هرگز از قلم و کاغذ دریغ نورزید که باعث افزایش بسیار زیادی در بهره وری شما خواهد شد. همان زمان که می خوانید همان زمان هم عادت کنید افکارتون رو به روی کاغذ بیاورید.


برچسبها: ,



سه‌شنبه ۲۹ ژوئیهٔ ۲۰۰۸

تئوری ظرف خیارشور


من سرم شلوغه و همیشه دنبال پیدا کردن وقت اضافه هستم. از این رو یکی از علاقه مندیهام بهینه کردن کارها و صرفه جویی در وقت هست. مطمئن هستم که شما هم در فضای بمباران اطلاعاتی امروز نیز کماکان با کمبو وقت و یا اتلاف وقت دست و پنجه نرم می کنید.

یک ظرف شیشه ای خیارشور رو بردارید و همه محتوایاتش رو خالی کنید. حالا برید توی باغچه خانه و توی این ظرف سنگ های درشت بندازید. خب مثل اینکه دیگه جا نداره. بگردید و قلوه سنگ پیدا کنید و اونا رو هم بندازید توی ظرف. تا اونجا که می تونید توی ظرف قلوه سنگ بچپونید. حالا یه نگاهی به ظرف بندازید. نه مثل اینکه جدی جدی دیگه جا نداره و بیشتر نمیشه فشار آورد. باشه حالا توی ظرف خاک بریزید. تا اونجا که میشه توش رو پر از خاک کنید. از هر ترفندی استفاده کنید تا فضای خالی بین سنگهای بزرگ و قلوه سنگها پر بشه. آهان حالا حتما حسابی یه تکون هم به شیشه دادید و دیگه پرپر شده. عمرا دیگه بشه چیزی توش چپوند!هووم. خب حالا شیر آب رو باز کنید و توی همین شیشه ای که پر از سنگ و خاک شده آب بریزید. می بینید که آب به آرامی وارد شیشه خواهد شد و حجمی از آن را خواهد گرفت.

حالا تصور کن که کل شیشه رو خالی کنی و این بار اول توش آب بریزی تا شیشه کامل پر پر بشه. حالا توش قلوه سنگ بنداز. چی میشه؟ آب از شیشه سر ریز میشه! تئوری ظرف خیارشور یکی از کلیدهای اصلی و مضامین مهم مدیریت زمانه. چی؟ حتما شوخی می کنی؟ خب اگر کمی صبر کنی قضیه رو می فهمی. در این تئوری سنگهای درشت و قلوه سنگ سمبل کارهای مهم و اساسی روزمره و خاک و آب حاکی از کارهای کوچکتر و کم اهمیت تر هستند. چنانچه شما وقتی از صبح که برمی خیزید بدونید که چند کار اصلی رو باید امروز انجام بدید و فقط و فقط در ابتدا روی اون کارها وقت بگذارید(سنگهای درشت رو اول توی شیشه بندازید) وقتی که کارهای اصلی تموم بشه اون وقت می تونید در فضای بین سنگهای درشت، کارهای کوچکتر و کم اهمیت تر رو قرار بدید تا برسید به آب که می تونه اوقات فراغت شما باشه و یا کاری که بسیار وقت کمی از شما می گیره و مهم هم نیست انجام دادنش.

حالا اگر قرار باشه از اول صبح، شیشه رو با آب پر کنید یعنی اول به کارهای کوچک غیر لازم برسید چون تمرکزتون از بین میره طبیعتا نمی تونید روی کار اصلی دقت لازم رو بگذارید و نهایتا انتهای شب به خودتون فحش می دید که امروز هم به بطالت گذشت. دوستانی که اعتیاد اینترنت دارند به این قضیه توجه کنند. چنانچه روز رو با کارهای مهم شروع کنید همیشه وقت اضافه برای کارهای ریز خواهید داشت اما بر عکس آن اتفاق نخواهد افتاد. ظرف خیارشورتو رو هم مراقب باشید نشکنه!

