عمر زیادی از شبکه های اجتماعی نمی گذرد. همین چند سال پیش بود که سایتی به نام ارکات بوجود اومد و ما یاد گرفتیم که میشه یک پروفایل برای خود درست کرد و سپس دوستانمون رو هم اونجا به لیست اضافه کنیم. طبیعتا مثل هر پدیده و سایت جدید دیگری هرکسی به نوعی از ارکات استفاده می کرد که عده اکثریت صرفا به خاطر ارضای حس فضولی، وقت تلف کردن، دیدن عکسهای خصوصی دیگران که توسط خود صاحبانش منتشر شده بود، گذاشتن پیغام و به قولی وقت هدر دادن در آن گردش می کردند.
بسیاری به خاطر این قضیه وقت تلف کردن و عدم درک استفاده اصولی از ارکات از این سایت زده شدند. البته در این میان نباید از امکانات محدود آن زمان ارکات هم چشم پوشی کرد که باعث هرج و مرجی در پروفایل یک شخص می شد. اینجا بود که سر و کله شبکه های اجتماعی دیگر پیدا شد.
مای اسپیس، غول شبکه های اجتماعی آمریکایی با دادن سرویس ها و خدمات بیشتر مانند ترغیب به استفاده از موزیک، رادیو اینترنتی، پادکست، آپلود عکس و غیرو باعث شد تا عده بیشتری به سمت شبکه های اجتماعی بیایند و در واقع یک کانال ارتباطی قوی با دیگران ایجاد کنند. در این بین سایتهای دیگری پیدا شدند که سعی کردند بر روی یک بازار و یا مخاطب خاص تمرکز کنند و سرویس های مورد نیاز آنها را فراهم بیاورند که مهمترینشان سایت linkedin است که یک شبکه اجتماعی برای ایجاد پروفایل تخصصی زندگی شغلی شماست.
نهایتا جنگ بین شبکه های اجتماعی با ورود فیس بوک سمت و سویی دیگر گرفت و اساسا به عنوان یک پلتفرم برای وصل کردن شخص دنیای حقیقی به یک آواتار دنیای دیجیتال و تحت پوشش دادن فعالیتهای او آغاز به کار کرد و همین طور که می بینیم داره با قدرت تمام پیش میره تا از سایر شبکه های اجتماعی پیشی بگیره.فیس بوک با آنکه یکی از قدرت های آن ایجاد پروفایلهای تر و تمیز و دادن امکانات مناسب برای چیدمان متعلقات کاربر که شامل گروه ها، عکس ها، ویدئوها و غیرو است اما آمار و ارقام نشون میدن که بازهم کاربران دچار یه دلسردی از این شبکه اجتماعی شدن. این در حالیست که حتما از دوستان خود شنیده اید و یا حتی خود شما گله کرده اید که نه من دیگر هرگز در یک شبکه اجتماعی جدید ثبت نام نمی کنم اصلا به چه درد می خورد و حتی بسیاری هستند که هیچ گونه اکانتی در یکی از شبکه های اجتماعی ندارند. به راستی چرا چنین است؟
جواب سوال شما بسیار آسونه اما متاسفانه بشر چون اصولا به شلختگی و عدم مدیریت زمانی زود عادت می کنه نوع استفاده از شبکه های اجتماعی نیز براش به جای استفاده مفید، عذاب مطلق میشه. از دیدگاه من در یک نگاه برای استفاده از هر سرویس وب دو و یا سرویس اینترنتی به صورت کلی باید از خودتان بپرسید چرا می خواهید از این سرویس استفاده کنید؟ چون همه دارند و شما هم باید داشته باشید؟ چون حضور دیجیتال مهم است و نباید از غافله عقب نماند؟ چون می توانید در یک شبکه اجتماعی با دیگران لاس بزنید و عضو گروه های مورد علاقه تان شوید؟ و بسیاری سوالات دیگر همگی به شما کمک می کنند که بفهمید کجای کار اشکال دارد.
