چهارشنبه ۳ ژوئن ۲۰۰۹

I heart google


با اینکه دیگر در گوگل نیستم و به دنبال آرزوهایم رفتم، اما هنوز هم یکی از شیرین ترین خاطرات زندگیم، نشستن در دفترم در دوبلین بود. و دیدن لوگوی بزرگ این شرکت در دیوار سالن ورودی. گوگل این شرکت بخشنده که کارمندانش را بزرگترین دارایی هاش می دونه. گوگل تاثیر بسیار زیادی بر من گذاشت.

برچسبها:



یکشنبه ۱ مارس ۲۰۰۹

همایش گوگل؛ مدیریت و ابزارها

چندی پیش دوستی نادیده که اتفاقا می خواستم ببینمش، از کرمان با من تماس گرفت و مژده دهنده خبری خوب بود. سمیناری در دست راه اندازی بود و از من دعوت کرده بودند که در آنجا سخنرانی کنم. بعد از ست کردن زمان و توافق های حاصل شده، همه چیز به خوبی پیش رفت و نتیجه آن شد که من در دومین سمینار فن آوری اطلاعات و ارتباطات اتاق بازرگانی کرمان با عنوان " گوگل، مدیریت و ابزارها" به مدت یک ساعت سخنرانی خواهم کرد. همچنین فرصتی هم برای پرسش و پاسخ با دوستان شرکت کننده خواهم داشت.

در این کنفرانس، من درباره ساختار داخلی گوگل و نحوه تعامل کارمندان، امکانات، اینترانت گوگل و موضوعاتی حول این محورها صحبت خواهم کرد. طبیعتا از دید کسی مثل خودم که در این شرکت کار کرده است، مطالبی رو بیان می کنم که می شود با کمی تغییر در ساختار شرکتها و ارگانهای خودمان نیز استفاده کنیم تا باعث شکوفایی و کارآمدی کارهایمان بشویم. توصیه می کنم چنانچه می خواهید شرکتی بزنید، و یا در یک تیم کار می کنید، به این کنفرانس بیایید چرا که آشنایی با سیستمهای مدیریت گوگل و ابزارهای متنوعش، برای کسانی که کسب و کاری دارند و یا در سمت مشاوره هستند، می تواند الگوی بسیار مناسبی برای مدیران اجرایی و مدیران پروژه باشد.

سمینار همچنین توسط دوستان دیگری ادامه خواهد یافت و درباره آشنایی عملی با بعضی از ابزار گوگل که شاید از دیدها پنهان مانده اند و یا کمتر راجع به آنها سخن رانده شده است ، مطالبی عنوان خواهد شد. زمان سمینار همین پنج شنبه، 15 اسفندماه در کرمان خواهد بود و من به امید خدا مهمان هم وطنان خوب کرمانی خواهم بود که به من قول داده اند قسمتهای باستانی و دیدنی شهر رو هم به من نشان دهند و قراره حسابی خوش بگذره. اگر مطمئن هستید که می توانید شرکت کنید لطفا ثبت نام کنید که جا محدود است و پس از رسیدن به حد نصاب فکر می کنم فرم بسته می شود.

لینکهای در پیوند:
گوگل، مدیریت و ابزارها
فرم ثبت نام همایش

برچسبها: , ,



سه‌شنبه ۹ دسامبر ۲۰۰۸

حلقه دوستان وبلاگ

حدود 10 ساله که از عمر بلاگ نویسی بر روی وب می گذره. هرچند 10 سال عمر کوتاهی در عصر اینترنت و ارتباطات نیست، اما خدمات ارائه شده از سوی شرکتهای ارائه دهنده خدمات وبلاگ، محدود بوده است و راه طولانی در پیش است. هنوز بسیاری از سرویس ها به هم متصل نشده اند و یا با زحمت فراوان و وقت بسیار برای وبلاگر مهیا می شوند. اما در این میان هر از چند گاهی حرکتهای توفانی و انقلابی در این زمینه رخ می دهد. آخرین خبر خیره کننده همانا که گوگل و شبکه اجتماعی فیس بوک هر دو و همزمان برای اینکه رقابت رو نبازن، سرویس حلقه دوستان وبلاگی رو معرفی کردند.

بسیاری از وبلاگرها براشون مهمه که اطلاعات جامعی راجع به بازدید کنندگان و خواننده هاشون داشته باشند و برای بسیاری دیگر مهم است که بدانند خوانندگانش چه کسانی هستند و در چه سطح اجتماعی و فکری قرار دارند. تا پیش از این فقط کامنتهای خشک و خالی متنی بودند که به داد وبلاگر می رسیدند تا از دیدگاه یک خواننده مطلع شوند و یا تا حدی با او در قالب پرسش و پاسخ تعامل کنند. اما سرویس جدید گوگل و فیس بوک، با کمترین زمان ممکن میشه یک حلقه دوستان از خوانندگان و سایر وبلاگرهایی که با یک بلاگ تعامل می کنند ایجاد کرد. در اینجا هر شخص خواننده یک پروفایل خودش رو دارد که با ثبت نام در شبکه اجتماعی وبلاگر مربوطه در آن عضو می شود و اعلام وجود می کند.

من هم این امکان رو از امروز صبح در وبلاگم گذاشته ام. بنابراین اگر فکر می کنید که این بلاگ رو دوست دارید، از این وبلاگ چیزی یاد می گیرید و با باعث جلو رفتن و پیشرفت شما در زندگی میشه، به حلقه دوستان من دربیایید. ستون سمت راست می تونید تنها با یک کلیک و با داشتن حساب کاربری یاهو و یا جیمیلتون به عضویت شبکه در بیاد و از این به بعد با هم تعامل بیشتری داشته باشیم. این باعث میشه که من هم شما رو بیشتر بشناسم و دوستیمون فقط یک تعامل در حد یک کامنت خشک و خالی نباشد.

اگر که بیشتر کنجکاو هستید که این سرویس رو برای بلاگ خودتون هم درست کنید و یا هرگونه سوال دیگری به نوشتار 1پزشک گرامی با عنوان" گوگل و فیس بوک وبلاگ شما را اجتماعی می کنند" مراجعه کنید. علیرضای مجیدی با قلم شیواش طبق معمول، با زبان ساده توضیح داده است.

برچسبها: ,



یکشنبه ۲۶ اکتبر ۲۰۰۸

شیطانی نباش

حتما می دانید که شعار" شیطانی نباش"، شعار غیر رسمی گوگل است. اما آنچه که در مورد شعار don't be evil جالبه، اینه که یکی از ستونهای پر قدرت شرکت گوگل برای اهداف کوتاه مدت و بلند مدت و محوریت این شعار در اجرای استراتژی ها و برنامه ریزی کارمندان و مدیرانش است. به زبان ساده هرگاه برنامه ای بخواد در گوگل ریخته باشه، همیشه سنجیده میشه که آیا این قضیه به نفع کاربر هست یا خیر و صلاح و شر کاربر بیچاره و بینوا در نظر گرفته میشه. چرا بیچاره و بینوا؟ چرا که شواهد نشون میدن که حتی شرکتهایی مثل گوگل هم در اجرای چنین شعاری در بعضی از موارد مجبور به چشم پوشی هستند. اما تاریخچه این که این شعار از کجا آمده هم جالبه.

آمیت و پاول(پاول همان کسی است که الان سرویس فرندفید رو راه اندازی کرده و در گوگل هم پروژه جیمیل رو در دست داشتن)، وقتی در جلسات می نشتن از این جمله استفاده می کردن. مثلا بحث بسیار داغی راجع به یکی از محصولات و خدمات اینترنتی بوده و تا قضیه بیخ پیدا می کرده که به کدام سمت بروند آمیت و پاول از این جمله استفاده می کردند و ابرهای جلوی خورشید کنار می رفتند. همین میشه که بقیه کارمندان هم یاد میگرن و استفاده می کنن. البته بر طبق دفترچه داخلی گوگل که بین کارمندان گوگل پخش میشه، سرچشمه این شعار رو به آمیت نسبت داده اما در مدخل ویکی پدیا به هر دو شخص اشاره شده است. اونچه که جالبه اینه که تمامی شرکت های بزرگ ده ها هزار دلار خرج می کنن تا شرکتهای متخصص در امر فرهنگ سازی سازمانی، شعارها و فرآیندهایی رو تدوین کنن که کارمندان از اونها تبعیت کنن و یک فرهنگ منحصر به فرد در بین کارکنان بوجود بیاورن. این در حالیست که در شرکتی مثل گوگل یکی از بزرگترین فرهنگ سازی ها و شعارها از دل خود کارمندانش بیرون می آید. این است تفاوت گوگل با سایر شرکتها که ساختار شکنی های بسیاری در دل خود دارد.

این پاراگراف انتهایی هم برای آنهایی که نسبت به بعضی از سیاستها و خط مشی های گوگل شاکی هستند و حق هم با آنهاست. مثلا سیاستی که گوگل در چین و توافق با دولت دیکتاتور و سانسورچی آنها به عمل آورده برای اینکه تنها سهم کوچکی از بازار بزرگ چین رو در جستجوی اینترنتی در دست بگیره و یا بستن آی پی کشورهای تحریم شده توسط آمریکا برای دانلود نرم افزارهایی که مجانی هستند و ارزش تجاری ندارند. متاسفانه رقابت بسیار سنگین شرکت های بزرگ مانند گوگل و نامردی کردن مثل آب خوردن شرکت های بزرگ دیگر برای تصاحب بازار، راهی برای شرکتهایی خوشنام مثل گوگل نمی گذاره که بعضی وقتا بر خلاف آنچه اعتقاد دارند کمی چشم پوشی کنند و مسلما گاهی این امر با زندگی یه شخص می تونه بازی کنه مانند رسوایی یاهو در افشا کردن آی پی خبر نگاری که وبلاگ می نوشت و دولت چین این خبرنگار رو دست گیر کرد. اما آنچه که به دید مثبت میشه بهش نگاه کرد اینه که شرکتی، برنامه ریزی های کوتاه و بلندش رو بر اساس این شعار همیشه در پشت صحنه ذهن مدیرانش قرار میده. تصور کنید جهانی رو که تنها نصف شرکتها این طوری فکر می کردن. فقط نصفشان و نه بیشتر

مدخل ویکی پدیا

برچسبها: ,



پنجشنبه ۲ اکتبر ۲۰۰۸

فارغ التحصیلان

هفته پیش مصاحبه ای داشتم با هفته نامه "فارغ التحصیلان" که گپی یک ساعته زدیم از طریق اسکایپ و نتیجه اش، در شماره این هفته نشریه به تاریخ شنبه 6 مهر منعکس شده است. سوالات، واقعا سوالات خوبی بودند و من هم سعی کردم تا اونجا که می تونم شمرده و دقیق و با شماره بندی، به پرسشها، پاسخ بدم تا بتونه مورد استفاده دیگران قرار بگیره. همیشه آرزو کرده ام ای کاش بار دیگر بیست ساله می شدم و چنین مجلات و سیل وبلاگهای ایرانیان مهاجر در کشورهای خارجی بود تا بتونم از نوشته ها و تجربیاتشون استفاده کنم.


وقتی که می خواستم برم امارات، وبلاگها تازه آغاز شده بودند و فضای ارتباطات تو گویی عصر حجر بوده است در مقایسه با امروز. بسیاری از چیزها با خون دل، و جستجوی بسیار، یاد گرفتم مانند خیلی های دیگر و سعی کردم که به رایگان در اختیار دیگران قرار بدم که نمونه اش نوشتن مطلب در همین وبلاگ است. این هفته نامه رو می تونید از کیوسکها بخرید(به واقع از شنبه 6 مهر در کیوسکها به فروش می رفته) و یا می تونید به صورت آنلاین مطالعه کنید.