برچسبها: ,



دوشنبه ۲۸ ژوئیهٔ ۲۰۰۸

شبکه های اجتماعی و بهره وری


عمر زیادی از شبکه های اجتماعی نمی گذرد. همین چند سال پیش بود که سایتی به نام ارکات بوجود اومد و ما یاد گرفتیم که میشه یک پروفایل برای خود درست کرد و سپس دوستانمون رو هم اونجا به لیست اضافه کنیم. طبیعتا مثل هر پدیده و سایت جدید دیگری هرکسی به نوعی از ارکات استفاده می کرد که عده اکثریت صرفا به خاطر ارضای حس فضولی، وقت تلف کردن، دیدن عکسهای خصوصی دیگران که توسط خود صاحبانش منتشر شده بود، گذاشتن پیغام و به قولی وقت هدر دادن در آن گردش می کردند.

بسیاری به خاطر این قضیه وقت تلف کردن و عدم درک استفاده اصولی از ارکات از این سایت زده شدند. البته در این میان نباید از امکانات محدود آن زمان ارکات هم چشم پوشی کرد که باعث هرج و مرجی در پروفایل یک شخص می شد. اینجا بود که سر و کله شبکه های اجتماعی دیگر پیدا شد.

مای اسپیس، غول شبکه های اجتماعی آمریکایی با دادن سرویس ها و خدمات بیشتر مانند ترغیب به استفاده از موزیک، رادیو اینترنتی، پادکست، آپلود عکس و غیرو باعث شد تا عده بیشتری به سمت شبکه های اجتماعی بیایند و در واقع یک کانال ارتباطی قوی با دیگران ایجاد کنند. در این بین سایتهای دیگری پیدا شدند که سعی کردند بر روی یک بازار و یا مخاطب خاص تمرکز کنند و سرویس های مورد نیاز آنها را فراهم بیاورند که مهمترینشان سایت linkedin است که یک شبکه اجتماعی برای ایجاد پروفایل تخصصی زندگی شغلی شماست.

نهایتا جنگ بین شبکه های اجتماعی با ورود فیس بوک سمت و سویی دیگر گرفت و اساسا به عنوان یک پلتفرم برای وصل کردن شخص دنیای حقیقی به یک آواتار دنیای دیجیتال و تحت پوشش دادن فعالیتهای او آغاز به کار کرد و همین طور که می بینیم داره با قدرت تمام پیش میره تا از سایر شبکه های اجتماعی پیشی بگیره.فیس بوک با آنکه یکی از قدرت های آن ایجاد پروفایلهای تر و تمیز و دادن امکانات مناسب برای چیدمان متعلقات کاربر که شامل گروه ها، عکس ها، ویدئوها و غیرو است اما آمار و ارقام نشون میدن که بازهم کاربران دچار یه دلسردی از این شبکه اجتماعی شدن. این در حالیست که حتما از دوستان خود شنیده اید و یا حتی خود شما گله کرده اید که نه من دیگر هرگز در یک شبکه اجتماعی جدید ثبت نام نمی کنم اصلا به چه درد می خورد و حتی بسیاری هستند که هیچ گونه اکانتی در یکی از شبکه های اجتماعی ندارند. به راستی چرا چنین است؟

جواب سوال شما بسیار آسونه اما متاسفانه بشر چون اصولا به شلختگی و عدم مدیریت زمانی زود عادت می کنه نوع استفاده از شبکه های اجتماعی نیز براش به جای استفاده مفید، عذاب مطلق میشه. از دیدگاه من در یک نگاه برای استفاده از هر سرویس وب دو و یا سرویس اینترنتی به صورت کلی باید از خودتان بپرسید چرا می خواهید از این سرویس استفاده کنید؟ چون همه دارند و شما هم باید داشته باشید؟ چون حضور دیجیتال مهم است و نباید از غافله عقب نماند؟ چون می توانید در یک شبکه اجتماعی با دیگران لاس بزنید و عضو گروه های مورد علاقه تان شوید؟ و بسیاری سوالات دیگر همگی به شما کمک می کنند که بفهمید کجای کار اشکال دارد.

