سازمان هم سطح
در گوگل رییس و زیر دست معنایی نداره و سازمان به صورت آن هرم وحشتناک و مخوف نیست بلکه تا اونجا که امکان داشته سعی شده ساختار شرکت یک سطح باشه تا همه احساس راحتی کنن. هرچند که طبیعتا هر کسی حیطه مسوولیتهای خودش رو داره و همه هم فرهنگ کاری حرفه ای رو دنبال می کنن مثلا تصور بر اینه که اگر کاری سپرده میشه و وظایف تقسیم می شن دیگه هر کسی کار خودش رو به بهترین نحو انجام میده و تازه به بقیه هم کمک می کنه. دیگه قرار نیست حتما یه چماق بالای سر کسی باشه تا کارش رو انجام بده.
اینکه بتونی با مدیر ارشد رده بالا خیلی راحت خوش و بش کنی و حتی پشت شونه اش بزنی و یا حتی سر مسایل مختلف کاری همدیگه رو به چالش بکشین ولو اینکه به صورت تئوریک برد با اون باشه چرا که تجربه کاری بیشتری داره و بازه دیدش گسترده تره، حس خوبی به هر دو طرف میده که دارن در یک محیط انسانی کار می کنن. این یکی از دلایل موفقیت گوگل هست و یکی از مهم ترین دل مشغولی های سرانش که بدلیل بزرگ شدن شرکت یه وقت این قضیه کم رنگ نشه. چرا که هرچقدر یک شرکت بزرگ تر بشه، شانس افتادن در تله کاغذ بازی و رییس بازی و خفه شدن نظرات زیر دست در همان مراحل ابتدایی بسیار بالا میره. این در حالیست که یادمون نره گوگل آدم رو رنده می کنه تا استخدام کنه و خیل عظیمی از متقاضیان رو در همون رده اول رد می کنه و به قولی بهترین ها رو می گیره بنابراین تمام تلاشش رو هم می کنه که محیطی رو بوجود بیاره که خلاقیت ها بیشتر رشد کنن به جای اینکه در نطفه خفه بشن در غیر این صورت انگیزه کارکنان هم از بین میره و شرکت رو به افول خواهد رفت.