مصاحبه من با نشریه و هفته نامه فارغ التحصیلان

برچسبها: , ,



دوشنبه ۲۹ سپتامبر ۲۰۰۸

این گوگل نازنین

هفته پیش مصادف بود با تولد 10 سالگی گوگل؛ واژه ای که برای خیلی ها معنای جستجو رو میده. مقاله های بسیاری درباره 10 سالگی گوگل نوشته شد اما چرا انقدر گوگل برای همه مهمه؟ دلایل بسیاری در این باره وجود داره و به نظر من یکی از بزرگ ترین این دلیل ها، پدیده بودن و بنیان نهادن سبک و سیاق شرکت بر اساس مبانی و محیط کارآفرینی است.گوگل شرکتی است که با اعتقاد به اینکه کارمندانش مهمترین دارایی شرکت هستند، کار خود رو آغاز کرد. این شرکت رشد بسیار سریعی داشته است از سویی دیگر نباید فراموش کرد که بزرگ شدن آن باعث نشد که گوگل هم اسیر کاغذبازی ها، پروسه های آروم و کند و ساختار هرمی مدیریت کت و کلفت شرکتهای بزرگ بشه،

بهترین شرکتها، شرکتهایی هستند که کارمندانشون رو در محیطی قرار بدن که باعث بشن اون کرختی و سستی کار روزانه رو کناری بگذارن و به دلیل شرایط مناسب و امکانات کافی، خلاقیت هاشون رو در اختیار شرکت قرار بدن و این یعنی آنکه هر دپارتمان، خودش برای خودش یک استارتاپ است و کارمندانش هم یک تیم کارآفرین با همان شوق و اشتیاق. همین روش است که باعث میشود هر روز در انجمن داخلی در دسترش کارکنانش، شاهد پست کردن ایده های مختلف هستیم و انقدر این ایده ها زیاد هستند که مدیران پروژه مجبورن از میان صدها ایده تراوش شده ذهن کارمندان خودشون، تنها چندتا رو برگزینند و اولویت بندی کنند و اجرا.

یکی از موارد بسیار مهم در گوگل درگیر کردن کارمند از مرحله ایده تا اجراست. یعنی نه تنها او فقط ایده نمی دهد بلکه تشویق هم می شود که خود آستین رو بالا زده و راه حلی ارائه دهد. یعنی در یک معنا، وقتی مشکلی رو می گویی، خودت هم تا جایی که می توانی راه حل و نحوه اجرایش رو بگو. خوشبختانه چون گوگل پشتوانه مالی خوبی داره، پروژه ها خیلی زود استارت می خورن. کاغذ بازی کمتره و کارمند مربوطه زیر بار ده ها پروسه و کاغذ بازی نمی ره.

ناگفته نماند که برای موفقیت یک سیستم عوامل مهمی در ارتباط با آن وجود دارند و یک سلسله المانها در کنار هم باعث موفقیت می شوند که شامل محیط ایجاد شده، مدیران اجرایی هوشمند، مدیران پروژه قوی که دید بسیار بازی دارند و در انتخاب پروژه و اختصاص دادن منابع استادند و از سویی دیگر، ارزشی که برای کارمند بوجود میارن، محیط دلچسب برای کار و برآورده کردن خواسته های کارمندان، استفاده از محیط شبکه و ابزار نوین ارتباطی که باعث میشه دپارتمانهای مختلف باهم در تماس باشند و بتوانند ایده هاشون رو زود به مرحله اجرا دربیارن، همه و همه باعث میشه که از گوگل یک پدیده ساخته بشه. اگر زمانی والت دیسنی بزرگ، در میان کارکنانش قدم می زد تا نظرات و ایده های آنها را جستجو کند و یا صندوق نظراتی داشت که حتی زیردست ترین کارمندان هم می توانستند اگر استعدادی دارند و ایده ای، به گوش او برسانند، امروز به یمن استفاده گوگل از تکنولوژی های نوین، این امکان برای تمام کارمندانش در تمام دفاتر و شعبه های شرکت در سراسر دنیا، وجود دارد که صدای خود را به مدیران ارشدشان برسانند و هیچ واهمه ای از پرسیدن سوالات در ذهنشون در مورد خطی مشی شرکت، موفقیت ها و حتی شکستها نداشته باشند.

گوگل یک پدیده است برای همین نگاه داشتن فضای کارآفرینی در ساختار کاریش که باعث میشه کارمندانش هم از کار کردن لذت ببرند و هم خدماتی رو ارائه بدهند که اثر آن بر روی کارکرد میلیونها کاربر دنیاست. گوگل می خواهد تمام اطلاعات دنیا را سازماندهی کند و این آرزوی بسیار بزرگ و جاه طلبانه ای است.

برچسبها: ,



سه‌شنبه ۲۶ اوت ۲۰۰۸

آدمهای باهوش، آدمهای باهوش را می شناسند

گوگل، شرکتی است که از همان بدو تشکیل، نوع آوری های بسیاری داشته است و به راستی یک خط شکن در بین سایر شرکتهاست. یکی از این فرقها در نحوه استخدام کارمندانش است. در گوگل احترام زیادی به دانشجویان دکترا و دارندگان مدرک دکترا می گذارند. این در حالیست که اصولا در دنیای بیزنس و شرکتهای بزرگ، داشتن دکترا الزاما به عنوان معیاری برای بررسی توانایی های شما نیست اما گویا موسسین گوگل نظر دیگری دارند(شاید چون خود ایده گوگل از داخل یک پروژه دکترا در آمد). آنها همیشه در گوگل به دانشگاه های خوب سرک می کشند و دنبال دانشجویان نخبه هستند و اعتقاد دارند یک دانشجوی عالی در یک دانشگاه قوی طبیعتا حرفی برای گفتن باید داشته باشد.

از سویی دیگر گوگل به تعداد زیاد مصاحبه هایش معروف است. مثلا بین 8 تا 15 مصاحبه که برای یک سمت شغلی از شخص متقاضی به عمل آورده می شود و این در حالیست که تازه باید از انتهای قیف بسیار تنگ پذیرش رزومه رد شوید. متاسفانه نمی توانم بگویم که گوگل چقدر رزومه دریافت می کند اما باور کنید وقتی در یک جلسه آمار رو دیدم، مغزم سوت می کشید. گوگل در پذیرش بسیار سخت گیر است. شاهد دیگر این مدعا کارها و سمت های خالی اعلان شده در سایت گوگل است. مثلا برای کارهای سوئد به شخصه چندین سمت را می بینم که تقریبا دو سال است که همچنان از روی سفحه برداشته نشده است. یعنی آنکه گوگل حاضر است حتی ضرر بدهد و یا فشار کاری را تحمل کند اما آنقدر صبر کند تا شخصی که به اصطلاح خودشان گوگلی است و حال و هوای مناسب با شرکت را دارد پیدا کنند که طبیعتا کار آسانی نیست.

اما با همه این حرفا گوگل رشد بسیار سریعی دارد و هر هفته چند ده نفر به کار گرفته می شوند. از سمت های پایین و ابتدایی گرفته تا مدیران اجرایی و مدیران پروژه و تکنیسین و غیرو... پس این آدمها از کجا سر و کله اشان پیدا می شود؟ شاید این همه مقدمه چینی تازه رسیده باشد به موضوع مورد نوشتار امروز.

در گوگل شعاری هست که می گوید: آدمهای باهوش، آدمهای باهوش را می شناسند. این یعنی آنکه درصد بسیار بالایی وجود دارد که کارمندی که در گوگل پس از گذشتن از هفت خان رستم و وارد شدن به شرکت، بتواند از بین همکاران سابق، افراد فامیل، دوستان و آشنایان کسانی را معرفی کند که بتوانند مورد بررسی و شانس استخدام قرار بگیرند و این یعنی یک گنج بزرگ برای گوگل.

حتما می دانید که هزینه پایه پیدا کردن یک کارمند معمولی در شرکتی مانند گوگل که مته لای خشخاش می گذارد و هر سوراخی را سرک می کشد تا آدمهای باهوش رو به تور بیندازه بسیار بالاست. هزینه به چند صد هزار دلار و گاهی حتی به میلیون دلار هم خواهد رسید مخصوصا برای مدیران اجرایی که اولا جای خالی هر روزشان باعث هزینه خواهد بود، ثانیا پرسنلی که بخواهند این افراد را پیدا کنند و یا رزومه بخوانند و وقتی که از سایر مدیران گرفته میشود تا شخص جدید را مورد مصاحبه قرار بدهند و هماهنگ شدن کارمند جدید با تیم و بسیاری موارد دیگر، همه باعث میشوند که استخدام یک شخص دارای هزینه سنگینی باشد.

گوگل از طریق همین شعار سعی می کنه که از این هزینه سرسام آور تا اونجا که می تونه کم کنه و همین عامل باعث شده درصد بالایی از کارمندان گوگل، کسی را معرفی کنند که بعدا او نیز کارمند گوگل شده است. در اینجا طبیعتا پالایش اول توسط خود شخص معرف صورت خواهد گرفت چرا که او هرگز کسی را معرفی نخواهد کرد که درصد رد شدنش بسیار زیاد باشد چرا که از اعتبار او در پرونده کاریش خواهد کاست.

از سویی دیگر، مطمئتا شخصی که توسط یک گوگلر معرفی می شود، رزومه اش ارزش نگاه کردن دارد برای همین از استخر بزرگ رزومه های دیگر نیز همان اول جدا می شود. همچنین وقت کمتری تلف خواهد شد تا در مصاحبه ها متوجه بشوند که آیا شخص معرفی شده کارآمد خواهد بود یا خیر چرا که باز مطمئن هستند گوگلری که او را معرفی کرده حتما با سنجیدن موارد این کار را انجام داده.

جالبه بدونید که پشت در توالتهای گوگل زیاد میشه از این آگهی ها دید که میگن کسی رو مثلا برای فلان پوزیشن معرفی کنید و چنانچه اون شخص کارمند رسمی گوگل هم بشه پول خوبی گیر شما می آید. یعنی به ازای معرفی و استخدام رسمی دوستانتان پول خوبی هم میشه به جیب زد.

برچسبها: ,



پنجشنبه ۲۱ اوت ۲۰۰۸

مطالعه در توالت های گوگل

زمانی که در دفتر گوگل - دوبلین بودم یکی از چیزهایی که برام جالب بود امکان مطالعه و یا پیام رسانی در توالت های گوگل بود. در پشت هر در توالت، به اندازه یک برگه A4 جایی تعبیه شده بود که دپارتمانی اگر می خواست اطلاع رسانی کنه و یا چیزی رو آموزش بده برگه اش رو در جایگاه مخصوص قرار می داد و هر شخصی که میومد دستشویی در هنگام نشستن ،می تونست که به جای در و دیوار نگاه کردن، این نوشته ها رو بخونه.

از جمله این نوشته ها عموما در خواست از گوگلرها برای معرفی آدمهای با تجربه کاری در یک زمینه بود. مثلا دپارتمان فروش و یا بازاریابی نیاز به اشخاصی با یک سری سابقه کاری و حرفه ای داشت از این رو، اومده بود و آگهی زده بود در توالت و یا دپارتمانی یه مسابقه ترتیب داده بود و می خواست که بدین وسیله به بقیه بگه که در مسابقه شرکت کنند. اما در این میان یک سری نوشته ها بود که عموما در توالت طبقه هایی که صرفا مهندسان گوگل می نشستند، معروف بودند و به آنها tech on the toilet می گویند.