بگذارید مثالی از خودم بزنم. من دوستان بسیاری دارم که در جای جای این کره خاکی قرار دارند. ارتباط تلفنی به دلیل هزینه و یا تفاوت ساعت شبانه روزی مقدور نیست. من این دوستان را در جاهای مختلف آشنا شدم و می خواهم باهاشان در تماس باشم. چگونه؟ راه های قدیمی از چت و ایمیل میشود نام برد اما به دلایلی که از حوصله این بحث خارج است این دو کانال ارتباطی، مناسب برای این کار نیستند. من جایی را می خواستم که بدانم فلان دوستم در چه اوضاع احوالیست(این رو از به روز رسانی موقعیتش در فیس بوک می فهمم بدون آنکه حتی با او چت کرده باشم) من می خواهم بدونم که کجا کار می کنه و یا به چه موسیقی علاقه داره و از این قبیل.

شبکه اجتماعی به من کمک می کنه تا ارتباط خودم رو با دوستانم نگاه دارم و حتی اگر وقت صحبت کردن با اونها رو ندارم اما به یمن نگاه کردن به پروفایلشان متوجه بشوم که در چه وضعی هستند. اینجاست که من برای خودم این سرویس را هدفمند کرده ام. روزی یک بار به مدت چندین دقیقه سرکشی می کنم و چنانچه فکر کنم عکسی و یا مطلبی برای دوستانم جالب باشد آنجا آپلود می کنم و سپس به کارهای روزانه ام می رسم.

در این میان سلیقه و هدف شخص صاحب پروفایل در اینکه چه کسی را دوست بنامد متفاوت است. بسیاری از کاربران هر کسی رو که فقط نامی از او شنیده باشند به پروفایل خود اضافه می کنند. حتما آدمهایی رو دیدید که 500 نفر یا 1000 نفر دوست دارند. مثلا فرض کنید خوانندگان یک وبلاگ رو که بخوان به عنوان دوست به پروفایل نویسنده آن اضافه بشند. اینجاست که کاربر تصمیم می گیره مرزی گذاشته بشه بین علاقه مندان و دوستان و چنانچه شبکه اجتماعی مورد نظر نتونه چنین خواسته ای رو برآورده کنه، باعث ایجاد دردسر برای کاربر خواهد شد. مثلا در فیس بوک می توان با ایجاد یک گروه علاقه مندان رو به سمت عضو شدن در آنجا سوق داد تا به عنوان دوست نادیده به دایره دوستان اضافه کرد. به هر حال این تصمیمی است که شما باید بگیرید و به نظر میرسه در بین کاربران ایرانی قضیه رودربایستی باعث میشه که بسیاری فقط به خاطر اینکه فکر می کنن غیر اخلاقی است، به در خواست شخصی نادیده جواب مثبت داده و او را به عنوان دوست به پروفایل خود اضافه می کنند. بحث من اینجا نوجوانان هم نیستند که طبیعتا دوست دارند با نشان دادن شماره دوستان پروفایل خود به دیگران پز بدهند که آری من 3000 دوست دارم. چرا که نوجوانان به دلیل آغاز هویت بخشی ذاتیشان، در گروه تعریف می شوند و نه به عنوان یک شخص منحصر از این رو آنها سعی می کنند تا آنجا که می شود خودشان را در گروه های مختلف عضو کنند. بحث من اینجا آدمهای بزرگسالی بودند که این قضیه برایشان به طور کل حل شده است.

