Tuesday، February 5، 2008

سازمان هم سطح


بعضی از قواعد ناگفته کاری که بعنوان فرهنگ کاری ازشون یاد میشه متاسفانه از چند جهت اصلا شان انسانی ندارن و یکی از اون موارد قضیه رییس و زیر دست بودنه. اینکه همیشه یه آقا بالاسر هست که بزنه تو سرت و از قدرتش سو استفاده کنه و زیر دست هم همیشه در حال غر زدن و شاکی بودن از رییس نفهمش! گوگل با وجود اینکه یک شرکت آمریکاییست اما در این زمینه ساختار شکن بود و تمام این قواعد رو بهم زد.(هرچند شرکت هایی دیگر مثل والت دیسنی هم بوده اند اما به یمن استفاده از فن آوری های نوین مثل اینترنت و کامپیوتر، گوگل در مدت کوتاهی سر و صدای زیادی به پا کرده است. یادآوری می کنم از عمر شرکت تنها ۹ سال می گذرد)

در گوگل رییس و زیر دست معنایی نداره و سازمان به صورت آن هرم وحشتناک و مخوف نیست بلکه تا اونجا که امکان داشته سعی شده ساختار شرکت یک سطح باشه تا همه احساس راحتی کنن. هرچند که طبیعتا هر کسی حیطه مسوولیتهای خودش رو داره و همه هم فرهنگ کاری حرفه ای رو دنبال می کنن مثلا تصور بر اینه که اگر کاری سپرده میشه و وظایف تقسیم می شن دیگه هر کسی کار خودش رو به بهترین نحو انجام میده و تازه به بقیه هم کمک می کنه. دیگه قرار نیست حتما یه چماق بالای سر کسی باشه تا کارش رو انجام بده.

اینکه بتونی با مدیر ارشد رده بالا خیلی راحت خوش و بش کنی و حتی پشت شونه اش بزنی و یا حتی سر مسایل مختلف کاری همدیگه رو به چالش بکشین ولو اینکه به صورت تئوریک برد با اون باشه چرا که تجربه کاری بیشتری داره و بازه دیدش گسترده تره، حس خوبی به هر دو طرف میده که دارن در یک محیط انسانی کار می کنن. این یکی از دلایل موفقیت گوگل هست و یکی از مهم ترین دل مشغولی های سرانش که بدلیل بزرگ شدن شرکت یه وقت این قضیه کم رنگ نشه. چرا که هرچقدر یک شرکت بزرگ تر بشه، شانس افتادن در تله کاغذ بازی و رییس بازی و خفه شدن نظرات زیر دست در همان مراحل ابتدایی بسیار بالا میره. این در حالیست که یادمون نره گوگل آدم رو رنده می کنه تا استخدام کنه و خیل عظیمی از متقاضیان رو در همون رده اول رد می کنه و به قولی بهترین ها رو می گیره بنابراین تمام تلاشش رو هم می کنه که محیطی رو بوجود بیاره که خلاقیت ها بیشتر رشد کنن به جای اینکه در نطفه خفه بشن در غیر این صورت انگیزه کارکنان هم از بین میره و شرکت رو به افول خواهد رفت.

برچسبها: ,

Sunday، December 2، 2007

هدف و ماموریت شرکت گوگل

Google's mission is to organize the world's information and make it universally accessible and useful.


هر شرکتی برای خودش هدفی داره و بر پایه اون هدف، شروع به رشد، نوع آوری و درآمدزدایی می کنه. هدف یک شرکت بسیار مهمه و حتی شرکتهای خدماتی هم وجود دارند که به بنیانگزاران کمک می کنن که یک جمله و یا جمله هایی در بهترین نحو ممکن به عنوان هدف و ماموریت یک شرکت ، بنویسن و البته پول خوبی هم بابتش می گیرن.

ما در گوگل هم برای خودمون هدفی داریم و مانند بسیاری از جنبه های کاری و حاشیه ای گوگل، ساده بودن رو مبنای این هدف قرار داده ایم تا در درک و فهم هر کسی بگنجه. هدف ما در گوگل" مرتب کردن اطلاعات دنیا و در دسترس قرار دادن آن به صورت جهانی و مفید است". اما پشت این جمله ساده، آرمانی بزرگ خوابیده. بگذارید کمی جمله رو بشکافیم.

مرتب کردن اطلاعات دنیا بدین معنا که هر چی اطلاعات مکتوب نوشتاری، صدا و ویدئو و هرگونه دیگر قالبهای اطلاعاتی رو در پایگاه های داده لیست کردن. این شامل میلیاردها دلار سرمایه برای ایجاد دیتا سنترهای مورد نیاز برای ذخیره اطلاعات، استفاده از الگوریتمهای بسیار پیچیده ریاضی برای خزیدن در میان اطلاعات و لیست کردن آنهاست.

بخش دوم تاکید بر مفید بودن و در دسترس بودن به صورت جهانی داره. دو مورد بسیار مهم و اساسی. اینجا دیگه بحث این نیست که چه حجمی از اطلاعات در سرورها ذخیره شده، بلکه هدف اینه که نرم افزار مربوطه( در اینجا موتور جستجوی گوگل) انقدر قوی باشه و از الگوریتمهای پیچیده ریاضی و هوش مصنوعی استفاده کنه که متوجه نیاز کاربر بشه و مفیدترین اطلاعات رو در اختیار کاربر بگذاره؛ بعلاوه اطلاعات باید بدون محدودیت مکانی به دست کاربر برسه یعنی اینکه عملا مرز جغرافیایی برچیده خواهد شد. رویایی که با پدیده اینترنت و دنیای وب به حقیقت پیوست.

گوگل تلاش می کنه که از آخرین تکنولوژی ها و تئوری ها برای رسیدن به این هدفش استفاده کنه و هر روز بتونه حجم بیشتری از اطلاعات رو ایندکس و به همدیگه مربوط کنه. در آینده ای نزدیک گوگل حتی امیدوارست که از طریق تاریخچه کارها و علاقه مندی های یک کاربر، بتونه نتایج بهتری به کار بده و حتی به جاه طلبی های چون جواب دادن به این سوال که "کلید من کجاست؟" پاسخ دهد. دنیای شگفت انگیزی پیش رو خواهیم داشت. یک دنیا با انبوهی از اطلاعات به هم پیوسته مثل یک ماتریکس.

برچسبها: ,