برگه های "تکنولوژی در توالت" در واقع راهنماها و نوشته هایی بودند که موارد مهندسی رو آگاهی رسانی می کردند. مثلا یک بار برگه ای رو گذاشته بودن که نوشته بود"آیا کامپیوتر شما کنده شده است؟" خب در این برگه بچه های پشتیبانی سخت افزار و نرم افزار گوگل، آموزش داده بودند که مثلا یک فرد عادی غیر متخصص در کامپیوت چگونه defrag انجام بده و از این قبیل.

حالا اینا رو چه کسی درست می کرد؟ اینا رو خود بچه های هر دپارتمان درست می کنند و گاهی هم برای اینکه به شخص ایجاد کننده آن بها بدن و یا اینکه اصلا ترغیب کنن کارکنان رو که یه همچین چیزایی درست کنن، جایزه هم می دادن چون هم وقت بسیاری می بره و هم باید یه چیزی باشه که شکیل و زیبا و به قول این خارجی ها fun باشه یعنی ملت رو به وجد بیاره. قرار نیست مثلا یه صفحه از کتاب کامپیوتری رو کپی کنیم و بشه یه دونه از این برگه ها برای پشت درب توالت. بلکه باید بسیار با فونت درشت تر، استفاده از اشکال باحال و خلاصه اضافه کردن مخلفات آدمها رو ترغیب کرد که اون موقع در هنگام عملیات، یه نگاهی هم به این برگه ها بندازن.

جالبه که یه سری از این برگه ها، آموزش کدنویسی و ترفندهای کدنویسس برنامه نویسهای گوگل بود ولی از اونجا که برنامه نویس ها اصولا آدمهای گیکی هستند و هیچیشون مثل بقیه نیست، با یه برگه رو به رو می شدی که فونت ریز داشت و دوم اینکه برگه پر بود از کد و نوشته تو گویی طرف توی اون گیر و ویر چطوری می تونه اولا اون برگه رو بخونه و دوما 2 صفحه کتاب رو کردن توی یک برگه واسه خودش شاهکاریه. به هر حال توی توالتهای گوگل (لااقل دفتر دوبلین) میشه سوژه های باحالی پیدا کرد.

برچسبها:



دوشنبه ۲ ژوئن ۲۰۰۸

صفحه اشتراک خوراک خوان من

من مدتهاست که به طور مستقیم به وبلاگ های مورد علاقه ام سر نمی زنم و فیدهای مورد نیاز خودم رو اضافه می کنم و در گوگل ریدر می خوانم. گوگل ریدر به جرات یکی از بهترین ابزارهای وبی است که به صورت رایگان در اختیار کاربران قرار گرفته است. چندی پیش خوراک خوان گوگل افزونه ای برای مرورگر فایرفاکس درست کرد که میشد حتی لینکهایی که خارج از فیدهای ثبت شده یک کاربر هستند را به اشتراک با دیگران درآورد و یک لینک دونی بدون زحمت تنها با یک کلیک درست کرد. این در حالیست که می توان برای هر مقاله به اشتراک گذاشته شده، یک متن و نظر هم نوشت.

خوراک خوان گوگل صفحه ای عمومی برای هر کاربر با آدرس ثابت ایجاد می کنه که به واقع میشه لینکدونی شما. مثلا برای دیدن مطالب اشتراکی من به این آدرس بروید و امیدوارم که برایتان لینکهای مربوطه مفید باشند.


خوراک خوان گوگل

هرچیزی را از هرکجا به اشتراک بگذارید - افزونه فایرفاکس

برچسبها: ,



جمعه ۲۵ آوریل ۲۰۰۸

داستان اولین چک گوگل

وقتی لری پیج و سرگی برین که بنیانگزاران شرکت گوگل هستند، دموی موتور جستجوی گوگل رو تهیه کردن مثل هر کارآفرین دیگری به دنبال سرمایه بودند. و پروفسور آنها بهشون میگه که این شخص هیچ کس نیست جز اندی. اندی نصفه شب بهشون زنگ می زنه و لری و سرگی تنها چند ساعت بعد در یک صبحگاه روی مبل راحتی خانه اندی می شینن که ایده شون رو بگن و وقتی دمو رو می بینه میگه عجب ایده جالبی و صدهزار دلار چک میکشه به نام شرکت گوگل. جالبه بدونید که در اون لحظه، گوگل حتی به عنوان شرکت هم ثبت نشده بوده بعلاوه اینکه شرکت حساب بانکی نداشته که برن و پول رو نقد کنن! و این طوری بود که با این چک صدهزار دلاری داستان معروف ترین شرکت دنیا آغاز شد.

این داستان شیرین شاید یک رویا برای هر کارآفرین باشه که حتی وقتی شرکتش ثبت نشده، چکی به مبلغ هنگفت به نام شرکتش کشیده بشه اما چند نکته بسیار دارای اهمیت است. اول اینکه نقش یک راهنما و کانکشن که پروفسور مربوطه بوده که اندی رو معرفی کنه بسیار مهمه. شبکه انسانی که اطراف هر کارآفرین هست از مهمترین دلایل پیشرفت کار می تونه باشه چرا که خیلی سریع می تونه شخص رو به سرمایه گزار مناسب وصل کنه. دوم اینکه ایده گوگل بسیار منحصر به فرد بوده و بنیانگزارانش دموی خوبی ازش تهیه کرده بودن که به سرمایه گزار نشون بدون.طبیعتا اگر اندی سوالات پیچیده هم می پرسید باز بنیانگزاران گوگل می تونستن از پس جوابهاش بربیان چون حداقل روی تکنیک ایده کار کرده بودن. سوم اینکه سرمایه گزار این کاره بوده. اندی از سرمایه گزاران بسیار مشهور است و کارش رو خوب بلده و به قولی می تونه موفقیت یک ایده رو بو بکشه. لازم به ذکره که اندی از موسسان شرکت سان ماکروسیستمز هست که جای شکی دیگه باقی نمی گذاره. همه اینا دست به دست هم میده که لری و سرگی با قدرت جاپاشون رو سفت کنن.

مدخل بیوگرافی اندی در ویکی پدیا

برچسبها: ,



دوشنبه ۲۱ آوریل ۲۰۰۸

دفتر گوگل در زوریخ



قبل از اینکه برم گوگل با دیدن کلیپهای تصویری و مقالات مربوط به محیط کار گوگل، آب از لب و لوچه ام سرازیر میشد. حالا کیفش خیلی زیاده وقتی حتی آدمهای توی کلیپ رو هم از نزدیک دیدم یا می شناسم! اگه یادتون باشه پارسال رفته بودم زوریخ برای یه همایش سه روزه از طرف گوگل که دو روزم اضافه موندم و چقدر خوش گذشت. اون موقع دفتر زوریخ گوگل دو ساختمان از هم دور و مجزا بود که الان همه رو منتقل کردن به یک ساختمان و انقدر دفتر رو زیبا درست کردن که وقتی عکسهاش برای اولین بار در ایمیل داخلی شرکت پخش شده بود، یه سری به شوخی(یا شایدم جدی!) می گفتن که ما می خوایم درخواست انتقال بدیم بریم زوریخ.

این کلیپ نشون میده که چه کردن دفتر گوگل رو. واقعا حرف نداره. امسال تابستون حتما یه سر می رم که دفتر جدید رو ببینم و جالبه بدونید این آقای مارک که داخل این کلیپ، جاهای مختلف رو معرفی می کنه پارسال یه گیج بازی عجیبی درآورد و هتلی که برای من رزرو کرده بود به دلیل تشابه اسمی، افتاده بود چندین کیلومتر بیرون زوریخ. خدا 1000 در دنیا به اون دختر مهماندار هتل مربوطه بده که به این ور و اون ور زندگ زد و نهایتا یه هتل با قیمت مناسب برای من در شهر پیدا کرد. اون شب حسابی گرم بود و من هم عرق ریزان و خسته و کوفته و حسابی یادی از فحش های دوران دبیرستان کردم :)

برچسبها: , ,



سه‌شنبه ۱۵ آوریل ۲۰۰۸

چگونگی ارتباط با گوگل

بارها از طریق ایمیل و یا کامنت از من پرسیده اند که در صورت داشتن یک ایده چطور می شود با گوگل تماس گرفت و ایده ها رو با اونها در میان گذاشت. حقیقت آن است که در داخل خود گوگل بین هر تیم و همچنین در سرتاسر دفاتر گوگل در دنیا، پروژه های بسیاری در حد ایده مطرح می شوند. اما حتی سازمان سریعی مثل گوگل با آن پشتوانه مالی قوی به دلایل بسیار نمی تواند پشتیبان تمام ایده ها و پروژه ها باشد و در بسیاری موارد ایده ها و پروژه ها غربال می شوند و تنها تعدادی محدود بر روی آنها سرمایه گذاری و وقت گذاشته میشه. از جمله دلایل غربال کردن ایده ها و گزینش آنها می شود به کمبود نیروی انسانی، کمبود وقت، ناموجه بودن محرک های پشتبان یک ایده، مغایر بودن با اصول و خط مشهای جاری شرکت و از این قبیل اشاره کرد.

در گوگل هم مانند بسیاری از شرکت های بزرگ دنیا پروژه ها و ایده ها بررسی می شن و از صاحب آن خواسته میشه تا اونجا که می تونه بکاپ و سند و مدرک برای ایده اش تهیه کنه و نهایتا بهش وقت داده میشه که از این ایده دفاع کنه و آن زمانی که مدیران مجاب شدن که میتونه این پروژه آغاز بشه، لوازم و سرمایه و نیروی انسانی مورد نیاز براش تهیه میشه. اما فرقی که گوگل با سایر شرکت ها داره اینه که اولا اکثریت کارکنانش روحیه کارآفرینی دارن یعنی سرشون درد می کنه برای کار روی پروژه های جدید بر خلاف سازمانهای دیگه که کارمند میره سر کار که فقط پول دربیاره و شکمش رو سیر کنه. دوما مدیران و دست اندرکاران سخت گیر نیستند و اگر واقعا ایده خوب و با سند و مدرک خوب داشته باشید حتما به جایی خواهید رسید که بهتون اجازه کار داده بشه این در حالیه که در اکثریت سازمانها در همان نطفه یک ایده رو خفه می کنن چون نمی خوان انرژی و وقت و هزینه براش گذاشته باشه و سوما به دلیل اینکه کارکنان گوگل عموما باهوش و دارای استعدادهای مختلف هستند، ایجاد سریع یک تیم و به انجام رساندن یک پروژه دنگ و فنگ بسیار کمتری نسبت به سایر شرکت ها داره

گوگل از چند طریق با کاربران در ارتباطه و شما می تونید مانند سایر آدمهای دنیا بر روی اینترنت با گوگل ارتباط بر قرار کنید. یادتان باشد که گوگل یک فرد نیست و دارای تعداد بسیار زیادی دپارتمان و گروه کاری است و از طریق همان بخش با کارکناش ارتباط برقرار کنید. مثلا اگر ایده ای راجع به بلاگر دارید، باید با قسمت بلاگر تماس بگیرید نه با قسمت نقشه گوگل!