عصر حاضر، عصر انفجار اطلاعاته و ما هر روزه زیر بمباران اطلاعاتی هستیم. طبیعتا هرچه بیشتر بیاموزیم که چطور از خدمات جدید به سود خود استفاده ببریم، وقت بیشتری را می توانیم برای استراحت در نظر بگیریم. هرچند باید اذعان کنم که بهینه کردن ساعات کاری و وقت کاری ممکنه باعث بشه که در این تله بیفتیم که وقت اضافی را به کارهای جدیدتر اختصاص بدهیم که کاری بس اشتباهه. مدیریت زمانی و قراردادن هرچیزی جای خود بسیار مهمه. مثلا اگر قراره روزی یک بار فیس بوک رو سر بزنید، حتما فقط یک بار سربزنید و یا اگر قراره روزی 10 ساعت کار کنید، بعد از ساعت کاری دیگه هرگز به کار فکر نکنید تا ذهن شما استراحت کنه برای یک روز کاری دیگر.

شبکه اجتماعی فیس بوک
شبکه اجتماعی لینکداین

برچسبها: ,



چهارشنبه ۲۳ ژوئیهٔ ۲۰۰۸

نقشه ذهن


نمی دونم که آیا شما با کاغذ و قلم دوست هستید یا خیر. یا اینکه دفترچه یادداشت کوچکی در جیب دارید که هر وقت چیزی ذهنتون رو مشغول کرده نتایج و یافته های فکرتون رو در میون اتفاقات روزمره در اون یادداشت کنید یا خیر اما اگر این کارها را انجام نمی دهید شما قاتل تفکرات خود هستید.

کاغد و قلم، دفترجه یاد داشت، تخته سیاه و وایتبورد و ماژیک و حتی نرم افزار کامپیوتری برای درج افکار ابزار اولیه رشد و نمو دادن یک ایده هستند. برای همین است که در شرکتی مانند گوگل تاکید صدر در صد بر این دارند که در راهرورها و تمامی اتاقها وایتبورد نصب شده باشه تا کارمندان گوگل بتونن در هر زمان تفکراتشون رو بکشن و یا دیگران بحث کنند. نوشتن و کشیدن تفکرات و ایده ها روی یک تخته و یا کاغذ باعث میشه تا شما بتونید یک تابلو از افکارتون رو جلوی چشمتون ببینید و چون بینایی بسیار برای انسان حس مهمیه و به قولی ارزش یک تصویر هزاران برابر وازه هاست، از این رو در شرکتها تاکید بسیاری میشه بر کشیدن و نوشتن روی تخته. همچنان به دیگران هم اجازه میده که بتونن ارتباط بین ایده ها و جزئیات آن را به صورت مکتوب ببینند و به جای اینکه برای هر شخص شفاهی توضیح دهید کافیست که چنین تابلوی افکاری را با دیگران به اشتراک بگذارید

بحث اشتراک شد پس حتما باید یه ربطی به وب دو داشته باشد! یکی از تکنیکهای نگارش افکار و دسته بندی آنها "نقشه ذهن" هست که شما یک عنوان اصلی رو انتخاب می کنید و سپس بهش زیر شاخه می دید و اونگاه برای هر زیر شاخه، ویژگی و خصوصیات و خلاصه آنقدر ریز می شوید تا شمای ایده شما معین شود. به یمن اینترنت و وب 2 سرویس های تحت وبی ارائه شده اند که در دادن خدمات اولیه کاملا رایگان هستند و شما یک قرون هم از جیب نمی پردازید و از این میان من عاشق سایت mind meister هستم.

در این سایت شما می توانید یک نقشه ذهن درست کنید و آنرا با دیگران به اشتراک بگذارید(در حالت اینکه فقط بیننده باشند یا بتوانند حتی آن نقشه را دست کاری کنند) و یا اینکه این نقشه رو فقط خصوصی برای خودتون داشته باشید. می توانید آن را به صورت خروجی پی دی اف و یا تصویر دانلود کنید. پس از ایجاد شاخه های تصویری افکارتون می تونید براشون آیکون بگذارید و یا حتی لینک گذاری کنید و حاشیه نویسی کنید.