بگذارید مثالی از خودم بزنم. من دوستان بسیاری دارم که در جای جای این کره خاکی قرار دارند. ارتباط تلفنی به دلیل هزینه و یا تفاوت ساعت شبانه روزی مقدور نیست. من این دوستان را در جاهای مختلف آشنا شدم و می خواهم باهاشان در تماس باشم. چگونه؟ راه های قدیمی از چت و ایمیل میشود نام برد اما به دلایلی که از حوصله این بحث خارج است این دو کانال ارتباطی، مناسب برای این کار نیستند. من جایی را می خواستم که بدانم فلان دوستم در چه اوضاع احوالیست(این رو از به روز رسانی موقعیتش در فیس بوک می فهمم بدون آنکه حتی با او چت کرده باشم) من می خواهم بدونم که کجا کار می کنه و یا به چه موسیقی علاقه داره و از این قبیل.
شبکه اجتماعی به من کمک می کنه تا ارتباط خودم رو با دوستانم نگاه دارم و حتی اگر وقت صحبت کردن با اونها رو ندارم اما به یمن نگاه کردن به پروفایلشان متوجه بشوم که در چه وضعی هستند. اینجاست که من برای خودم این سرویس را هدفمند کرده ام. روزی یک بار به مدت چندین دقیقه سرکشی می کنم و چنانچه فکر کنم عکسی و یا مطلبی برای دوستانم جالب باشد آنجا آپلود می کنم و سپس به کارهای روزانه ام می رسم.
در این میان سلیقه و هدف شخص صاحب پروفایل در اینکه چه کسی را دوست بنامد متفاوت است. بسیاری از کاربران هر کسی رو که فقط نامی از او شنیده باشند به پروفایل خود اضافه می کنند. حتما آدمهایی رو دیدید که 500 نفر یا 1000 نفر دوست دارند. مثلا فرض کنید خوانندگان یک وبلاگ رو که بخوان به عنوان دوست به پروفایل نویسنده آن اضافه بشند. اینجاست که کاربر تصمیم می گیره مرزی گذاشته بشه بین علاقه مندان و دوستان و چنانچه شبکه اجتماعی مورد نظر نتونه چنین خواسته ای رو برآورده کنه، باعث ایجاد دردسر برای کاربر خواهد شد. مثلا در فیس بوک می توان با ایجاد یک گروه علاقه مندان رو به سمت عضو شدن در آنجا سوق داد تا به عنوان دوست نادیده به دایره دوستان اضافه کرد. به هر حال این تصمیمی است که شما باید بگیرید و به نظر میرسه در بین کاربران ایرانی قضیه رودربایستی باعث میشه که بسیاری فقط به خاطر اینکه فکر می کنن غیر اخلاقی است، به در خواست شخصی نادیده جواب مثبت داده و او را به عنوان دوست به پروفایل خود اضافه می کنند. بحث من اینجا نوجوانان هم نیستند که طبیعتا دوست دارند با نشان دادن شماره دوستان پروفایل خود به دیگران پز بدهند که آری من 3000 دوست دارم. چرا که نوجوانان به دلیل آغاز هویت بخشی ذاتیشان، در گروه تعریف می شوند و نه به عنوان یک شخص منحصر از این رو آنها سعی می کنند تا آنجا که می شود خودشان را در گروه های مختلف عضو کنند. بحث من اینجا آدمهای بزرگسالی بودند که این قضیه برایشان به طور کل حل شده است.
عصر حاضر، عصر انفجار اطلاعاته و ما هر روزه زیر بمباران اطلاعاتی هستیم. طبیعتا هرچه بیشتر بیاموزیم که چطور از خدمات جدید به سود خود استفاده ببریم، وقت بیشتری را می توانیم برای استراحت در نظر بگیریم. هرچند باید اذعان کنم که بهینه کردن ساعات کاری و وقت کاری ممکنه باعث بشه که در این تله بیفتیم که وقت اضافی را به کارهای جدیدتر اختصاص بدهیم که کاری بس اشتباهه. مدیریت زمانی و قراردادن هرچیزی جای خود بسیار مهمه. مثلا اگر قراره روزی یک بار فیس بوک رو سر بزنید، حتما فقط یک بار سربزنید و یا اگر قراره روزی 10 ساعت کار کنید، بعد از ساعت کاری دیگه هرگز به کار فکر نکنید تا ذهن شما استراحت کنه برای یک روز کاری دیگر.
شبکه اجتماعی فیس بوکشبکه اجتماعی لینکداینبرچسبها: بهره وری, شبکه اجتماعی