اولین روش ارتباط همان فرمهای فیدبک و نظرخواهی در بخش کمک یک سرویس خاص گوگل هست. بعضی از سرویس های گوگل دارای بخش نظرخواهی هستند که می تونید اونجا فیدبکتون رو وارد کنید. راه دوم شرکت در مسابقات گوگل هست. متاسفانه در مسابقات می تونه شرایط حاکم باعث بشه که شما نتونید در مسابقه شرکت کنید(مثلا شرط سنی گذاشته شده) و یا برای یک منطقه جغرافیایی تعریف شده باشه. اما در هر صورت چون گوگل هر ساله مسابقاتی برگزار می کنه اگر که دارای شرایط حضور در مسابقه باشید شاید بتوانید توجهی رو جلب کنید. سومین راه شرکت ر نمایشگاهای کار برای دانشجویان هست که عموما گوگل هم یک غرفه داره. می تونید به مسوولین غرفه سر بزنید و ببینید چه کمکی می تونن بهتون بکنن. مثلا در سوئد هم هر ساله نمایشگاه آرمادا که در استکهلم برگزار میشه، گوگل دو سالیست که غرفه داره.

اگر فکر می کنید ایده ای جدید دارید که در هیچکدام از محصولات کنونی گوگل نمی گنجه متاسفانه تا کنون جایی وجود نداشته که شما بتونید از طریق ایمیل یا سایت مطرحش کنید. این که بخواید به طور اختصاصی یک ایمیل به فلان مدیر بزنید و آنچه را که شما ایده می پندارید با او در میان بگذارید فقط برای گوگلی ها مقدور است نه برای افراد خارج از سازمان. همون طور که گفتم در گوگل هر روزه ده ها طرح و ایده به صورت داخلی مطرح میشه و به دلایل گوناگونی که برخیش رو بالاتر گفتم امکان اجرای همشون وجود نداره. در پایان امیدوارم این مطلب کمکی کرده باشه به حل سر در گمی بسیاری از هموطنان عزیزم.

برچسبها:



چهارشنبه ۲ آوریل ۲۰۰۸

غذای سگ گوگل


شاید عنوان این پست کمی براتون عجیب و غریب باشه. در گوگل این اصطلاح گاها استفاده میشه که میگن غذای سگ خودمون رو می خوریم و معناش اینه که خود کارمندان گوگل نیز از نرم افزارهایی که توسط مهندسان گوگل نوشته شده و برای کاربران اینترنتی عرضه شده، استفاده می کنن.

ما در گوگل اعتقاد داریم که هرچه بر خود می پسندی بر دیگران هم بپسند بنابراین در خیلی موارد وقتی یک نرم افزار نوشته میشه در اختیار کارمندان گوگل قرار می گیره تا باهاش کار کنن و در حین کار اگر به مشکلی برخوردن، به تیم برنامه نویس و مهندسان خبر بدن که اشکالات و باگها رو رفع کنن و بعد از مدتی همین سرویس و نرم افزار در اختیار همگان قرار می گیره.بعضی از سرویس هایی که به صورت عموم عرضه میشه و در اختیار همگان در روی اینترنت قرار می گیره، مدتها قبل برای گوگلی ها در دسترس بوده تا باهاش دست و پنجه نرم کنن. دو تا از تجربیات خود من داشتن گزینه درست کردن پرزنتیشن بود که در بدو ورودم به گوگل باهاش کار می کردم حال آنکه چندین ماه بعد در اختیار همگان قرار گرفت. سرویس بلاگر فارسی هم مثال دوم. مدتها قبل از اطلاع رسانی همگانیش من هم از کسانی بودم که داشتم غذای سگ بلاگر فارسی رو می خوردم و اشکالاتش رو پیدا می کردم!

برچسبها: ,



دوشنبه ۳۱ مارس ۲۰۰۸

گوگل و من

سالها پیش رویایی داشتم. وقتی که می خوندم توی گوگل چه اتفاقاتی می افته به خودم می گفتم ای کاش روزی من هم جزیی از این مجموعه باشم. چندی گذشت تا این آرزو برآورده شد. تا به حال بارها و بارها عکسهایی از داخل مجموعه دفاتر گوگل در سرتاسر دنیا دیده اید. این بار مهمان من باشید با چند عکس از محل کار من در دوبلین. امیدوارم خوشتون بیاد. این پست رو به عنوان عیدی از من بپذیرید و همچنین پست رو نامزد در مسابقه جشنواره وبلاگهای فارسی سال ۸۷ می کنم. امیدوارم سال بسیار خوب به همراه برداشتن گامهای بلند برای همه کسانی که می شناسم از جمله خواننده های گرامی این وبلاگ.


برچسبها:



شنبه ۲۹ مارس ۲۰۰۸

گوبونتو


فکر می کنم برای بعضی ها جالب باشه که بدونن گوگلی ها از چه سیستم عامل هایی در شرکت استفاده می کنن. همین اول هم بگویم به دلیل محرمانه بودن متاسفانه بیش از این مقدار نمی تونم توضیح بدم پس به همین بسنده کنید. در گوگل هر سه سیستم عامل اپل(مک)، ویندوز و لینوکس استفاده میشه. سیستم عامل های مک و ویندوز همون نسخه های بیرون بازار هستند با این تفاوت که کمی دستکاری میشن و مثلا یه سری اسکریپت بهشون اضافه میشه و در واقع سیستم عامل رو برای کارهای اختصاصی شرکت آماده می کنه که این مساله ویژه گوگل نیست و بسیاری از شرکتهای بزرگ هم همین کار رو می کنن. در گوگل دپارتمانهای جداگانه ویندوز و مک وجود داره که به روز رسانی ها و سایر موارد رو بررسی می کنن، خطرهای احتمالی و هک ها رو مراقبت می کنن تا مطمئن بشن که خطری لپتاپها و دسکتاپها رو تهدید نمی کنه.

اما لینوکس داستانش فرق می کنه. در گوگل نگارش ویرایش شده ای استفاده میشه که گوبونتو نام داره. به صفحه ویکی پدیا مراجعه کنید کمی اطلاعات راجع بهش نوشته شده. به شخصه اصلا از گوبونتو خوشم نیومد چون خیلی اذیت می کنه و همیشه برای من یکی دردسر ساز بوده؛ دلایلش هم خارج از حیطه این مقاله است.

از نظر روان بودن کار با سیستم عامل در محیط کاری همانا بهترینشان ویندوز هست و در این هیچ شکی نیست. مک هم عیب یابیش و کلا اشکالاتی که پیدا می کنه صبر حضرت ایوب می خواد تا حلش کنی و کلا ایرادهای مک برای تکنسین خیلی عذاب آور و وقت گیره. برای همینه که همیشه در حال فحش دادن به مک بودن! بنابراین مک یا خیلی عالی و خوب کار می کنه یا حسابی میندازدت تو چاله. لینوکس رو هم فقط گیکها استفاده می کنن چون حقیقتا کسی در محیط کار وقت این رو نداره که بخواد با سیستم عامل سر و کله بزنه!

مدخل ویکی پدیا درباره گوبونتو

برچسبها: ,



پنجشنبه ۶ مارس ۲۰۰۸

مهمانی هفتگی گوگل

هر جمعه، یک ساعت قبل از تمام شدن وقت کاری گوگلرها در تمامی دفاتر یک مهمانی برپاست. هرچقدر دفتر بزرگتر باشه و پرسنل بیشتر این مراسم هم باشکوه تر و با مخلفات بیشتری بر گزار میشه. توی این پارتی طبیعتا غذای مجانی داده میشه، آبجو و شراب مجانی هم برای همه هست و فرصتی میده به همه که بعد از یک هفته کار کردن سخت، بیان کنار هم بشینن و گلویی تر کنن و جوک بگن و بخندن. فرقی هم نمیکنه که کی باشی و در چه رده ای همه در یک سطح و از هر دری دلت بخواد می تونی حرف بزنی.

گاهی اوقات این پارتی همراه میشه با یک تم و زمینه خاص. چند وقت پیش یکی از تیم ها یک تم هاوایی درست کرده بود و دمشون گرم کلی مجلس رو گرم کرده بودن. این عکس هم که از بنده می بینید با لبهای خندون، یکی از دوستان گرفت چون دید در آن واحد ۴ تا لیوان جلومه. حکایت این لیوان ها هم اینه که اینجانب پژمان امانت دار هستم بنابراین لیوانهای کوکتل هاوایی رو به بنده سپرده بودن و رفته بودن بیرون سیگار بکشن. حالا کدوم از اینا مال منه بمونه برای حدس خواننده عزیز.

بعضی وقتا قبل از شروع پارتی، مراسم بسیار رسمی است و گزارشی از بهترین فعالیت ها و پیشرفتهای یک ماه اخیر بیان میشه که واقعا دود از کله آدم بلند می کنه. آدمهای باهوش این مجموعه جدا اعجوبه هایی هستند برای بهینه سازی هرچی که فکرش رو می خواید بکنید. یه سری کله خر به تمام معنا که مرزی برای تحقق رویاهاشون نمی بینن. فردا هم جمعه س و بازم می ریم که بعد یه هفته کاری بگیم و بخندیم. راستی به این مراسم می گن. " خدا رو شکر که جمعه ست" .

برچسبها: ,



سه‌شنبه ۲۶ فوریهٔ ۲۰۰۸

دفتر گوگل در دوبلین




این ساختمان گوگل در دوبلین هست که من هر روز می رم و کار می کنم.

برچسبها: ,



چهارشنبه ۲۰ فوریهٔ ۲۰۰۸

روبات گوگل



برچسبها: ,



جمعه ۱۵ فوریهٔ ۲۰۰۸

مسابقه طراحی لوگو برای گوگل




گوگل یه مسابقه طراحی لوگو گذاشته برای سنین ابتدایی تا پایان دبیرستان. متاسفانه مسابقه فقط برای ساکنین کشور آمریکا امکان پذیره. بنابراین اگر کسی رو از بچه های فک و فامیل می شناسید شاید که بخواد شرکت کنه. برنده هم جایزه مالی می گیره و هم لوگوش در یک روز در صفحه اول گوگل نمایش داده خواهد شد. اینهم فرصتی برای ایرانی ها که یه لوگو بسازن با تم ایران باستان.

برچسبها: , ,



سه‌شنبه ۵ فوریهٔ ۲۰۰۸

سازمان هم سطح


بعضی از قواعد ناگفته کاری که بعنوان فرهنگ کاری ازشون یاد میشه متاسفانه از چند جهت اصلا شان انسانی ندارن و یکی از اون موارد قضیه رییس و زیر دست بودنه. اینکه همیشه یه آقا بالاسر هست که بزنه تو سرت و از قدرتش سو استفاده کنه و زیر دست هم همیشه در حال غر زدن و شاکی بودن از رییس نفهمش! گوگل با وجود اینکه یک شرکت آمریکاییست اما در این زمینه ساختار شکن بود و تمام این قواعد رو بهم زد.(هرچند شرکت هایی دیگر مثل والت دیسنی هم بوده اند اما به یمن استفاده از فن آوری های نوین مثل اینترنت و کامپیوتر، گوگل در مدت کوتاهی سر و صدای زیادی به پا کرده است. یادآوری می کنم از عمر شرکت تنها ۹ سال می گذرد)

در گوگل رییس و زیر دست معنایی نداره و سازمان به صورت آن هرم وحشتناک و مخوف نیست بلکه تا اونجا که امکان داشته سعی شده ساختار شرکت یک سطح باشه تا همه احساس راحتی کنن. هرچند که طبیعتا هر کسی حیطه مسوولیتهای خودش رو داره و همه هم فرهنگ کاری حرفه ای رو دنبال می کنن مثلا تصور بر اینه که اگر کاری سپرده میشه و وظایف تقسیم می شن دیگه هر کسی کار خودش رو به بهترین نحو انجام میده و تازه به بقیه هم کمک می کنه. دیگه قرار نیست حتما یه چماق بالای سر کسی باشه تا کارش رو انجام بده.