این سایت رو میشه همچنین به صورت آفلاین کار کرد اما متاسفانه این قسمت از سرویسشون مجانی نیست. اما چنانچه می خواهید از یک نرم افزار متن باز و رایگان استفاده کنید که دقیقا همین امکانات رو دارد نگران نباشید چون نرم افزار "فکر آزاد" در خدمت شماست. عادت کنید افکارتون رو یاداشت کنید. چرا که هم مرجعی برای آینده خواهد بود و هم آنها را به صورت مکتبو خواهید داشت که بتونید به مرور زمان روشون کار کنید. به عنوان مثال یک نمونه ساده از نقشه ذهن من رو درباره کارآفرینی هم براتون گذاشته ام

مدخل نقشه ذهن در ویکی پدیا
سایت mindmesiter
نرم افزار رایگان "فکر آزاد"
نقشه ذهن من از کارآفرینی و راه اندازی شرکت

برچسبها: , , ,



سه‌شنبه ۲۲ ژوئیهٔ ۲۰۰۸

friend feed

در یک اصل کلی من زمانی از یک سرویس اینترنتی استفاده می کنم که نیازش داشته باشم و از سر کنجکاوی و یا بیکاری کاری انجام نمیدم چون وقتم بسیار محدوده و از اونجا که به بهره وری بسیار علاقه دارم و بهره وری باعث میشه که تقویم کاری آدم سبک تر بشه و وقت آزاد بیشتری پیدا کنم طبیعتا همیشه دنبال سرویس های اینترنتی می گردم که کارم رو آسون تر کنند.

من خبر راه اندازی سایت فرند فید و گسترش سرویس هایش را از همان ابتدا دنبال می کردم اما تا همین چندی پیش منتظر بودم که اولا سایت پایداری بهتری پیدا کنه و خدمات بیشتری بهش اضافه بشه و دوما خودم هم کمی وقت داشته باشم ببینم چطور این سایت می تونه به من کمک کنه ضمن اینکه خطر اعتیاد هم همواره در گوشم زنگ می زد.

شما حتما اکانت تویتر من را دیده اید. و همچنین من مطالبی را که در طول روز می خوانم و در زمینه های بسیار متنوع است را با شما از طریق صفحه عمومی خودم درگوگل به اشتراک گذاشته ام. در ثانی من اینجا وبلاگ هم می نویسم و در سرویس های دیگر اینترنتی مثل فلیکر و یا لست اف ام عضو هستم. حال اگر شما علاقه مند باشید که بدانید من در تمام این سرویسها چه می کنم و چه چیزهایی را به روز رسانی می کنم چاره چیست؟ یا باید به تک تک این سایتها بروید و اکانت من رو ببینید که کاریست بسیار طاقت فرسا. چه خوب بود که شما می توانستید در یک جا همه فعالیتهای آنلاین من رو ببینید و این همان ایده فرند فید است.

در حساب فرندفید من ، شما می توانید ببینید که در تویتر چه چیزی آپدیت کرده ام و یا در حال گوش دادن به چه موسیقی در لست.اف ام هستم و یا چه مطلبی را در گوگل اشتراک کرده ام. در ثانی شما می توانید راجع به هر کدام از این موارد به روز رسانی،کامنت هم بگذارید و نظرتون رو بگید. همچنین چنانچه یک به روز رسانی را دوست دارید آن را"لایک" کنید. یعنی اینکه من این مطلب را پسندیدم و این به دوستان شما در فرندفید کمک می کنه که بفهمن چه مطلبی رو شما پسندیدید و ممکنه مورد توجه اونها هم قرار بگیره.

فرندفید بهره وری رو بالا می بره البته اگر درست استفاده بشه. من توصیه می کنم که اگر علاقه به فعالیتهای من در اینترنت دارید و می خواهید همه اش را یک جا داشته باشید حتما یک حساب کاربری فرندفید بسازید و من رو هم به جمع دوستانتان اضافه کنید. همچنین برای اینکه به راحتی تمام آپدیتهای دوستانتان را ببینید می توانید از نرم افزار alert thingy استفاده کنید. این نرم افزار هرگاه که شما و یا دوستانتان چیزی را به روز رسانی کنید، به شما گوشزد می کند و شما را مطلع می سازد.

اکانت فرندفید من
نرم افزار alert thingy

برچسبها: , ,