این گوگل نازنین
هفته پیش مصادف بود با تولد 10 سالگی گوگل؛ واژه ای که برای خیلی ها معنای جستجو رو میده. مقاله های بسیاری درباره 10 سالگی گوگل نوشته شد اما چرا انقدر گوگل برای همه مهمه؟ دلایل بسیاری در این باره وجود داره و به نظر من یکی از بزرگ ترین این دلیل ها، پدیده بودن و بنیان نهادن سبک و سیاق شرکت بر اساس مبانی و محیط کارآفرینی است.گوگل شرکتی است که با اعتقاد به اینکه کارمندانش مهمترین دارایی شرکت هستند، کار خود رو آغاز کرد. این شرکت رشد بسیار سریعی داشته است از سویی دیگر نباید فراموش کرد که بزرگ شدن آن باعث نشد که گوگل هم اسیر کاغذبازی ها، پروسه های آروم و کند و ساختار هرمی مدیریت کت و کلفت شرکتهای بزرگ بشه،
بهترین شرکتها، شرکتهایی هستند که کارمندانشون رو در محیطی قرار بدن که باعث بشن اون کرختی و سستی کار روزانه رو کناری بگذارن و به دلیل شرایط مناسب و امکانات کافی، خلاقیت هاشون رو در اختیار شرکت قرار بدن و این یعنی آنکه هر دپارتمان، خودش برای خودش یک استارتاپ است و کارمندانش هم یک تیم کارآفرین با همان شوق و اشتیاق. همین روش است که باعث میشود هر روز در انجمن داخلی در دسترش کارکنانش، شاهد پست کردن ایده های مختلف هستیم و انقدر این ایده ها زیاد هستند که مدیران پروژه مجبورن از میان صدها ایده تراوش شده ذهن کارمندان خودشون، تنها چندتا رو برگزینند و اولویت بندی کنند و اجرا.
یکی از موارد بسیار مهم در گوگل درگیر کردن کارمند از مرحله ایده تا اجراست. یعنی نه تنها او فقط ایده نمی دهد بلکه تشویق هم می شود که خود آستین رو بالا زده و راه حلی ارائه دهد. یعنی در یک معنا، وقتی مشکلی رو می گویی، خودت هم تا جایی که می توانی راه حل و نحوه اجرایش رو بگو. خوشبختانه چون گوگل پشتوانه مالی خوبی داره، پروژه ها خیلی زود استارت می خورن. کاغذ بازی کمتره و کارمند مربوطه زیر بار ده ها پروسه و کاغذ بازی نمی ره.
ناگفته نماند که برای موفقیت یک سیستم عوامل مهمی در ارتباط با آن وجود دارند و یک سلسله المانها در کنار هم باعث موفقیت می شوند که شامل محیط ایجاد شده، مدیران اجرایی هوشمند، مدیران پروژه قوی که دید بسیار بازی دارند و در انتخاب پروژه و اختصاص دادن منابع استادند و از سویی دیگر، ارزشی که برای کارمند بوجود میارن، محیط دلچسب برای کار و برآورده کردن خواسته های کارمندان، استفاده از محیط شبکه و ابزار نوین ارتباطی که باعث میشه دپارتمانهای مختلف باهم در تماس باشند و بتوانند ایده هاشون رو زود به مرحله اجرا دربیارن، همه و همه باعث میشه که از گوگل یک پدیده ساخته بشه. اگر زمانی والت دیسنی بزرگ، در میان کارکنانش قدم می زد تا نظرات و ایده های آنها را جستجو کند و یا صندوق نظراتی داشت که حتی زیردست ترین کارمندان هم می توانستند اگر استعدادی دارند و ایده ای، به گوش او برسانند، امروز به یمن استفاده گوگل از تکنولوژی های نوین، این امکان برای تمام کارمندانش در تمام دفاتر و شعبه های شرکت در سراسر دنیا، وجود دارد که صدای خود را به مدیران ارشدشان برسانند و هیچ واهمه ای از پرسیدن سوالات در ذهنشون در مورد خطی مشی شرکت، موفقیت ها و حتی شکستها نداشته باشند.
گوگل یک پدیده است برای همین نگاه داشتن فضای کارآفرینی در ساختار کاریش که باعث میشه کارمندانش هم از کار کردن لذت ببرند و هم خدماتی رو ارائه بدهند که اثر آن بر روی کارکرد میلیونها کاربر دنیاست. گوگل می خواهد تمام اطلاعات دنیا را سازماندهی کند و این آرزوی بسیار بزرگ و جاه طلبانه ای است.