اینکه بتونی با مدیر ارشد رده بالا خیلی راحت خوش و بش کنی و حتی پشت شونه اش بزنی و یا حتی سر مسایل مختلف کاری همدیگه رو به چالش بکشین ولو اینکه به صورت تئوریک برد با اون باشه چرا که تجربه کاری بیشتری داره و بازه دیدش گسترده تره، حس خوبی به هر دو طرف میده که دارن در یک محیط انسانی کار می کنن. این یکی از دلایل موفقیت گوگل هست و یکی از مهم ترین دل مشغولی های سرانش که بدلیل بزرگ شدن شرکت یه وقت این قضیه کم رنگ نشه. چرا که هرچقدر یک شرکت بزرگ تر بشه، شانس افتادن در تله کاغذ بازی و رییس بازی و خفه شدن نظرات زیر دست در همان مراحل ابتدایی بسیار بالا میره. این در حالیست که یادمون نره گوگل آدم رو رنده می کنه تا استخدام کنه و خیل عظیمی از متقاضیان رو در همون رده اول رد می کنه و به قولی بهترین ها رو می گیره بنابراین تمام تلاشش رو هم می کنه که محیطی رو بوجود بیاره که خلاقیت ها بیشتر رشد کنن به جای اینکه در نطفه خفه بشن در غیر این صورت انگیزه کارکنان هم از بین میره و شرکت رو به افول خواهد رفت.

برچسبها: ,



یکشنبه ۲۷ ژانویهٔ ۲۰۰۸

مدل ۷۰/۲۰/۱۰


قانونی در گوگل به نام ۷۰/۲۰/۱۰ هست و بیانگر اینه که یک کارمند رسمی گوگل می تونه ۷۰ درصد از وقتش رو به کار اصلیش اختصاص بده، بیست درصد رو به یک پروژه دیگر که می تونه حتما در راستای پروژه در حال حاضر کاریش نباشه و ۱۰ درصد وقتش هم می تونه بگذاره برای پروژه های شخصی داخل دفتر کاری مثلا درست کردن کمپین و شرکت در مسابقات مختلف ورزشی و هرگونه فعالیت داخلی که فکر می کنه براش جذابه و به خلاقیتش کمک می کنه.

همین یک قانون و پروسه جالب باعث میشه که ذهن کارمندان گوگل، خلاقیتشون شکوفا بشه و فقط و فقط مثل یک روبات به مشکلات کاری فکر نکنن و با وقت گذ اشتن روی پروژه های دیگر، مغز رو کمک کنن به تراوش ایده های جدید که می تونه حتی به سرویس های خدماتی جنجال برانگیز گوگل هم ختم بشه. حالا همین سیستم رو به یک مدیر خشکه مغز بگید عمرا حالیش بشه که متاسفانه اکثریت مدیران شرکتها آدمهای خشکه مغز و وابسته به سیستم های قرون وسطایی هستند. گوگل سرزمین بسیار جالبیست. من که رستگار شدم!

برچسبها:



شنبه ۲۶ ژانویهٔ ۲۰۰۸

زوگلر


گوگلی ها اسامی و صفات متفاوتی رو به خودشون نسبت میدن یکیش اصطلاح زوگلر هست. زوگلر به کسی گفته میشه که قبلا در گوگل کار می کرده و به دلایلی دیگر در گوگل نیست. خب ممکنه بگید مگر ممکنه کسی هم از گوگل بره و من به شما میگم صد البته. جالبه بدونید یکی از مشکلات گوگل اینه که کارکنانش بیش از اندازه باهوشن و توانایی های بسیار بالا دارن. طبیعیه انسانی با توانایی های بالا همیشه اهداف بزرگتر هم دارن و به قولی نمی تونن یه جا بشینن. برای همینه که پارسال، شرکت آدمهای رده بالای خوبی رو از دست داده. هرچند که بر طبق تفکر گوگل، خیلی هم خوبه که آدمها می رن جایی که فکر می کنن بسیار بسیار مفیدتر هستند و یا پایه یک شرکت جدید رو می گذارن. بعضی از گوگلی ها پارسال به سمت فیس بوک گرایش پیدا کردن و رفتن.برای اینکه دود از کلتون بلند بشه و ببینید چه غولهایی در گوگل کار می کرده اند مقاله زیر رو بخونید که ۱۳ زوگلر رو معرفی کرده. من به شخصه کف کردم از پروفایل کاری اینها.

سیزده زوگلر معروف

برچسبها: ,



پنجشنبه ۲۴ ژانویهٔ ۲۰۰۸

گوگل، بهترین شرکت سال ۲۰۰۸ آمریکا

گوگل امسال نیز برای بار دوم و متوالی به عنوان بهترین کمپانی سال آمریکا برای کار کردن انتخاب شد. گوگل به دلایل فراساختاری و اینکه بسیاری از معادلات روزمرگی شرکت ها رو بهم زد بسیار در دل همگان جا داره. ساختار غیر هرمی شرکت، راحت بودن در آن که حتی با شلوارک هم حق داری بیای سر کار، نداشتن ساعت کاری اجباری، فراهم کردن امکانات بسیار زیاد برای کارمندانش و اینکه کلا محیط کار عجیب و غریب و دلنواز متفاوت با اون فضای خشک کاری سالهای پیشین سایر شرکتهاهمه و همه باعث شد که گوگل یک الگو بشه برای دنیای بیزنس و تجارت و بسیاری از شرکت ها یا مجبور به تقلید از او شده اند و یا اینکه خط مشی خودشون رو بر پایه این گذاشتن که ارزشمندترین دارایی شرکتشون همان کارمندهاشون هستند و سعی کرده اند محیط شرکت رو به بهترین نحو برای راحتی کارمندانشون تزیین و آماده کنن. مثلا در لینکهای پایین چند تا دونه عکس از دفتر جدید گوگل رو در زوریخ ببینید. من عکسهای بیشتر رو امروز داشتم تو دفتر می دیدم. نمی دونید چه کردن اونجا. رسما فکم افتاد. گوگل دو سال متوالی هم در ایرلند به عنوان شرکت برتر انتخاب شده است. به نظر من که حقشه.


ویدیو: گوگل بهترین شرکت برای کار سال ۲۰۰۸ در آمریکا
۹جیزی که درباره گوگل نمی دانید
عکسهایی از دفتر جدید گوگل در زوریخ

برچسبها:



جمعه ۱۸ ژانویهٔ ۲۰۰۸

بلاگر پارسی

دقیقا یادم میاد که همان ماه اولی که وارد گوگل شدم یکی از نخستین کارهایی که کردم تماس با تیم بلاگر گوگل بود که ببینم چرا فارسی رو ساپورت نمی کنن و چرا قالبها فارسی سازی نمیشه. مدتی گذشت تا جواب بیاد و اینکه به من قول دادن به محض آماده شدن پروژه به من هم اطلاع بدن که بتونم کمکی کرده باشم توی گزارش باگ و یا ترجمه و غیرو...

تنها جندماه بعدش ایمیلی رو دریافت کردم و وقتی فهمیدم سه زبان عبری و عربی و از همه مهمتر فارسی شیرین ما، اضافه شده در پوست خودم نمی گنجیدم. سریع تمپلیت بلاگر رو به زبان فارسی گذاشتم تا بتونم خطاها و مشکلاتی رو که به چشمم می خوره گزارش بدم. متاسفانه به من این اجازه داده نشد که این خبر خوب رو به اطلاع وبلاگستان فارسی برسونم چرا که هنوز در دست بررسی و اشکال گیری بود تا اینکه دیدم بالاخره تیم بلاگر در قسمت اخبارشون، به این مساله به صورت عمومی اعلان کردن.

افتخاری هست برام که به صورت داوطلبانه در حد خودم به زبان فارسی کمک کرده ام و بسیار خوشحالم که بلاگر فارسی شده و امیدوارم خدماتش کاملتر و بهتر هم بشه. نمی دونید چه لذتی داره. بچه های وبلاگستان درگیر و علاقه مند به قضیه هم که قبلا با من تماس گرفتن و امیدوارم با کمک همدیگه فارسی رو بیشتر غنا ببخشیم.

برچسبها: ,



چهارشنبه ۵ دسامبر ۲۰۰۷

گوگُل

تا به حال فکر کردید که اصلا معنای گوگل چیست؟

قضیه از اینجا آغاز میشه که وقتی لری و سرگی(بنیانگزاران گوگل) دنبال اسمی برای موتور جستجشون بودن، یه روز لری میره پیش دوستانش توی استانفورد که مشورت بگیره. پیشنهاد واژه گوگُل داده میشه اما وقتی میخوان ببینن که این دامنه آزاد هست که ثبتش کنن اشتباها به جای واژه اصلی که "googol"بوده تایپ می کنن "google". و نام دامنه هم آزاد بوده. لری هم از این اسم خوشش میاد و همون رو ثبت می کنن.

اما خود واژه گوگُل داستانش اینه که سالهای پیش ریاضیدانی از خواهرزاده/برادرزاده 9 ساله خودش می پرسه که اگر بخواد یه واژه بگه که نشون دهنده یه عدد خیلی خیلی بزرگ باشه چی میگه. او هم بعد از مدت کوتاهی جواب میده"گوگُل". گوگل به واقع عدد است معادل 10 به توان 100 یعنی "یک" که جلوش 100 تا صفر بگذارید. جالبه بدونید هیچ چیزی در دنیا وجود نداره که به اندازه عدد گوگل باشه حتی تعداد ذرات موجود در عالم هم از این مقدار کمتر تخمین زده شده. تو خود بخوان عظمت گوگل را!

مقاله در ویکی پدیا

برچسبها:



سه‌شنبه ۴ دسامبر ۲۰۰۷

تاریخچه لوگوی گوگل

می دونید اولین لوگو برای گوگل رو کی کشیده و به چه صورت بوده؟ اولین لوگوی گوگل رو "سرگی برین" یکی از بنیانگزارهای گوگل طراحی کرده. همون طور که می دونید در این لوگو یه علامت "تعجب" هم مشابه اونچه که در لوگوی یاهو می بینیم قرار داده. جالب اینه که سرگی این لوگو رو با نرم افزار "گیمپ" که یه طورایی معادل رایگان نرم افزار فوتوشاپ هست درست کرده. این لوگو از نوامبر سال 1998 تا ماه ژولای 1999 در صفحه گوگل قرار داشته و سپس یک هنرمند برزیلی، لوگوی در حال حاضر گوگل رو طراحی کرده.

اما جدای این مساله گوگل یک کاری رو در دنیای اینترنت باب کرد که بسیار جالبه و بهشون میگن doodle. دودل در واقع نسخه گرافیکی تغییر یافته شده لوگوی گوگل به مناسبت تولد یک شخصیت بزرگ و یا یک روز بزرگداشت جهانی و غیرو، هست. جالبه بدونید که گوگل برای این کار یک کارمند رسمی تمام وقت داره که فکر می کنه چی بکشه.البته باید بگم کار اصلی این کارمند در واقع "وب مستر" هست اما در کنارش دودل هم می کشه.

اولین دودل ایده خود لری و سرگی بوده که چون می خواستن برای شرکت در یک مراسم برن جایی، این لوگو رو می گذارن که به بقیه بگن" آهای ملت، اگر سرور از کار ایستاد و یا خرابکاری کرد، ما در مسافرت هستیم و نمی تونیم جوابگوی تلفن باشیم!)

لینکهای مرتبط:

آرم گوگل با نام خودتان بسازید
مقاله تاریخچه لوگوی گوگل در ویکی پدیا
مسابقه طراحی لوگوی گوگل
سری کامل لوگوهای تعطیلاتی گوگل
لوگوهای رسمی شرکت
دنیس وانگ - طراح لوگوهای گوگل

برچسبها: ,



یکشنبه ۲ دسامبر ۲۰۰۷

هدف و ماموریت شرکت گوگل

Google's mission is to organize the world's information and make it universally accessible and useful.


هر شرکتی برای خودش هدفی داره و بر پایه اون هدف، شروع به رشد، نوع آوری و درآمدزدایی می کنه. هدف یک شرکت بسیار مهمه و حتی شرکتهای خدماتی هم وجود دارند که به بنیانگزاران کمک می کنن که یک جمله و یا جمله هایی در بهترین نحو ممکن به عنوان هدف و ماموریت یک شرکت ، بنویسن و البته پول خوبی هم بابتش می گیرن.

ما در گوگل هم برای خودمون هدفی داریم و مانند بسیاری از جنبه های کاری و حاشیه ای گوگل، ساده بودن رو مبنای این هدف قرار داده ایم تا در درک و فهم هر کسی بگنجه. هدف ما در گوگل" مرتب کردن اطلاعات دنیا و در دسترس قرار دادن آن به صورت جهانی و مفید است". اما پشت این جمله ساده، آرمانی بزرگ خوابیده. بگذارید کمی جمله رو بشکافیم.

مرتب کردن اطلاعات دنیا بدین معنا که هر چی اطلاعات مکتوب نوشتاری، صدا و ویدئو و هرگونه دیگر قالبهای اطلاعاتی رو در پایگاه های داده لیست کردن. این شامل میلیاردها دلار سرمایه برای ایجاد دیتا سنترهای مورد نیاز برای ذخیره اطلاعات، استفاده از الگوریتمهای بسیار پیچیده ریاضی برای خزیدن در میان اطلاعات و لیست کردن آنهاست.

بخش دوم تاکید بر مفید بودن و در دسترس بودن به صورت جهانی داره. دو مورد بسیار مهم و اساسی. اینجا دیگه بحث این نیست که چه حجمی از اطلاعات در سرورها ذخیره شده، بلکه هدف اینه که نرم افزار مربوطه( در اینجا موتور جستجوی گوگل) انقدر قوی باشه و از الگوریتمهای پیچیده ریاضی و هوش مصنوعی استفاده کنه که متوجه نیاز کاربر بشه و مفیدترین اطلاعات رو در اختیار کاربر بگذاره؛ بعلاوه اطلاعات باید بدون محدودیت مکانی به دست کاربر برسه یعنی اینکه عملا مرز جغرافیایی برچیده خواهد شد. رویایی که با پدیده اینترنت و دنیای وب به حقیقت پیوست.

گوگل تلاش می کنه که از آخرین تکنولوژی ها و تئوری ها برای رسیدن به این هدفش استفاده کنه و هر روز بتونه حجم بیشتری از اطلاعات رو ایندکس و به همدیگه مربوط کنه. در آینده ای نزدیک گوگل حتی امیدوارست که از طریق تاریخچه کارها و علاقه مندی های یک کاربر، بتونه نتایج بهتری به کار بده و حتی به جاه طلبی های چون جواب دادن به این سوال که "کلید من کجاست؟" پاسخ دهد. دنیای شگفت انگیزی پیش رو خواهیم داشت. یک دنیا با انبوهی از اطلاعات به هم پیوسته مثل یک ماتریکس.

برچسبها: ,



چهارشنبه ۲۸ نوامبر ۲۰۰۷

گوگل؛ محرمانه

یکی از خوبی های گوگل اینه که در بسیاری از موارد بین کارآموزها و افرادی که به صورت موقت براش کار می کنن با کارمندان ثابت فرق نمی گذاره . همین مساله باعث میشه که کارآموزها و کارمندان موقت هم به بسیاری از اسرار شرکت دست پیدا کنن و بفهمن که چه خبره. هرچند به نظر میرسه این رویه در بعضی موارد نسبت به چند سال پیش به مراتب محدودتر شده است.

اما با توجه به این آزادی ها چیزی که اوایل اومدنم به اینجا خیلی برام جالب بود اینکه همه چیز (بعله همه چیز)به طور پیش فرض محرمانه تلقی میشه و حق گفتنش و یا به اشتراک گذاشتنش با افراد خارج از محیط گوگل وجود نداره. گاهی در ابتدا فکر می کردم که از نظر حفظ اطلاعات شرکتی، گوگل بیشتر شبیه به یک پادگان نظامی می مونه تا شرکت بین المللی اما بعدها با توجه به حساسیت پروژه هایی که روشون کار میشد و حجم وسیع اطلاعاتی که در جلسه ها بین کارکنان رد و بدل میشد این موضوع برام راحت تر جا افتاد. هرچند که دست و بال یک وبلاگر مثل من رو می گیره که بخوام راجع به چیزی بنویسم و یا حتی اشاره ای کنم.

در این میان شاید یکی از لذت بخش ترین مزایای در گوگل کار کردن همین باشه که با محصولاتی کار می کنم و یا اخباری رو مطلع می شم که ممکنه بعد از چند ماه تازه به دنیای اینترنت و عموم مردم اطلاع رسانی بشه و این یعنی اینکه من هم به عنوان یک عضو کوچک این مجموعه کمکی برای پیشرفت تکنولوژی دنیا کرده ام. از اینکه این مدت در این شرکت کار کرده ام بسیار خوشحالم.

برچسبها:



چهارشنبه ۲۱ نوامبر ۲۰۰۷

مسابقه طراحی لوگو

گوگل مسابقه ای در انگلستان برگزار می کنه که از دانش آموزان درخواست میشه لوگویی درباره یک موضوع خاص بکشن و سپس طرحها به رای گیری گذاشته میشه. امسال بیش از ۶۵ هزار طرح با مضمون "آینده من" ارایه شده بود. برنده امسال یک دختر ۱۴ ساله است که به نظر من شاهکاری رو خلق کرده. عنوان این لوگو رو هم گذاشته "این یا آن" و در یک طرف لوگو یک زمین مخروبه و در طرف دیگر زمین سرسبز و زیبا رو شاهد هستیم. این نوجوان به این طریق نگرانی خودش رو از تحولات ناخوشایندی که برای زمین داره بوجود میاد مثل افزایش گرمای زمین بیان کرده.

برچسبها:



یکشنبه ۱۸ نوامبر ۲۰۰۷

ارزشمندترین دارایی گوگل

گوگل شرکتی است که بسیاری از معادلات تجاری و آنالیزهای اقتصادی رو بهم ریخت. شیوه های فراساختاری و نوین مدیریتی و الگوهای کاری گوگل هم باعث شد تا این شرکت به عنوان پر سر و صداترین شرکت در صدر خبرهای آی تی قرار بگیره. روزی نیست که در وبلاگها و بنگاه های خبرگزاری تیتری از گوگل نباشه و در عرض تنها ۹ سالُ گوگل جز یکی از برترین نامهای تجاری دنیاست. اما با توجه به تمام خصوصیات منحصر به فرد گوگل یک عامل در این شرکت وجود داره که باعث شده شاخکهای مدیریتی غولهایی مثل مایکروسافت هم تکون بخوره و اون چیزی نیست جز کارمندان دلبسته گوگل.

در حالی که در تمامی شرکت ها دارایی شرکت به سمت و سوق وسایل دفتری و یا میزان ارزش سهام شرکت در بورس و یا شاخص میزان تولید و از این قبیل است اما در این بین هیچ مدیری در گوگل پیدا نمیشه که با این اصل موافق نباشه که ارزشمندترین سرمایه گوگل همانا کارمندان دلبسته این شرکت هستند.

گوگلی ها آدمهایی بسیار باهوش هستند و دارای توانایی های بسیار استثنایی. کاملا خودجوش و همیشه آماده سینه سپر کردن برای حل مشکلات و داوطلب شدن برای به انجام رساندن پروژه. حتما تا به حال بارها شنیدید که بسیاری از سرویس های گوگل که دنیا رو زیر و رو کرده و یا لرزه به اندام سایر خدمات دهنده ها می ندازه (چرا که مجانی هستند) تنها در وقت فراغت و یا ۲۰ درصد وقتی که هر مهندس می تونه در یک هفته روی پروژه ای خاص کار کنه بوجود اومده.

گوگل تمام عناصر رفاه رو برای کارکنانش بوجود میاره چرا که می دونه تا زمانی که کارکنان یک شرکت با ذهنی شاد و باز سر کار نیایند هیچگاه به حداکثر بازدهی نخواهند رسید. در گوگل اصولا صدایی خاموش نمیشه و یا شانسی از کسی گرفته نمیشه. من هم به عنوان یک عضو کوچک این مجموع طعم شیرین این قضیه رو بارها چشیدم.

چندی پیش در دفتر کارم نشسته بودم که دیدم رییس واحد آی تی اروپا و یکی از مدیر پروژه ها به اتاقم وارد شدن. اولش فکر کردم که حتما باید کنفرانسی برگزار بشه و یا کاری دارن اما بعدش دیدم با لبخند به من گفتن که چون چند ماه پیش تلاش زیادی برای برگزاری یکی از کنفرانس ها کرده ام به پاس تشکر می خوان یک آی پاد نانو به من تقدیم کنن. خیلی سورپرایز شدم. اصلا انتظارش رو نداشتم . به هیچ عنوان. من هم با کلی شوق و خنده و بالا پایین پریدن ازشون تشکر کردم و شروع کردم به ور رفتن به آی پادم. جالبه که تنها چند دقیقه پیش از اون آرزو کرده بودم که یه آی پاد داشته باشم و این آرزو خیلی سریع برآورده شد همون موقع از همکارم خواستم که یه عکس بگیره. لحظه قشنگی بود. من گوگل رو واقعا دوست دارم.

برچسبها:



پنجشنبه ۲۷ سپتامبر ۲۰۰۷

گوگل نه ساله شد

برچسبها:



دوشنبه ۲۰ اوت ۲۰۰۷

google privacy policy

گوگل و حریم شخصی کاربران

به دلیل اینکه گوگل امپراطوری بلا مانع جمع آوری اطلاعات ایندکس کردن اینترنت در پایگاه داده های خود بوده، همیشه زیر تیغ تیز منتقدان و علاقه مندان به آزادی بیان و حقوق بشر، قرار گرفته. به دنبال بسیاری از شایعات و همچنین شفاف سازی برای کاربران ارزشمند گوگل، شرکت بر اون شد که یک کانال جداگانه و مخصوص در یوتوب با عنوان " گوگل و حریم شخصی" ایجاد کنه و در اون هر از چند گاهی به صورت بسیار ساده راجع به نحوه عملکرد گوگل درباره اطلاعاتی که از سوی کاربرانش جمع می کنه توضیح بده. توصیه می کنم حتما این ویدئوها رو ببینید.
http://www.google.com/privacy.html


کانال گوگل و حریم شخصی در یوتوب
ویدئو: در هنگام یک جستجو گوگل چه اطلاعاتی از شما را نگاهداری می کند
فرم ارتباط با گوگل درباره حریم شخصی

برچسبها: ,



چهارشنبه ۱۵ اوت ۲۰۰۷

فراخوان ساختن کلیپ برای جیمیل

اخیرا گوگل یک فراخوان عمومی برای ساختن یک کلیپ 10 ثانیه ای با محوریت جیمیل برگزار کرده. قضیه به طور ساده اینه که یه پاکت جیمیل از سمت چپ کادر وارد میشه و بعد ده ثانیه باید از سمت راست کادر خارج بشه. دیگه بستگی به خلاقیت شما داره که چه سناریویی رو برای این کلیپ در نظر بگیرید. این فراخوان تا 17 آگوست برای شرکت همگان بازه. به شدت توصیه می کنم صفحه مربوطه به این کلیپ هارو ببینید که واقعا بعضیاشون خدای خلاقیت هستند.

بر و بکس کارآموز تابستانی گوگل در دوبلین هم تصمیم گرفتن که توی این فراخوان شرکت کنن. بعد از کلی تبادل نظر، نتیجه این کلیپ شد. خوب نگاه کنید شاید منم توش پیدا کردید.


برچسبها: , ,



شنبه ۱۱ اوت ۲۰۰۷

خدمات بشر دوستانه گوگل

متاسفانه بسیار کم راجع به کمک های بشر دوستانه گوگل در مقالات آی تی به زبان فارسی بحث شده. Google.org بخش کمک های بشر دوستانه گوگل هست و فعالیتهای متفاوتی رو شامل میشه. این بخش کوشش می کنه تا با استفاده از قدرت اطلاعات به بشر کمک کنه تا زندگی بهتری داشته باشه. از جمله فعالیتهای اصلی این بخش گوگل تشویق فعالیت ها و پروژه ها برای مبارزه با گرمایش زمین، رشد بهداشت عمومی، مبارزه با فقر و کمک به دولت های ضعیف برای همگام شدن با اقتصاد جهانی است. در ضمن گوگل بخشی هم به نام google grant داره که به سازمانهای خیریه و غیر انتفاعی کمک می کنه. بدین صورت که پس از عبور از پروسه، تبلیغ این سازمانها به طور مجانی در بین سایر تبلیغات گوگل قرار می گیره.



اخیرا گوگل مانور بسیار زیادی درباره طبیعت و کارهای به اصلاح سبز انجام داده. مثل سرمایه گذاری بر روی سلولهای خورشیدی، ماشین هایی که با قدرت برق حرکت می کنند. در این جا می تونید ببینید که گوگل در بیست و چهار ساعت گذشته و یا هفته اخیر به چه میزان از سلولهای خورشیدی خودش برق تولید کرده. این بزرگترین نصب سلولهای خورشیدی در تمام دنیاست که توسط شرکت انجام شده. تصاویری از سلولهای خورشیدی نصب شده هم در صفحه موجود است.

برچسبها: ,



جمعه ۱۰ اوت ۲۰۰۷

مین یاب گوگل

برچسبها: ,



پنجشنبه ۹ اوت ۲۰۰۷

من باهوشم!

در دو روز اخیر با تمام فشارها و استرسها، پروژه ای رو که به من محول کرده بودند تا حد بسیار زیادی و به صورت عملی تمامش کردم و بسیار رضایت بخش بود. دو هفته مداوم برای سیستم برنامه ریزی کردیم و مشکلاتش رو بحث کردیم و سر انجام دیروز با موفقیت تموم شد و یه نفس راحتی کشیدم. امروز قراره با یکی از رییسام صحبت کنم و کار روی پروژه های نیمه کاره بعدی رو شروع کنم.

من سه رده رییس دارم. یکی رییس مستقیم من هست که یه جوون ایرلندی بسیار باحاله و همه دوستش دارن. رییس دوم، سرپرست گروه ما هست که اون در واقع یکی از مصاحبه کننده های من بوده و اونم آدم خوبیه و رییس رده بعدی، به واقع رییس واحد آی تی اروپا (یا یه چیزی تو همین مایه هاست) و بسیار آدم شوخ طبع و بذله گوست و واقعا شغلش برآزنده اوست.

دیروز که نوبت به سخنرانی او بود من در کنارش نشسته بودم و طبق روال مراقب سیستم های کنفرانس از راه دور بودم که کسی ازش سوالی پرسید و همین طور که داشت جواب سوال رو میداد یه نگاهی به من انداخت و گفت مثلا همین پژمان رو ببینید با اینکه ممکنه کار الانش دقیقا در راستای تجربه کاریش و یا درسش نباشه اما ما چون تو گوگل دوست داریم آدمهای باهوش رو استخدام کنم، قبولش کردیم. چون تو مصاحبه ها و رزومه کاریش چیزای جالب دیدیم و فکر کردیم به دردمون می خوره. آقا اینو گفت به شدت در یه جاییم عروسی شد. گفتم آخ جون من باهوشم(از اون ذوقهای بچه ها که وقتی شیرینی و شوکلات می بینن) همچین خستگی این مدت از تنم به در شد. هرچقدر هم که هر روز بیشتر راجع به پروسه انتخاب کارآموزان و کارکنان ثابت شرکت می خونم لبخند بیشتری بر لبانم نقش می بنده. من با یه دنیا رقابت کرده ام هرچند که راه درازی در پیشه.

برچسبها: ,



چهارشنبه ۸ اوت ۲۰۰۷

بازدهی کاری در گوگل

زمان رسمی کار در گوگل عموما از ساعت 9 صبح تا 6 عصر هست. کارکنان گوگل بعد از صرف صبحانه در رستوران، به سر میزهای کارشون می رن و کار رو شروع می کنن. هرچند ساعت رسمی مشخصه اما هیچ کسی نمی تونه زورت کنه که راس یک ساعت مشخص بیای بنابراین یه روز می تونی دیرتر بیایی یا حتی از خونه کار کنی منتها باید رییست و یا تیمت رو از طریق ایمیل حتما باخبر کنی.

گوگلرها به تمام معنا کار می کنن مخصوصا بچه های مهندسی واقعا زحمت می کشن. مثلا در تعطیلات آخر هفته گذشته که مجبور شدم کار کنم چون باید یه پروژه رو آماده می کردم، خبری از بر و بکس فروش و بازاریابی نبود اما بجه های مهندسی بخش های مختلف تک و توک بودن که کار می کردن. البته بعضی ها شیفت تعطیلات هستند ولی بعضی ها هم اضافه کاری می کنن بدون اینکه مزایای خاصی براشون داشته باشه.

دلایل مختلفی می تونه وجود داشته باشه که چرا کارکنان گوگل عاشقانه براش کار می کنن و بازدهی بسیار بالایی دارن. یکیش شاید اینه که گوگل شرایط کاری بسیار مناسبی رو برای کارکنان بوجود میاره. غذا و نوشیدنی مجانی، سالن ورزش مجانی، اتاق ماساژ، اتاق بازی، صندلی های ماساژ، استاندارد بالای ارگونومیک فضای کار، آزادی عمل در تغییر دکوراسیون محل کار به سلیقه شخصی، باز بودن محیط کاری و دوستانه رفتار کردن رییسها با زیر دستان، لذت بردن از همصحبتی با آدمهای باهوش، همه و همه دست به هم میدن که گوگلرها با دل و جون برای این شرکت کار کنن چرا که شرکت بهشون ارزش می ده و فضای کار رو جزئی از حریم خودشون می دونن.
تو گوگل همه به هم کمک می کنن و مهم نیست که کی چه سمتی داره. اگر واقعا نظری داری و حرفی برای گفتن بهت خیلی راحت اجازه می دن که عملیش کنی. این رو واقعا من دوست دارم. تو گوگل همون هفته اول بهت اطمینان می کنن و یه پروژه گردن کلفت رو بهت می سپارن شاید چون می دونن که از هفت خان رستم رد شدی تا وارد مجموعه بشی.

من واقعا گوگل رو دوست دارم و محیطش بسیار برام جذابه. هر روز بعد کار یا به سالن ورزش می رم و یا با یکی از همکارام که پسر اتریشی بسیار جوانی هست می ریم و پینگ پونگ بازی می کنیم. حسابی کیف میده. امروز هم که بعد یه روز پرتنش کاری که خوشبختانه همه زحماتم به ثمر رسید و خیلی خوشحال هستم با روسای بخش و سایر همکاران رفتیم بیرون و یه پیتزا مشتی زدیم و یه دسر که بعدش به غلط کردن افتادم و مجبور شدم برای سوزوندن این همه کالری بیام و ساعت ده شب ورزش کنم. الانم تو تختم و ساعت کوک که فردا صبح برم که بازم مثل امروز باید مراقب کنفرانس ها و گفت و شنودها باشم.

برچسبها:



یکشنبه ۵ اوت ۲۰۰۷

کانالهای اطلاع رسانی گوگل

همیشه گوگل برای من شرکتی افسانه ای بود. شرکتی که لوگوش، اخبارش، فضای کاریش و آدماش و از همه مهم تر نوع آوریش برام بسیار جذاب بوده و تا قبل از اینکه خودم وارد این مجموعه بشم، بیشتر اخبارش رو دنبال می کردم و از جیک و پوک محصولاتشون خبر داشتم. جدای از وبلاگهای بسیاری که راجع به گوگل می نویسن، خود شرکت گوگل کانالهای ارتباطی رسمی مختلفی رو برای علاقه مندانش در نظر گرفته که از اون طریق می تونید به راحتی اخبار گوگل رو دنبال کنید و یا اطلاعات مورد نیازتون رو برای تحقیق های دانشگاهی به صورت موثق از طریق این کانالها ماخذ بدید. من تمام این لینکها رو در ستون سمت راست وبلاگ آورده ام.

• کانال گوگل در یوتوب: این کانال تصویری موارد بسیاری رو پوشش میده. از تبلیغ برای یک محصول گوگل گرفته تا سخنرانی ها و مصاحبه های گوگل.
• گفتمان گوگل با شخصیتها: به شدت توصیه می کنم این سری برنامه ها رو ببینید. گوگل در واقع تریبونی قرار داده برای نویسندگان، شخصیتهای سیاسی و کسانی که دستی در فن آوری دارن تا در مورد مباحثی بسیار داغ بحث بکنن. شخصیتهایی که برای سخنرانی دعوت میشن واقعا آدمهای جالبی هستند و در بینشون بنیانگزارن شرکت های بزرگ هم پیدا میشن که تجربیات جالبشون رو با دیگران به اشتراک می گذارن. این سری گفتمانها اصولا در مقر اصلی گوگل در آمریکا برگزار میشه.
• وبلاگ رسمی گوگل: اخبار مختلفی از گوگل رو پوشش میده اما بهترین امتیاز این وبلاگ اینه که در ستون سمت راستش به تمامی وبلاگهای محصولات گوگل دسترسی خواهید داشت. بنابراین اگر می خواید راجع به یک محصول و سرویس خاص مطالعه کنید و اخبارش رو دنبال کنید و یا حتی فیدبک بدید حتما سری به وبلاگ رسمی گوگل بزنید.
• تریبون گوگل: این صفحه بسیار ارزشمندی است برای اطلاع رسانی به علاقه مندان این شرکت. کلیه خریدهای شرکت، کلیه اخبار راجع به معرفی یک محصول جدید و یا بیانیه راجع به مسائل حقوقی و غیرو شرکت رو می تونید در اینجا مشاهده کنید.
• مدیران اجرایی گوگل: در این صفحه به صورت مختصر می تونید راجع به مدیران اجرایی شرکت اطلاعات جالبی به دست بیارید. به شخصه بسیار دوست دارم بعضیاشون رو از نزدیک ملاقات کنم و اگر شانس یار باشه باهاشون گپی بزنم. مخصوصا ماریسا، سالار، امید، وینت سرف، لاری، اریک، سرگی(ای بابا من که همشون رو گفتم)

برچسبها:



یکشنبه ۲۹ ژوئیهٔ ۲۰۰۷

ورزش در گوگل

سلامت کارکنان برای گوگل بسیار مهمه. اکثر کارکنان مخصوصا مهندسها تا دیر وقت کار می کنن و بسیار سخت کوش هستند. از اونجا که حجم کار بالاست و افراد اکثرا پستهای کلیدی دارن، بیماری هر کارمند می تونه برای شرکت بسیار سنگین تموم بشه برای همین گوگل سعی می کنه تا اونجا که می تونه شرایط کاری و سلامتی کارکنانش رو ارتقا بده و امکانات مناسب رو به صورت مجانی در اختیارشون قرار بده.

یکی از امکانات بسیار عالی در دفاتر کاری گوگل، مجهز بودن به سالن ورزش و استفاده از وسایل ورزشی مدرن به صورت کاملا مجانی است. مثلا در دوبلین ما سالن ورزش داریم که مجهز به دوش و رختکن بعلاوه وسایل آروبیک و بدن سازی است و از همه بهتر حضور یک مربی تمام وقت است. من قبل از اینکه ورزش رو شروع کنم از مربی وقت گرفتم و از شرایط بدنم ارزشیابی کرد مواردی مثل قد و وزن و سابقه بیماری و غیرو؛ بعد از این مرحله یک جلسه اختصاصی داشتم که بهم برنامه ورزشی بده با توجه به تست ارزشیابیم و همچنین علاقه شخصی. من بهش گفتم که می خوام بدنم قوی بشه و ماهیچه بیارم و چربی های شکمم آب بشه و بر طبق اون به من برنامه مشخص داد و قرار شد بعد از یه مدت ببینیم نتیجه کارم چی شده و چقدر پیشرفت کردم.

همین یه قلم رو اگر می خواستم بیرون انجام بدم خدا یورو ازم می گرفتن. تمام امکانات ورزش مجانیه و طبیعتا میوه، آب خوردن و انواع نوشیدنی ها مثل سایر بخش های گوگل مجانیست. بسیار این کار گوگل رو می پسندم که امکانات مناسب رو در اختیار کارکنانش قرار میده و در عوض من نوعی هم اضافه کاری می کنم و سخت تلاش می کنم چرا که از جایی که کار می کنم راضی هستم. این خیلی مهمه. حالا من هم بعد از 10 سال دوباره شروع کردم به بدنسازی. فعلا قول دادم هفته ای سه بار برم باشگاه تا بعد. خدا رو چه دیدی شاید شدیم یه آرنولد فشرده.

برچسبها: ,



شنبه ۲۸ ژوئیهٔ ۲۰۰۷

خدمات و محصولات بسته شده گوگل در ایران

در کامنتهای پیشین بعضی از دوستان پرسیده بودند که چرا بعضی محصولات نرم افزاری گوگل برای ایرانی ها بلوک شده و قابل بارگذاری و استفاده نیست. من به دلیل اینکه چند سالی است در ایران نیستم، طبیعتا هیچگاه خودم با چنین مشکلی برخورد نکرده ام و نمی دونم آیا فقط محصولات نرم افزاری گوگل بلوک شده اند و یا اینکه بعضی از خدمات هم برای کاربران ایرانی بسته شده اند. این پست رو کلا اختصصا می دم به همین بحث و لینکش رو هم در ستون کناری بلاگ می گذارم که همیشه بحثش باز باشه و بتونید اخبار این چنینی رو در اختیار من بگذارید.

دوستان خوب من. من هنوز تازه وارد هستم و به قول خودمون نیاز به سفت کردن جای پایم دارم ضمن اینکه پیدا کردن مدیران بخش های مختلف گوگل بعضی وقتها بسیار مشکله چرا که تقویم بسیار پر و پیمونی دارن برای همین گاهی پیدا کردن جواب بعضی پرسشها فقط نیازمند کوشش من نیست بلکه نیاز به زمان هم داره.

خواسته من اینه که لطفا از این به بعد از طریق همین پست وبلاگ به من بگید که چه محصولات و خدماتی از گوگل در ایران بلاک شده اند. لطفا کامنت تکراری نگذارید و سرویس هایی که قبلا ذکر شده اند رو ننویسید. در بهترین حالت اینه که اگر سرویسی رو نام بردید چند کاربر در شهرهای مختلف هم تایید کنن که اونها هم قابل به استفاده و یا بارگذاری نرم افزار نیستند. در مرحله بعدی من سعی می کنم با مدیران اون بخشها تماس بگیرم و مشکل رو جویا بشم. فقط یادتون باشه که در صورتی که جوابیه جز مسائل محرمانه شرکت باشه من متاسفانه نمی تونم اینجا پاسخ رو بنویسم. هرچند امیدوارم همه چیز شفاف باشه و به شخصه واقعا نمی دونم چرا باید کاربران ایرانی بلوک باشند. این اصلا با روح گوگل سازگار نیست. حتما پیگیرش میشم.

برچسبها: ,



پنجشنبه ۲۶ ژوئیهٔ ۲۰۰۷

گسترش زبان فارسی در محصولات گوگل

از همون ابتدا که وارد گوگل شدم سعی کردم که با تیمهای مختلف ارتباط برقرار کنم و پیشنهاداتم رو بهشون ارائه بدم و یا اینکه خودم رو در فارسی کردن یک محصول داوطلب کنم. طبیعتا چون مدت زیادی نیست که در گوگل هستم و فشار کاری خودم هم مزید بر علت بوده، کمی طول می کشه تا گفتگوهای اولیه انجام بشه و بتونم در یک تیم به عنوان عضو داوطلب شروع به کار کنم.

مطمئن باشید در صورت اینکه اجازه انتشار یک خبر و یا درخواست از طریق وبلاگ رو داشته باشم حتما از همین جا با شما مطرح خواهم کرد؛ خواه گرفتن فیدبک و نظرات شما راجع به یک محصول خاص باشه و حتی مطرح کردن سوالات شما و به قولی رساندن صدای کاربرهای ایرانی و فارسی زبان به مدیران بخش مربوطه تا اونجا که حیطه کاری و موقعیت شغلی من اجازه بده. قلب من هم به مانند همه شماها برای زبان پارسی می تپه و چقدر دلسرد کننده س وقتی که می بینیم شرکت بزرگی مثل گوگل هم کمترین توجه رو به این زبان داره و متاسفانه بستر مناسبی رو برای فارسی زبانها در محصولاتش بوجود نیاورده. افتخاری برای من خواهد بود اگر که بتونم در پیشبرد این هدف، با کمک همدیگه گامی بردارم. پس صبور باشید و اخبار رو از طریق همین وبلاگ دنبال کنید.

برچسبها: ,



چهارشنبه ۲۵ ژوئیهٔ ۲۰۰۷

اولین شرکت در کنفرانس راه دور

روزهای اولی که وارد گوگل شده بودم، یکی از دل مشغولی هام جسنجو به دنبال پروفایل آدمهای معروف گوگل بود. از لری و سرگی و اریک بگیر تا مریسا و امید کردستانی و سالار کمانگر و خیلی های دیگه {مدیران اجرایی گوگل}. فعلا من نتونستم هیچ کدوم از این آدمها رو که نام بردم به شخصه و از نزدیک ملاقات کنم اما تجربه اولین کنفرانس ویدئویی برام خیلی هیجان انگیز بود.

فکر می کنم در جریان سری کنفرانس های "zeitgeist" بود. همکارم گفت که این کنفرانس می خواد شروع بشه. من هم که مثل همیشه علاقه مند رفتم که نگاه کنم. یهو دیدم امید کردستانی با خنده ای که همیشه بر لبهاش هست، روی صفحه ظاهر شد و شروع کرد به صحبت کردن و مراسم معارفه.همین جوری مجذوب کنفرانس شدم تا رسید به بخش پرسش و پاسخ. دوستم به شوخی گفت حالا دست توی دماغت نکنی که اینا تو رو می بینن. اول فکر کردم داره شوخی می کنه ولی مثل اینکه قضیه جدی بود. من بدون اینکه بدونم از طریق راه دور توی کنفرانس بودم و می تونستم از امید یا هرکس دیگری سوال کنم. از خوشحالی داشتم خفه می شدم. البته چون هیچ وقت به ذهنم هم خطور نکرده بود که ممکنه توی کنفرانس و به صورت زنده شرکت کنم، سوالی آماده نکرده بودم که بپرسم. این اولین حضور غیر فیزیکی من در یکی از کنفرانس های گوگل بود.

بعدها این قضیه عادی شد و بودن در کنفرانس ها از راه دور با حضور لری پیج و اریک اشمیت و خیلی کله گنده های دیگه جز فعالیت های معمول کاریم شده و من همچنان با عطش خیلی هاشون رو شرکت می کنم. تو این مدت به چند تا از سخنرانی های لری پیج(یکی از بنیانگزاران گوگل) گوش دادم. بسیار جوان خوشفکر و معقولیه. همکارانی هم که دیدنش میگن که آدم خوش مشرب و باحالیه. جالبه که "سرگی برین" رو هنوز تو هیچ کنفرانسی ندیدم. نمی دونم شاید چون تازه ازدواج کرده درگیر مسائل خانوادگیه. به هر حال در زندگی جدید براش آرزوی موفقیت می کنم.

برچسبها: , ,



دوشنبه ۲۳ ژوئیهٔ ۲۰۰۷

پژمان گوگلی می شود

دو ماه و اندی از سکونت من در دوبلین(پایتخت ایرلند جنوبی) می گذره. می تونم بگم دیگه کاملا جا افتادم و زندگی پر نشاط کاریم رو سپری میکنم. توی این مدت همیشه از شرکت حرف زدم اما هیچ وقت نگفتم که کجا کار می کنم. جایی که براش پنج سال تمام صبر کردم؛ شرکتی که همیشه اخبارش رو می خوندم و آرزو می کردم که بتونم جزیی از اون باشم. تا من هم استعدادم رو نشون بدم و در رشدش سهیم باشم. جایی که به بودن در اون افتخار کنم.

من هنوزم باورم نمیشه که بعد این همه مشکلات مهاجرتی و قوانین کار و ویزا و هفت خوان رستم سیستم گزینش و مصاحبه تونستم وارد این مجموعه قدرتمند بشم. داغ ترین شرکت آی تی روز دنیا، شرکتی که به طرز سرسام آوری در حال رشده و در سال بیش از یک میلیون رزومه کاری دریافت می کنه. آری من با تمام دنیا مسابقه داده ام چرا که من در گوگل کار می کنم. گوگلی که اکنون ساختمانش از پنجره اتاق خواب من تنها 10 ثانیه فاصله داره. جایی که تمام امکانات رو به من داده تا شکوفا بشم. هر روز صبح که از درب ورودی به سمت سالن غذاخوری برای صبحانه میرم به لوگوی زیباش در سردر ورودی سلام می کنم. سلام گوگل. من پژمانم و برای رسیدن به تو، راه طولانی اومدم. الحق که از مهمانت خوب پذیرایی کردی. هزاران درود بر تو.

برچسبها: