سه‌شنبه ۲ ژوئن ۲۰۰۹

از روستا تا فرنگ

فرض می کنیم که همین الان عزمتون رو جزم کردید که برید خارج از کشور. موارد زیر مواد لازم برای فرستادن یک عدد جوان ایرانی به خارج از کشور به منظور رسیدن به آرزوها و خواسته هایش هست:
1- تصور من اینه که مشکل سربازی ندارید و پاسپورت دارید.
2- شما متاهل نیستید و مجرد هستید و شب که سرتون رو قراره بگذارید روی بالشت می تونید فقط به فکر پر کردن شکم خود باشید تا خانواده و عهد و عیال.
3- شما ضعیف النفس نیستید و دارای پشتکار هستید
4- شما عزمتون رو جزم کردید که برید و برای زندگیتون برنامه دارید. سعی کنید جز کسانی که میگن حالا بریم ببینیم چی میشه نباشید.

5- رفتن به خارج دقیقا مثل یک پروژه می مونه. عین زدن یک شرکت نوپا. کلی چیز جدید باید یاد بگیرید، کلی تحقیق باید بکنید، و باید حسابی حوصله داشته باشید. چنانچه آدم بی حوصله ای هستید، یا پشتکار ندارید، درصد موفقیتون از نظر من خیلی پایینه


خب حالا بپردازیم به مسائلی که باید در نظر بگیرید برای این هجرت بزرگ
1- به احتمال بسیار زیاد شش ماه اول مهاجرت رو گیج می زنی. تا بخوای جا بیفتی، فرهنگ جدید رو ببینی، خونه بگیری، تو محیط دانشگاهی قرار بگیری، ارتباط با سایر اقوام و اینکه بفهمی چقدر ما ایرانی ها ممکنه عقب افتاده و یا حتا جلو افتاده باشیم و خلاصه کلی قلمبه فرهنگی بیاد سراغت، کلا شش ماه تا یک سال بگذار برای اینکه قاط بزنی.

2- حداقل ده میلیون تومان پول برای 6 تا 8 ماه اول اقامت باید داشته باشی. طبیعتا هرچه کشور ارزون تری برید ممکنه بیشتر از این مدت دووم بیاورید. کمتر از ده میلیون داری از نظر من مهاجرت نکن. یادتون هم باشه وقتی میرید خارج دارید از جیب می خورید، پس این پول بعد از اون مدت تموم میشه. باید از همین الان فکر کنید اگر پولتون تموم شد چه باید بکنید؟ بلیط برگشت حتما داشته باشید.

3- زبان انگلیسی رو یاد بگیرید. باید بتونید صحبت کنید و حداقل منظورتون رو برسونید. اگر زبون انگلیسی بلد نباشید کلاتون پس معرکس.

4- تا اونجه که می تونید سابقه کاری داشته باشید. سابقه کاری که به تخصص شما کمک کنه. مثلا نه اینکه یه بار توی فروش کار کرده باشید، بعدش رفته باشید برنامه نویسی و نهایتا سر از فیلم سازی درآوردید. باید یک کار رو خوب بلد باشید. مثلا اگر برنامه نویس هستید باید واقعا تخصص داشته باشید. اینجا توی غرب آچار فرانسه نیاز ندارند. متخصص می خوان.

5- مدارک کامپیوتر اگر می تونید بگیرید ولی الزام نیست. شما می بایست در کارتون متخصص باشید. چنانچه یک آچار فرانسه باشید و تازه با خالی بندی و شانس برید مصاحبه، خیلی زود اونجا گندش درمیاد و کاسه چه کنم باید بگیرید دستتون. حالا اگر صد تا مدرک هم داشته باشید ولی نتونید جواب مصاحبه کننده رو بدید به نفع شما نخواهد بود.

6- کشور مقصدتون رو باید پیدا کنید و باید بدونید دقیقا چرا اونجا. مثلا آیا اروپا می خواید برید یا کشورهای آسیایی که ارزون تر هستند یا استرالیا و آمریکای شمالی؟ چرا؟ آیا برای تحصیل؟ برای کار؟ ویزای کار گرفتید؟ در هر صورت نیاز دارید برید از منابع مختلف متوجه بشید که کشور مورد نظر شما کجاست.

7- بعد از مشخص شدن مقصد باید ببینید که چطور میشه ویزا گرفت؟ دانشجویی؟ ویزای موقت بیزنس؟ ویزای کاری یک ساله یا هر امکاناتی که دولت مورد نظر میده...چقدر پروسه اش طول می کشه؟ یک ماه؟ شش ماه؟ یک سال؟ با اون ویزا چه حقی به شما داده میشه. مثلا بسیاری نمی دونن که در اکثر کشورهای دنیا دانشجویان لیسانس فقط 20 ساعت در هفته حق کار دارند بنابراین کار تمام وقت اونها غیر قانونی تلقی میشه و اگر اداره کار و یا مهاجرت بفهمه، احتمال دیپورت شما وجود داره.

8- اطلاع کامل از پیدا کردن خانه، شرایط کار در کشور مقصد، نحوه برخورد با ایرانی ها، و شغلهای مورد نیاز کشور مقصد. خوشبختانه از طریق اینترنت و با جستجو و ارتباط با وبلاگرها میشه یه سری اطلاعات خوب پیدا کرد.

9- صحبت کردن با خانواده و گرفتن پشتیبانی از خانواده. در ضمن خودتون رو هم باید آماده کنید که مثلا دو یا سه سال خانواده رو نبینید چون شراطی مالی یه فرد مهاجر به هیچ وجه معلوم نیست و ممکنه در یه برهه زمانی مجبور باشید دوری رو تحمل کنید. این خیلی برای ما ایرانی های عاطفی مهمه.

10 - یک لیست از مثبتهای زندگیتون و یک لیست از خواسته هایی که فکر می کنید در خارج از کشور به دست میاورید بنویسید و بایگانی کنید. مهاجرت یعنی قربانی کردن، شما یه سری موارد رو از دست میدید و جاش قراره یه سری امتیازات به دست بیاورید. اما یادتون باشه حتا آدم پوست کلفتی هم مثل من که همیشه کله ام بوی قرمه سبزی میداد الان متوجه شده که چه قربانی های بزرگی داده و شاید بهتر می بود در بعضی موارد این کار رو نمی کردم.

خب. امیدوارم که این 10 نکته بهتون کمک کنه که خوب مهاجرت کنید. برای پروژه مهاجرت یک بازه زمانی یک سال تا دو سال رو بگذارید. اگر خیلی فرز باشید همون یک سال ولی خب ممکنه همه چیز خوب پیش نره و بیشتر طول بکشه. باید صبور باشید و سمج. در ضمن من در مصاحبه ای که پارسال با هفته نامه فارغ التحصیلان داشتم یه سری نکات دیگر رو برای پیدا کردن کار در خارج گفته ام. اگر در گوگل جستجو کنید حتما پیداش می کنید. اونها هم در حد طلا ارزش دارند :)

برچسبها:



یکشنبه ۱۲ اکتبر ۲۰۰۸

هیولای مهاجرت

علی رغم اینکه بارها و بارها و در فواصل مختلف زمانی، داستان این 8 سال مهاجرتم به خارج از کشور و زندگی در سه کشور متفاوت، را نوشته ام و به عناوین مختلف ذکر کرده ام تا بلکه راه گشایی برای کسانی که دغدغه مهاجرت و هجرت از خانه پدری و سرزمین مادری را دارند، باشم اما با خواندن پستی از یک وبلاگ، بر آن شدم تا من هم دیدگاهم را جمع و جور تر بنویسم تا بشود مرجعی برای خوانندگان.

مهاجرت مانند بسیاری از دیگر از مفاهیم زندگی، دو بعد دارد. یک بعد می تواند نوید بخش و مثبت و زیبا و قشنگ باشد و بعد دیگرش هیولایی بزرگ که سیاه و تیره و منفی و از زندگی بیزار کننده است. قضیه روشن است. مثل هر پروسه دیگری، چنانچه بتوانید از اصول اولیه اش آگاهی بیشتری پیدا کنید، این هیولا کوچک تر خواهد شد و نهایتا تا حدی تحت کنترل شما. قضیه حساب دو دو تا چهار تا هم نیست. همه چیزش را نمی شود محاسبه کرد و همیشه باید گوش بزنگ پیشامدهای ناگوار و یا غیر منتظره باشید. همیشه باید یک نقشه دوم و یا حتی نقشه سوم در هنگام بروز مشکلات داشته باشید. چنانچه نتوانید مقدماتش را تهیه کنید و در کوله پشتی تان بگذارید، این هیولا بر روی شما بیشتر سوار خواهد شد. طبیعتا مثل هر پدیده دیگری ممکن است استثنا باشد اما من به شخصه هیچگاه زندگیم را بر روی استثنا قرار نداده ام.

زمانی که من ایران را ترک کردم با یک چمدان نیمه خالی، کله ای پرباد، بی برنامه ریزی دقیق و آگاهی از کشور مقصد(در آن زمان دوبی) و با پولی بسیار اندک از ایران خارج شدم. تنها برگ برنده من، دانستن زبان انگلیسی در حد خوب بود و یک سال سابقه کاری. هرچند که هرگز آن سابقه کاری بدردم نخورد و اوضاع دوبی خرابتر از آن بود که بتوانم در آن آشفته بازار بردگی کارمندان هندی و حقوقهای افتضاح، جایی برای من نوعی پیدا شود.

من تصور درستی از کشور امارات و دوبی نداشتم. تحقیق نکرده بودم و فکر می کردم چون جوا ن هستم و به هیچ جا وصل نیسیتم، می توانم دوام بیاورم. بله من پشتکار داشتم، سخت کوش بودم و لجوج اما برایش تاوان سختی دادم. بسیار سخت. داستانش را در همین آرشیوهای وبلاگ یه وجب خاک اینترنت تا حدی می توان خواند. گرسنگی ها، تنهایی ها، تنگناها، غربت، بی پولی کشیدن ها، بیکاری، افسردگی و بسیاری موارد دیگر همه و همه آرزوهای من را به عنوان یک مهاجر بر باد داد. اولین دلیلش این بود که من از ایران خسته شدم بودم. از همه چیز و همه کس متنفر بودم و می خواسمتم فرار کنم. اما چه دیر فهمیدم که فرار هیچگاه راه چاره نیست. دوستان خواننده، این رو بر اساس تجربه ام می گویم که هرگز برای اینکه از جایی فرار کنید، هجرت نکنید. مهاجرت کنید با هدف و با جمع آوری اطلاعات و قبل از آن از روشنایی های زندگی خودتان هرچند کوچک لذت ببرید تا وقت رفتن برسد. می دانم که خیلی ها میگویند دلم خوش است همانطور که من می گفتم قبل از رفتنم اما حالا می نویسم که شاید کسی در ایران بخواند و صرف متنقر بودن از آنجا مهاجرت نکند.

هنوز هم بسیار هستند که به من ایمیل می زنند و راجع به مهاجرت می پرسند. دغدغه دارند اما آنچه که باعث میشود بسیاری از این ایمیلها را پاسخ ندهم و سر از هیچستان در بیاورند، عجله بسیار نویسنده برای به دست آوردن اطلاعات هست. این رو قبل تر ها هم نوشته ام که فضای امروز وبلاگستان، اطلاعات بسیار مناسبی رو در اختیار شمایی قرار میده که می خواید مهاجرت کنید. باید بنشینید آرام و آرام این نوشته ها را بخونید و یاد داشت بردارید. طرف حتی به خودش زحمت نداده که اینترنت و یا سایتی رو که پیدا کرده یه جستجوی ساده بکنه زودی می خواد ایمیل بزنه و فریاد واسلاما. دوستان این پروسه، کار یک شب و یک هفته نیست. طول می کشه و باید براش وقت بگذارید.

زیاده نگویم. مهاجرت چیزی نیست که بشود برایش یک نسخه پیچید اما یک سری اصول ثابت دارد. یک سری مراحل ثابت دارد که اگر انجام دهید، شانس موفقیتتان بیشتر است. انتخاب کشور مقصد(امارات، استرالیا، نیوزیلند، کانادا، آمریکا،اروپای غربی)، هدف مهاجرت به عنوان تحصیل یا کار و یا هر دو، پیش نیازهای کشور مقصد مانند داشتن پاسپورت، مدت زمان و پروسه دادن ویزا، مستندات و کاغذهای مورد نیاز برای پر کردن فرمهای تقاضای مهاجرت و ویزا، چگونگی همراهی خانواده مانند زن و فرزند، آگاهی از شرایط اجتماعی و آب و هوای کشور مقصد و بسیاری از موارد دیگر رو باید در نظر بگیرید. لینکهای پایین این مطلب رو از دست ندهید. بسیار ارزشمند هستند.

لینکهای مرتبط:
کاریابی در سوئد قسمت دوم: این لینک حاوی اطلاعات و لینکهای جامع دیگری هم هست
کانادا و لگدمال کردن آرزوها: حاوی فیلم مستند
رفتن دوستان غصه حاضران
پناهندگی
داستان مهاجرت به کانادا: قصه مهاجرت یک هموطن و مصائب و مشکلاتش.
آخرش یک روز هجرت درخونه ات رو می کوبه

برچسبها: